بر باد رفته

سینمایی ، گوناگون

دانشمندان مي گويند در شهاب سنگي که 40 سال پيش به زمين برخورد کرده، ميليون ها ترکيب آلي را شناسايي کرده اند.

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 10:10 توسط بر باد رفته|


مصطفی کیائی فیلم سینمایی "بزن بریم بهشت" را بر اساس فیلمنامه‌ای از خود مقابل دوربین می‌برد.

به گزارش خبرنگار مهر، کیائی که به تازگی فیلم سینمایی "بعد از ظهر سگی سگی" را کارگردانی کرده روی فیلمنامه "بزن بریم بهشت" کار می‌کند. این فیلمنامه با موضوع دفاع مقدس و در گونه کمدی ساخته می‌شود. وی به زودی و پس از پایان مراحل نگارش فیلمنامه آن را برای دریافت پروانه ساخت ارائه می‌دهد.

در فیلم سینمایی "بعد از ظهر سگی سگی" مجید صالحی، رضا عطاران، بهاره رهنما، علی صادقی، سعید آقاخانی، مهران رجبی، فرناز رهنما، امیر نوری، مرتضی ضرابی، محسن کیایی، شیرین ایزدی، کیمیا حقیقی و آرین ریسباف ایفای نقش کردند.

داستان "بعد از ظهر سگی سگی" درباره یک فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک است که در صنعت خودروسازی طرحهایی ارائه کرده اما کسی به او بها نمی‌دهد. وی برای اینکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند بازی خطرناکی را آغاز می‌کند که منجر به گروگانگیری می‌شود.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 9:27 توسط بر باد رفته|



علی حاتمی

تولد ۲۳ مرداد ۱۳۲۳

۱۹ اوت ۱۹۴۴
تهران
مرگ ۱۵ آذر ۱۳۷۵
۷ دسامبر ۱۹۹۶

تهران

نام دیگر عباسعلی حاتمی

زمینه فعالیت کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس
ملیت ایرانی
سال‌های فعالیت ۱۳۴۸-۱۳۷۵
همسر زری خوشکام ۱۳۷۵-؟؟۱۳
فرزندان لیلا حاتمی


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 8:44 توسط بر باد رفته|

رحلت پیامبر خاتم و امام حسن مجتبی و امام هشتم علی بن موسی الرضا را به تمام شیعیان تسلیت عرض می نمایم.

وچه نیکوست که دل عاشق آن حسن مبارک باشد .

خوشبحال اونایی که از این دو ماه کمال استفاده رو کردند. عاشق بودند عشق بازی کردند با عشق مطهر و پاکشون خوشبحال اونایی که درک کردند این ایام پر برکت را.

و چه افسوس و صد افسوس از اونهایی که مثل من از این قافله جا ماندند.

و از خداوند بزرگ می خواهم که همه بندگان خدا را آدم کند.

آدم بودن برای درست زیستن شرط زندگی و دوری از خوی حیوانی

انشاالله

یا حق

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 14:26 توسط بر باد رفته|

 

خلاصه (شروع داستان): سریال 4 فصلی (که با یک قسمت دو برابر معمول نهایی همراه شد) درام-هیجانی گسست زندان (یا به قول معروفش "فرار از زندان") مدتی ست (از ٢٩ آگست سال 2005) که از تلویزیون سراسری ایالات متحده - و پس از آن سایر نقاط دنیا- پخش می شود و در این مدت توانسته به یکی از پر بیننده ترین سریال های معاصر تبدیل شود. اما چرا چنین مجموعه یا مجموعه هایی موفق می شوند به عوامل چندی مربوط می شود که بایستی مورد بررسی قرار گیرد.

خلاصه: این سریال حول شخصیت دو برادر می چرخد که یکی تقریباً غیر گناهکار است اما به دلایلی عمداً برای قتل برادر رئیس جمهور آمریکا مجرم جلوه داده شده و محکوم به مرگ است ( Lincoln Burrows) و دیگری (Michael Scofield) در پی نجات او. کل چهار فصل بر سر تلاش این دو برای رهایی از قانون بی قانونی و قدرت های پشت پرده این توطئه می گذرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 14:6 توسط بر باد رفته|


آهنگری پس از گذراندان جوانی پر شر و شور،تصمیم گرفت وقت و زندگی خود را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، اما با تمام پرهیزکاری، اوضاع زندگیش درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش بیش از پیش نمایان می شد.

یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شدگفت:" واقعا عجیب است، درست بع از این که تصمیم گرفته ای مرد خداپرستی شوی، زندگی ات بدتر شده. نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام این تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده."

آهنگر پاسخ داد: "در این کارگاه برایم فولاد خام می آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می دانی پطور این کار را می کنم؟ اول تکه فولاد را بهه شدت حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، با سنگین ترین پتک پشت سر هم به آن ضربه می زنم، تا فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می کنم، فولاد به خواطر این تغییر نا گهانی دما، ناله می کند و رنج می برد.باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم".

آهنگر مدتی سکوت کرد و ادامه داد: " گاهی فولادی که به دستم می رسد، نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد . حرارت، ضربات پتک و آب سرد، آن را ترک می اندازد. میدانم که این فولاد، هرگز تیغه شمشیر مناسبی نخواهدشد".

آهنگر مکثی کرد ادامه داد: "می دانم خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی که زندگی بر من وارد کرده پذیرفته ام، و گاهی به شدت احساس سرما می کنم.

انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد...

اما تنها چیزی که می خواهم، این است:

خدای من!

از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو می خواهی به خود بگیرم. با هر روشی که می پسندی، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده...

اما هرگز مرا به کوه فولادهای بی فایده پرتاب نکن! 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 12:53 توسط بر باد رفته|


کتایون ریاحی زاده (۱۳۴۰)، بازیگر، سینما و تلوزیون ایرانی متولد تهران و از پدر و مادری شیرازی -گیلانی تباراست.پدر وی اردشیر ریاحی پزشک مرجع ارتوپد بیمارستان چمران در شهر شیراز و مادرش گیتی ریاحی خواهر شهلا ریاحی بازیگر گیلانی تبار دوران قدیم سینمای ایران است. وی همچنین کارشناس ادبیات و مردم‌شناسی است. علیرضا ریاحی از دیگر بازیگران سینما در ایران برادر کتایون ریاحی است.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 11:26 توسط بر باد رفته|

عزت‌الله انتظامی متولد ۱۳۰۳ تهران بازیگر پر سابقهٔ تئاتر و سینمای ایران است.


پدر او که از شهر اشتهارد برای خدمت سربازی به تهران آمده بود با مادر وی که یک اشراف زاده بود آشنا می‌شود و عزت الله حاصل ازدواج این زن و شوهر می‌شود.

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 10:59 توسط بر باد رفته|

نام اصلی سر چارلز اسپنسر چاپلین

زمینه فعالیت بازیگر، نویسنده، کارگردان
و تهیه‌کننده
تولد ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
خیابان ایست , والورث
لندن، انگلیس
والدین مادرش هانا هیل
مرگ ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷
(سن :۸۸ سال)
ووی، سوئیس
سال‌های فعالیت ۱۹۷۶ - ۱۹۱۴
همسر(ها) میلدرد هریس ۱۹۲۰-۱۹۱۸
لیتا گری ۱۹۲۸-۱۹۲۴
پولت گدارد ۱۹۴۲-۱۹۳۶
اونا اونیل ۱۹۷۷-۱۹۴۳

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 9:39 توسط بر باد رفته|

شلغم TURNIP

نام علمی Brassica Napus
گياه شناسي
شلغم گياهي است با برگهاي ناصاف و بريدگيهاي زياد به رنگ سبز و سفيد . ريشه آن غده اي و به شكل هاي گرد و يا دراز به رنگ سفيد با لكه هاي بنفش مي باشد .
ميوه شلغم مانند غلافي باریك و دراز است كه در آن چند دانه سياه وجود دارد . شلغم در هواي سرد بسيار خوب رشد مي كند و شايد علت آن باشد كه براي درمان بيماريهايي كه در فصل سرما زياد است و بيماريهاي تنفسي بكار مي رود .
خواص داروئي:
شلغم از نظر طب قديم ايران گرم و تر است
خواص شلغم آنقدر زياد است كه مي توان گفت اين گياه براي هر دردي درمان است و اگر مردم مي دانستند كه اين گياه چقدر فايده درد تمام باغچه هاي خانه خود را شلغم ميكاشتند و هر روزه از آن استفاده مي كردند .
1)شلغم مقوي است
2)شلغم اشتها آور است
3)شلغم ضعف جنسي را درمان كرده و اسپرم را زياد مي كند
4)شلغم سرفه را تسكين مي دهد
5)ترشي شلغم بهترين نوع ترشي است زيرا مقوي معده و روده ها و اشتها آور است
6)آب شلغم قند خون را پائين مي آورد
7)تخم شلغم را اگر سرخ كرده و بخوريد براي ضعف جنسي موثر است
8)اگر گلو درد داريد آب پخته شلغم را قرقره كنيد
9)خوردن آب شلغم درمان كننده جوش صورت است
10)آنهايي كه حافظه ضعيف دارند حتما بايد شربت بخورند زيرا ثابت شده است كه شلغم حافظه را تقويت مي كند
11)شلغم شب كوري را درمان مي كند
12)شلغم بعلت داشتن ويتامين B1 علاج كم خوني است
13)شلغم براي رشد و نمو استخوانها مفيد است بنابراين زنان باردار وشیرده حتما بايد از آن استفاده كنند .
14)زن حامله اي كه در مدت بارداري شلغم خورده باشد بچه اش زودتر رشد كرده ، زودتر حرف مي زند و حتي زودتر راه مي افتد و در مقابل امراض مقاومت بيشتري خواهد داشت .
15)آنهايي كه غده تيروئيدشان كم ترشح مي كند بايد حتما شلغم بخورند زيرا شلغم بعلت داتشن يد فراوان ترشحات غده تيروئيد را تنظيم مي كند .
16)شلغم مهمترين گياه ضد سرطان است و حتي گسترش سرطان را متوقف مي كند .
17)شلغم درمان بسياري از بيماريهاي پوستي است
18)شلغم پخته بهترين دارو براي برونشيت است
و بالاخره سعي كنيد كه در فصل زمستان براي پيشگيري از سرماخوردگي و بيماريهاي تنفسي اقلا چند بار در هفته شلغم بخوريد شلغم پخته بهترين صبحانه است . بدن را تميز كرده و مواد سمي را ازبدن خارج مي سازد .همانطور که در بالا گفته شد آب شلغم خام خواص بيشتري از شلغم پخته دارد بشرطي كه معده شما را ناراحت نكند .
خواص شلغم از نظر احادیث :

  هیچکس نیست مگر آنکه رگی از جذام در او است و شلغم آنرا ذوب میکند و روایت شده که آن را در فصلش بخورید که هر دردی را از شما میبرد در صورتی که معده ضعیف نباشد میتوان آب شلغم خام را خورد اما بیشتر به صورت پخته از آن استفاده میشود   

منبع: پارسی طب

نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 13:14 توسط بر باد رفته|


مجیدی پس از بید مجنون که از بازیگران حرفه ای استفاده کرد، اکنون باز به بچه های آسمان و به رنگ خدا بازگشته و بازیگران ناشناخته را به کار گرفته است.


داستان آواز گنجشک ها درباره مردی ترک زبان و حاشیه نشین با چند سر عائله است. او در حاشیه تهران در بیغوله ای زندگی می کند. کار او در مزرعه شترمرغ است، با فرار یک شترمرغ او اخراج می شود، او برای تهیه سمعک دخترش به تهران می رود و درمی یابد که با موتوسیکلت می تواند درآمد داشته باشد. داستان فیلم بسیار نو و تازه ولی رفتار شخصیت ها بسیار ساده و عادی است و هیچ چیزی از آن ها خارج از این جهان مادی بروز نمی کند.

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 13:0 توسط بر باد رفته|

سيزده فيلم كه قسمت سوم يك پروژه سينمايي هستند و بدترين قسمت آن سري فيلم‌ها محسوب مي‌شوند، انتخاب شدند. 
به گزارش توتال فيلم كه اين فيلم‌ها را انتخاب كرده،‌ اين فيلم‌ها ثابت مي‌كنند كه عدد سه، يك عدد جادويي نيست و ممكن است قسمت سوم يك سه‌گانه اعتبار كل آن پروژه سينمايي را زير سوال ببرد. فهرست كامل اين سيزده فيلم را همراه با رده بنديشان در اين فهرست مي‌خوانيد:
1- ترانسفورمرز (در مرحله پيش‌توليد است)
2- بيگانه 3
3- موميايي: معبد امپراتور اژدها
4- هالووين 3: فصل جادوگر
5- بتمن براي هميشه
6- آرواره‌هاي سه بعدي
7- ببين حالا چه كسي حرف مي‌زند
8- انقلاب‌هاي ماتريكس
9- دزدان دريايي كارائيب: انتهاي دنيا
10- تنها در خانه 3
11- سوپرمن 3
12- پدرخوانده قسمت سوم
13- مرد عنكبوتي 3

منبع: بانی فیلم
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 9:6 توسط بر باد رفته|

27 نقش كوچك كه تأثيرات مهم و عميقي در سينما داشته‌اند، انتخاب شدند. 
به گزارش توتال فيلم كه اين رأي‌گيري را به صورت اينترنتي انجام داده، اين كاراكترها با وجودي كه مدت زمان كمي در فيلم حضور دارند، اما اهميت حضورشان در فيلم بسيار زياد است. گلچيني از اين نقش‌ها و فيلم‌هاي مربوطه و رتبه نقش‌ در اين رده‌بندي را مي‌خوانيد:
1- جيمي دوباره كار در «رفقاي خوب» (1990)
2- دكتر منهتن كوك در «واچمن‌‌‌ها» (2008)
3- دافع حشرات در «شكار موش» (1997)
4- جاني در « هواپيما» (1980)
5- كينگ جولين در «ماداگسكار» (2005)
6- نيك در «از سيگار كشيدنتان متشكرم» (2005)
7- ازميرالدا ويلالوبوس در «پالپ فيكشن» (1994)
8- اسپايدر پيگ در «فيلم سينمايي «سيمپسونها» (2007)
9- نگهبان تيمارستان در «ترميناتور 2: روز داوري» (1991)
10- دركسل در «رومانس واقعي» (1993)
11- هوكر در «غلاف تمام فلزي» (1987)
12- والتر پك در «شكارچيان روح» (1984)
13- قاتل سرجوخه استنلي مليش در «نجات سرباز رايان» (1998)
14- هري اليس در «جان سخت» (1988)
15- پسر قاشق به دست در «ماتريكس» (1999)
16- عيسي در «لبوفسكي بزرگ» (1997)

17- ريچارد چسلر در «باشگاه مشت‌زني» (1999)

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 9:5 توسط بر باد رفته|

مصوبه آخرين جلسه‌ شوراي صنفي نمايش:ارسال آيين‌نامه‌ اكران 89 به وزارت ارشاد
شوراي صنفي نمايش، آيين‌نامه اکران سال 1389 به هيأت مديره خانه سينما ارايه كرد تا آيين‌نامه نهايي اکران 89 به زودي به اداره کل ارزشيابي و نظارت سينمايي حرفه‌اي ارسال شود. 
به گفته مهدي كر‌م‌پور آخرين جلسه شوراي صنفي نمايش ديروز در محل خانه سينما شماره 2 تشکيل شد و اعضاي اين شورا توسط مدير عامل جامعه اصناف سينمايي ايران تقدير و توديع شدند.
همچنين وضعيت اکران و حوزه نمايش در سال 88 و مديريت آن در اين جلسه بررسي شد.
افزايش فروش فيلم‌ها تا سقف 350 درصد، افزايش مخاطب و ضريب اشغال صندلي سينماها، در حالي است که سينماي ايران به مدت 18 سال از سال 1370 تا 1387 سير نزولي ريزش مخاطبين را داشته و اين افت بر منحني نزول تا به آنجا پيش رفت که سينماي ايران 80% از مخاطبين خود را از دست داده بود. در سال 1388 اين روند متوقف و براي اولين بار آمار 15% رشد را نشان مي‌دهد.
در پايان امسال رکورد تعداد فيلم‌هاي به نمايش درآمده در سي سال گذشته (که رقمي بين 45 تا 47 فيلم بود) شکسته شد و براي اولين‌بار اين تعداد از مرز60 فيلم گذشت. تنظيم کف فروش‌هاي متغير براي سرگروه‌ها، افزايش بهاي بليت (تا 25%) و مديريت اکران و تنظيم نمايش در بحراني‌ترين دوره طي ساليان اخير از ديگر مسائلي بود که شوراي صنفي در سال جاري با آن مواجه بود و مديريت کرد. هم‌چنين آيين‌نامه اکران سال 1389 توسط کميته 9 نفره منتخب هيأت مديره تنظيم و به هيأت مديره خانه سينما تقديم شد. خانه سينما آيين‌نامه‌ نهايي اکران 89 را به‌زودي به اداره کل ارزشيابي و نظارت سينمايي حرفه‌اي ارسال خواهد کرد.
اكران «شب»، «محافظ» و «به رنگ ارغوان»
از 28 بهمن‌ماه
در آخرين جلسه شوراي صنفي نمايش همچنين ‌مقرر شد: فيلم سينمايي «عيار 14» (پرويز شهبازي) از چهارشنبه اين هفته در گروه سينمايي قدس به نمايش درآيد و فيلم‌هاي «به رنگ ارغوان» (ابراهيم حاتمي‌كيا) در گروه سينمايي آفريقا، «محافظ» (جواد كاسه‌ساز) در گروه سينمايي آزادي و «شب» (رسول صدرعاملي) در گروه سينمايي عصر جديد از چهارشنبه هفته آينده 28 بهمن‌ماه به نمايش درخواهند آمد و نمايش فيلم «حلقه‌هاي ازدواج» تا پايان سال در گروه سينمايي استقلال ادامه خواهد يافت.
گزينه‌هاي اكران نوروزي
مرتضي شايسته گفت: در تدارك اكران فيلم سينمايي «صدسال به اين سالها» در نوروز هستيم.
اين تهيه‌كننده در گفت‌و‌گو با ايسنا اظهار داشت: بعد از نمايش اين فيلم در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر تصميم گرفتيم همان نسخه را كه با استقبال هم مواجه شد، اكران كنيم و احتمالا زمان آن نوروز 89 باشد.
در «صد سال به اين سالها» به كارگرداني سامان مقدم رضا كيانيان، پرويز پرستويي و فاطمه معتمدآريا به ايفاي نقش پرداختند و اين فيلم روايتگر زندگي زني در سه مقطع مختلف زماني است.
علي‌سرتيپي نيز از 4 فيلم «هيچ»، «آتشكار»، «لطفا مزاحم نشويد» و «حوالي اتوبان» به عنوان گزينه‌هاي اكران نوروزي فيلميران نام برد.
وي به فارس گفت: فيلميران از فيلم‌هايي كه در جشنواره حضور داشته‌اند با «لطفا مزاحم نشويد»، «حوالي اتوبان»، «چيزهايي هست كه نمي‌دانيم»، «زندگي با چشمان بسته»، «هيچ»، «طهران-تهران» و «آتشكار» براي پخش در سال 89 قرار داد اكران بسته‌ايم كه 4 فيلم «هيچ»،«آتشكار»، «لطفا مزاحم نشويد» و «حوالي اتوبان» گزينه‌هاي اصلي فيلميران براي اكران نوروزي هستند.
وي افزود: اگر شرايط مناسب بود احتمال دارد «طهران تهران» را نيز به فيلم‌هاي اكران نوروزي خود اضافه كنيم.
اشرفي: اکران نوروز نياز به تنوع
و اطلاع‌رساني دارد
رييس هيأت مديره انجمن سينماداران موفقيت فيلم‌ها در اکران نوروزي را نيازمند برنامه‌ريزي دقيق براي معرفي آنها دانست.
محمد اشرفي به مهر گفت: نگاه غلطي وجود دارد که مي‌گويد فقط فيلم‌هاي کمدي در اکران نوروزي موفق مي‌شوند، اما تجربه نشان داده اگر فيلمي جذاب باشد و ساختار سينمايي مناسب داشته باشد مي‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. مهمترين نياز اکران نوروزي تنوع فيلم‌هايي است که در اين مقطع روي پرده مي‌روند.
وي ادامه داد: يکي از عوامل موفقيت فيلم قصه آن است و مجموعه عوامل مي‌تواند در موفقيت يک فيلم سهم داشته باشد. تهيه‌کنندگان و پخش‌کننده‌ها بايد اين موضوع را در نظر داشته باشند که تبليغات و شرايط معرفي فيلم مي‌تواند در فروش آن تاثير داشته باشد. بسياري از فيلم‌ها از نبود اطلاع‌رساني درست لطمه مي‌بينند.
اشرفي افزود: سينماي ايران فيلم‌هاي خوبي دارد که مي‌توانند در جذب مخاطب موفق باشند. تعدادي از اين آثار در جشنواره فيلم فجر روي پرده رفتند و به اين جشنواره رونق دادند اما اين همه بضاعت سينماي ايران نيست و تعدادي از توليدات که در جشنواره اکران نشده‌اند مي‌توانند گيشه سال 89 را گرم کنند.

اين سينمادار گفت: بهترين روش اين است که اکران نوروز از اسفندماه شروع شود تا مخاطبان سينماي ايران بتوانند براي تماشاي فيلم مورد نظرشان برنامه‌ريزي کنند. سينماي ايران فيلم‌هاي جذاب و متنوعي دارد که اگر درست معرفي شوند و زمان مناسب روي پرده بروند فروش بالايي دارند، اما از اين پتانسيل استفاده نمي‌شود.

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 9:2 توسط بر باد رفته|

گفتن ذكر"يااحد"بعدازهرنماز13مرتبه جهت خلاصي از گرفتاري سيار نافع است وگفتن 1000 باردرخلوت چنان باشد كه ملائكه با او همراه شوند و گفتن "ياواحديااحد" خيلي مؤثراست. امام رضا(ع)فرمودند:هركس را مرض سختي باشد هرروز1001 مرتبه"ياواحد"بگويد از آن صحت يابد.
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 9:1 توسط بر باد رفته|

مارلون براندو


تولد ۳ آوریل ، ۱۹۲۴
اوماها ، ایالت نبراسکا
مرگ ۱ ژوئیه ، ۲۰۰۴ (سن:۸۰ سال)
لس‌آنجلس ، ایالت کالیفرنیا
سال‌های فعالیت ۲۰۰۴ - ۱۹۴۴
همسر(ها) آنا کاشفی (۱۹۵۹-۱۹۵۷)
مویتا کاستاندا (۱۹۶۲-۱۹۶۰)
تریتا تریپیا (۱۹۷۲-۱۹۶۲)

مارلون براندو (به انگلیسی: Marlon Brando) (تولد: ۳ آوریل، ۱۹۲۴ - درگذشته: ۱ ژوئیه، ۲۰۰۴) بازیگر آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار ستايش شده ترين بازيگر تاريخ سينماي جهان است.

زندگینامه

مارلون براندو در یک ساعت پس از نیمه شب سوم آوریل ۳ آوریل ، ۱۹۲۴ در اوماها ، ایالت نبراسکا به دنیا آمد. او یکی از تاثیرگزارترین بازیگران تاریخ سینما است. بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده می‌دانند. این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان «بهترین بازیگر تاریخ سینما» شناخته می‌شود.

آثار به یادماندنی

از فیلمهای مشهوری که وی در آنها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به آثار زیر اشاره کرد
((اتوبوسی به نام هوس )) در نقش «استنلی کووالسکی» به کارگردانی الیا کازان
(( فیلم در بارانداز)) در نقش «تری مالوی» به کارگردانی الیا کازان
((فیلم پدرخوانده))در نقش «دون ویتو کورلئونه»
((فیلم دزیره))در نقش ناپلئون بناپارت

جوایز

بهترین بازیگر مرد در جشنواره بین‌المللی فیلم کن، سربازان یک چشم، ۱۹۵۲
برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان ، جولیوس سزار، ۱۹۵۳
برنده اسکار بهترین بازیگر مرد، دربارانداز، ۱۹۵۴
برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان، بارانداز، ۱۹۵۴
بهترین بازیگر مرد، در بارانداز، ۱۹۵۴
بهترین بازیگر مرد، سایانورا، ۱۹۵۷
برنده اسکار بهترین بازیگر مرد، پدرخوانده، ۱۹۷۲

فیلم‌ها،سال، نام، فیلم، نقش، توضیحات
۱۹۵۰ مردان
۱۹۵۱ اتوبوسی به نام هوس استنلی کوالسکی
۱۹۵۲ زنده باد زاپاتا! امیلیانو زاپاتا
۱۹۵۳ جولیوس سزار مارک آنتوان برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان
وحشی
۱۹۵۴ دربارانداز تری مالوی برنده اسکار بهترین بازیگر مرد
برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان
دزیره ناپلئون بناپارت
۱۹۵۵ مردان و عروسکها
۱۹۵۶ چایخانه ماه اوت
۱۹۵۷ سایونارا بهترین بازیگر مرد
۱۹۵۸ شیرهای جوان
۱۹۵۹ نسل فراری
۱۹۶۱ سربازهای یک چشم ریو همچنین کارگردان
۱۹۶۲ شورش در کشتی بونتی
۱۹۶۳ آمریکایی زشت
۱۹۶۴ داستان وقت خواب
۱۹۶۵ موریتوری
۱۹۶۶ آپالوزا
تعقیب
۱۹۶۷ کنتسی از هنگ کنگ
انعکاس در چشمان طلایی
۱۹۶۸ کَندی
شب روز بعد
۱۹۶۹ بسوزان!
۱۹۷۲ شبروها
پدرخوانده دون ویتو کورلئونه برنده اسکار بهترین بازیگر مرد
برنده بهترین بازیگر مرد جوایز گوی طلایی
آخرین تانگو در پاریس پل
۱۹۷۶ آب بند‌های میسوری
۱۹۷۸ سوپرمن
۱۹۷۹ اینک آخرالزمان
۱۹۸۰ فرمول
۱۹۸۹ فصل سفید خشک
۱۹۹۰ تازه کار
۱۹۹۲ کریستوف کلمب: اکتشاف
۱۹۹۵ دون خوان دمارکو
۱۹۹۶ جزیره دکتر مورو
۱۹۹۷ شجاع

۲۰۰۱ امتیاز

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:9 توسط بر باد رفته|



ابرهای ماماتوس

این نوع ابرها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابرها تشکیل می شوند. ابرهایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می شوند. شکل ظاهری این ابرها حاصل کیسه هایی از هوای سرد اشباع شده است که به سرعت از سطح ابرهای توفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می کند.

کشند قرمز


کشند قرمز یا «شکوفایی جلبکی» پدیده ی طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می آید. هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند ، موجب پدیدار شدن توده های قرمز رنگی در سطح آب می شوند. این موجودات در برخی موارد سم کشنده ای را تولید می کند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می شود. این سم می تواند به انسان نیز آسیب برساند.


سنگ های متحرک


سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند. نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد. بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد. اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ بادهایی با سرعت صدها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین بادهایی نمی وزد.



گرداب آتش


گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش ـ بسته به دمای هوا و جریان باد ـ از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد. گرداب های آتش می توانند به ارتفاع 200 فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند.


منبع: SALIJOON.INFO
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:40 توسط بر باد رفته|

سرنخ‌هاي ميكروسكوپي از فسيل‌ها نشان داده است كه دايناسورها رنگ‌هاي درخشان و متنوعي داشته‌اند. 
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دانشمند‌ان با كشف سرنخ هاي ميكروسكوپي پنهان شده در ميان فسيل‌ها به وجود رنگ‌هاي روشن و درخشاني پي برده‌اند كه يك گونه منقرض شده از دايناسورهاي پردار و متعلق به 150 ميليون سال قبل را مزين مي‌كرده‌اند. 
محققان دانشگاه ييل نتايج اين يافته جديد را در مجله ساينس منتشر كرده‌اند. 
برخلاف يافته اخير چيني‌ها مبني بر وجود دو نوع ذره ملانين در گونه‌هاي مختلفي از دايناسورهاي پردار، محققان در اين تحقيق ساختارهاي منتقل كننده رنگي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده‌اند كه ملانوزوم ها نام دارند كه از يك فسيل كامل از يك جانور منفرد به دست آمده‌اند. دستاوردي كه محققان را قادر كرد الگوهاي غني از رنگ‌ها را در يك جانور كامل ماقبل تاريخي كشف كنند. 
در واقع تحليل ملانوزوم‌ها كه از سوي محققان ييل انجام شده، به قدري دقيق بوده كه تيم مزبور توانستند رنگ‌هاي تك تك بال‌هاي يك فسيل دايناسور داراي چهار بال موسوم به «آنچيورنيس هوكسلي» را مشخص كنند. 
اين دايناسور در طول اواخر دوره ژوراسيك در چين مي‌زيسته است. 
كشفيات جديد ديدگاههاي بهتري درباره تاريخچه تكامل پر در دايناسورها پيش از به وجود آمدن پرندگان مدرن امروزي ارائه مي‌دهند.
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:12 توسط بر باد رفته|


امین حیایی

ملیت ایرانی
تولد ۱۳۴۹
تهران
سال‌های فعالیت ۱۳۷۰ تا کنون
همسر(ها) نیلوفر خوش خلق
مدرک تحصیلی دیپلم
امین حیایی بازیگر معروف سینمای ایران است. او در سال ۱۳۴۹ در تهران متولد شد.

زندگینامه

در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال ۱۳۷۰ بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم «براده‌های خورشید» شد.
خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم‌های سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم «سیب سرخ حوا» (۱۳۷۸) چندان موفق نبود.
او در سال ۱۳۸۱، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال ۱۳۸۱ در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد و بوی بهشت.
بازیهای متفاوت او در سال ۱۳۸۲: «عروس خوش قدم» و «دختر ایرونی» و در سال ۱۳۸۳ با فیلمهای «کما» و «مهمان مامان» نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم «دختر ایرونی» از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
او تا به حال در ۳ فیلم هتل کارتن، دستهای آلوده و مزاحم از ساخته‌های سیروس الوند به ایفای نقش پرداخته است.

حیایی قرار بود در سال ۲۰۰۹ در فیلم My leader در کمپانی برادران وارنر بازی کند. او جز بازیگری در فیلم بوی بهشت و سرود تولد چند ترانه هم خوانده‌است.

آلبوم ها

بوی بهشت

آلبوم باران با گروه کویر

فیلم‌ها

۱۳۸۹: اخراجی‌ها ۳ (مسعود ده نمکی)
۱۳۸۹: بخشکی شانس (شب استوایی) (کاظم راست گفتار)
۱۳۸۸: پوپک و مش ماشاا... (فرزاد موتمن)
۱۳۸۸: سلام بر عشق (اصغر نعیمی)
۱۳۸۸: بیداری رویاها (محمدعلی باشه آهنگر)
۱۳۸۸: سن پترزبورگ (بهروز افخمی)
۱۳۸۷: اخراجی‌ها ۲ (مسعود ده نمکی)
۱۳۸۷: پسر تهرانی (کاظم راست گفتار)
۱۳۸۷: یک اشتباه کوچولو (محسن دامادی)
۱۳۸۶: دایره زنگی (پریسا بخت آور)
۱۳۸۶: زن‌ها فرشته‌اند (شهرام شاه‌حسینی)
۱۳۸۶: شب (رسول صدرعاملی)
۱۳۸۵: سنگ،کاغذ،قیچی (سعید سهیلی)
۱۳۸۵: اخراجی‌ها ۱ (مسعود ده نمکی)
۱۳۸۵: مهمان (سعید اسعدی)
۱۳۸۴: آکواریم (ایرج قادری)
۱۳۸۴: تله (سیروس الوند)
۱۳۸۴: چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم‌پور)
۱۳۸۴: ستاره‌ها (جلد ۳: ستاره بود) (فریدون جیرانی)
۱۳۸۴: ستاره‌ها (جلد ۲: ستاره‌است) (فریدون جیرانی)
۱۳۸۴: ستاره‌ها (جلد ۱: ستاره مي شود) (فریدون جیرانی)
۱۳۸۴: شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده)
۱۳۸۳: زن زیادی (تمینه میلانی)
۱۳۸۳: سرود تولد (علی قوی تن)
۱۳۸۳: شارلاتان (آرش معیریان)
۱۳۸۳: عروس فراری (بهرام کاظمی)
۱۳۸۳: نقاب (پوکر) (کاظم راست گفتار)
۱۳۸۲: تب (رضا کریمی)
۱۳۸۲: شکلات (افشین شرکت)
۱۳۸۲: کما (آرش معیریان)
۱۳۸۲: مهمان مامان (داریوش مهرجویی)
۱۳۸۱: دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی)
۱۳۸۱: رز زرد (داریوش فرهنگ)
۱۳۸۱: عروس خوش قدم (کاظم راست گفتار)
۱۳۸۱: زیر آواز باران (رضا کریمی)
۱۳۸۰: آدمک‌ها (علی قوی تن)
۱۳۸۰: اثیری (محمدعلی سجادی)
۱۳۸۰: بوی بهشت (حمیدرضا محسنی)
۱۳۸۰: مزاحم (سیروس الوند)
۱۳۷۹: تکیه بر باد (داریوش فرهنگ)
۱۳۷۹: مانی و ندا (پرویز صبری)
۱۳۷۹: مونس (حمید رخشانی)
۱۳۷۸: بادام‌های تلخ (کاظم معصومی)
۱۳۷۸: دست‌های آلوده (سیروس الوند)
۱۳۷۷: سیب سرخ حوا (سعید اسدی)
۱۳۷۷: علف‌های هرز (قدرت الله صلح میرزایی)
۱۳۷۵: هتل کارتن (سیروس الوند)
۱۳۷۴: براده‌های خورشید (محمدحسین حقیقی)
۱۳۷۴: گارد ویژه (پرویز صبری)
۱۳۷۳: حامی (قدرت الله صلح میرزایی)
۱۳۷۳: مرد کوچک (قدرت الله صلح میرزایی)
۱۳۷۲: پرتگاه (بهرام ری پور)
۱۳۷۱: دو روی سکه (محمد متوسلانی)

۱۳۷۰: دو همسفر (اصغر هاشمی)

مجموعه‌های تلویزیونی

۱۳۸۸: شمس العماره (نقش: آخرین داماد)(کارگردان: سامان مقدم)
۱۳۸۵-۱۳۸۹: کلاه پهلوی (کارگردان: سید ضیاء الدین دری) (مجموعه ی تاریخی) (پخش سال ۱۳۸۹)
۱۳۸۸: کلاه قرمزی۸۸ (مهمان ویژه)(کارگردان: ایرج طهماسب) (سریال نوروزی ویژه کودک شبکه دو سیما)
۱۳۷۹: همسایه‌ها (کارگردان: محمدحسین لطیفی)
۱۳۷۷: روزگار جوانی (کارگردان: شاپور قریب)

۱۳۷۲: آپارتمان (کارگردان: اصغر هاشمی)

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:7 توسط بر باد رفته|

ربه‌کا

Rebecca
کارگردان(ان) آلفرد هیچکاک
تهیه‌کننده(ها) دیوید سلزنیک
نویسنده(ها) دافنه دوموریه (رمان)
فیلیپ مک‌دونالد - مایکل هوگان (اقتباس)
جوان هریسون - رابرت ای شروود (فیلمنامه)
بازیگران لارنس الیویه، جوان فانتین، جودیت اندرسون
موسیقی فرانتز واکسمن
فیلم‌برداری جورج بارنز
تدوین دابلیو. دان هیز
توزیع‌کننده سلزنیک اینترنشنال پیکچرز
یونایتد آرتیستز
تاریخ انتشار ۱۲ آوریل ۱۹۴۰
مدت زمان ۱۳۰ دقیقه

کشور ایالات متحده آمریکا

ربه‌کا (انگلیسی: Rebecca) نام فیلمی است آمریکایی به کارگردانی آلفرد هیچکاک و تهیه‌کنندگی دیوید سلزنیک که در ۱۹۴۰ ساخته شده و جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمبرداری را ازآن خود ساخته است. این فیلم که بر اساس رمان روانشناسانه و پر از تعلیق ربه‌کا، اثر نویسندهٔ انگلیسی دافنه دوموریه ساخته شده است اولین فیلم آمریکایی هیچکاک و اولین همکاری مشترک او با دیوید سلزنیک محسوب می‌شود. سر لارنس الیویه، جوان فانتین و جودیت اندرسون نقش‌های اصلی را در این فیلم بازی می‌کنند.

خلاصه داستان:

ندیمه‌ای جوان در مونت کارلو با مرد جوان ثروتمندی به نام ماکسیم دو وینتر که همسرش ربکا را به تازگی از دست داده است آشنا می‌شود. آندو عاشق یکدیگر شده و ازدواج می‌کنند. ماکسیم همسرش را به عمارت باشکوه ماندرلی می‌آورد اما خدمتکاران که هنوز به همسر اول ماکسیم که به طرز مشکوکی جان داده است وفادارند، خانم دو وینتر جدید را با بی‌میلی به عنوان بانوی خانه می‌پذیرند. اما در رآس آنان خانم دانورس، ندیمهٔ وفادار ربکاست که بانوی زیبارویش را همچنان می‌ستاید و برخوردی سرد و ترسناک با بانوی جدید خانه دارد.

خانم دو وینتر جدید که مرعوب خانم دانورس شده است کم کم به شک می‌افتد که آیا ازدواج او با ماکسیم کار درستی بوده است یا خیر. با این وجود رفتاری طبیعی در پیش می‌گیرد و از همسرش می‌خواهد تا جشن بالماسکه‌ای را در عمارت ماندرلی برگزار کنند. ماکسیم با بی‌میلی می‌پذیرد و خانم دو وینتر جوان سرگرم تهیهٔ لباسی برای خود می‌شود. خانم دانورس به او پیشنهاد می‌دهد تا لباسی همچون لباس کارولین دو وینتر، یکی از اجداد خانواده که پرتره‌اش بر دیوار آویزان است تهیه کند و او نیز چنین می‌کند. در شب جشن ماکسیم از دیدن لباس همسرش عصبانی می‌شود و خانم دو وینتر می‌فهمد که ربکا نیز چنین لباسی را پوشیده بوده و خانم دانورس نیز از این موضوع مطلع بوده است. خانم دانورس به او می‌فهماند که هرگز نمی‌تواند جای ربکا را بگیرد و تا آنجا پیش می‌رود که خانم دو وینتر تصمیم به خودکشی می‌گیرد. اما با برخاستن هیاهویی به حال خود بازمی‌گردد.

در طبقهٔ پایین می‌شنود که قایقی را از زیر آب بیرون کشیده‌اند و جسد ربکا را در آن یافته‌اند. او که شگفت‌زده شده از ماکسیم می‌شنود که جسدی را که قبلا به جای ربه‌کا شناسایی کرده بوده هم او نبوده و به عمد چنین گفته بوده است. سپس برایش توضیح می‌دهد که او و ربکا از ابتدا از یکدیگر متنفر بودند ولی به خاطر خانواده قرار گذاشته بودند تا همچون یک زوج واقعی در جمع حاضر شوند. با این وجود ربکا کم‌کم رفتاری بی‌خیالانه در پیش گرفت و ماکسیم فهمید که او پنهانی با پسرعمویش جک ارتباط دارد. یک شب که ربکا در کلبهٔ ساحلی منتظر آمدن جک بود با ماکسیم روبرو می‌شود و به او می‌گوید که از جک حامله است. در حین بگومگوی آندو با یکدیگر پای ربکا سر خورده و به دلیل اصابت سرش بر زمین جان خود را از دست می‌دهد. ماکسیم که چنین می‌بیند او را در قایقی گذاشته و آنرا غرق می‌کند.

با پیدا شدن جسد واقعی، پلیس به ماکسیم مظنون شده و او را به جرم قتل ربکا بازداشت می‌کند. در پرسش از دکتر ربکا معلوم می‌شود که او حامله نبوده، بلکه سرطان داشته و چون به زودی بر اثر آن از پای در می‌آمده است به شوهرش دروغ گفته تا خشمگین شده و او را بکشد. ماکسیم آزاد شده و به خانه‌اش باز می‌گردد اما می‌بیند که عمارت ماندرلی در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. ماکسیم همسرش را می‌یابد و از سلامت او مطمئن می‌شود اما خانم دانورس که خانه را به آتش کشیده است در میان آتش می‌سوزد و می‌میرد.

بازیگران، نام بازیگر، نقش، توضیحات نقش

لارنس الیویه ماکسیم دو وینتر نام کامل او جورج فورتسکیو ماکسیمیلیان «ماکسیم» دو وینتر است.
جوان فانتین خانم دو وینتر دومین همسر ماکسیم و راوی داستان
جودیت اندرسون خانم دانورس ندیمهٔ ربه‌کا
جورج ساندرز جک فاول پسر عموی ربه‌کا
نایجل بروس سرگرد جایلز لیسی
رجینالد دنی فرانک کراولی
گلادیس کوپر بئاتریس لیسی
لئو جی کارول دکتر بیکر دکتر ربه‌کا
سی اوبری اسمیت کلنل جولیان
فلورنس بیتس خانم ادیت فان هاپر
آلفرد هیچکاک مرد بیرون کیوسک تلفن در عنوان‌بندی نیامده است

جوایز
۱۹۴۱ - برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم
۱۹۴۱ - برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری (سیاه و سفید) - جورج بارنز
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - لارنس الیویه
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن - جوان فانتین
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن - جودیت اندرسون
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی هنری (سیاه و سفید) - لایل آر ویلر
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان - آلفرد هیچکاک
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه - جک کاسگروو و آرتور جان
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم - هال سی کرن
۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم - فرانتز واکسمن

۱۹۴۱ - نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه - رابرت ای شروود و جوان هریسون


منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:59 توسط بر باد رفته|

چند سالي است که به نظرم موج جديدي در فيلمنامه‌ها و متون سريال‌هاي تلويزيوني آغاز شده که بدون آنکه بخواهيم يا شايد بدانيم، با اقبال و استقبال مخاطب روبه‌رو بوده است. همين موج در حال رسوخ به سينماي ايران است و يا حالتي بيناذهني ميان کارگردانان سينما و تلويزيون به وجود آمده است. فيلم‌ها و برنامه‌هايي که طنز بوده و مخاطب هم بي‌آنکه بداند، مي‌خندد؛ اما به چه چيز يا به چه کسي؟ خاصه آنکه به طور عمومي در جامعه ما گفته‌اند و جا انداخته‌اند که شاد نيستيم و جامعه شادي نداريم.


اما اين تنها اهميت موضوع را مي‌رساند و بررسي مطلب، خود جايي ديگر را مي‌طلبد.

نخستين گام‌هاي «موج نوي طنز ايراني» با «پاورچين» مهران مديري آغاز شد. «اشکها و لبخندها» که فروردين امسال از تلويزيون پخش شد و «مسافران» که در حال پخش است، نمونه‌هاي ديگر اين جريانند. «کتاب قانون» فيلم جديد مازيار ميري نيز در اين معنا با آنها مشترک است. مخاطب ايراني اين فيلم‌ها و سريال‌ها، در پايان يک روز کاري، پس از مشاهده اخلاق و رفتاري که در طول روز ديده و يا شايد از خود او هم سر زده، با صداي بلند به خود مي‌خندد. «پاورچين» قصه پرغصه بيماري نظام اداري ما را به نمايش گذاشت. از بيماري‌هاي اخلاقي خانوادگي حرف زد و سنت‌هاي غلط دست و پاگيري که همه مي‌بينند. جالب آنکه همه ديدند و خنديدند. حتي کارمندان هم از اين قاعده خود را مستثني نکردند و تکيه کلام‌هاي آنها را در طول روز تکرار کردند. اما رفتار ادراي تغيير کرد؟!

به نظر مي‌رسد مخاطب ما به کل از اينکه خود را در اين برنامه‌ها مي‌بيند، غافل است. «اشکها و لبخندها» و «مسافران» هم همين مسير را سپري کردند. هر دو تلاش داشتند که نشان دهند جامعه ايراني داراي چه روحيات و خلقيات منفي است و جالب آنکه هر دو نيز با استقبال گسترده مخاطب روبه‌رو شدند؛ چرا که مخاطب به خوبي زندگي خود را در اين برنامه‌ها مي‌بيند و به آن احساس نزديکي مي‌کند. در حقيقت سازندگان چنين برنامه‌هايي به قانون جديدي براي خنده رسيده‌اند؛ قانون نانوشته‌اي که تصويري شده است و آن، خنديدن به خودمان است. در «اشکها و لبخندها» و «پاورچين» با دستکاري زمان (حضور گذشته در حال) و در «مسافران» و «کتاب قانون» با دستکاري مکان (حضور عنصر يا عناصر خارجي در جامعه ايراني) اين معنا يافت مي‌شود، يعني نقد خنده‌دار خودمان؛ نقدي آميخته به طنز که ما را از تيزي و سختي چنين مطلبي مي‌رهاند.

مهندس رحمان توانا که ايفاگر نقش آن با بازي درخشان پرويز پرستويي است، كارمند عاليرتبه يکي از مراکز پژوهشي دولتي، در مأموريتي به لبنان، به دختر زيباي مسيحي دل مي‌بندد. ماموريت ايشان پيرامون توسعه و ترويج علوم انساني است. کارگردان به زيبايي نشان مي‌دهد که هر سه سفر اين هيأت ديپلماتيک تکراري است و حرفها مدام در آن تکرار مي‌شوند و در اينجا به مقام نقد چنين جلسات و سفرهايي مي‌پردازد. سفرهايي که به غير از تغيير لباس همه چيز آن تکراري است و در يک بيان معطوف به هدف يا معطوف به نتيجه نيست. حتي رفتارهايي چون هديه دادن‌هاي مرسوم در پايان جلسات، به زيبايي تصويري شده‌اند و اين امر نيز مورد نقد سازندگان فيلم قرار مي‌گيرد.

«خمسه» که دانشجوي ادبيات فارسي است، تحت تاثير تعاليم دين اسلام که در شعر فارسي به ويژه شعر حافظ متجلي است و نيز معاشرت با گروه ايراني مذاکره کننده که او وظيفه مترجمي آنها را بر عهده دارد، به دين اسلام مشرف مي‌شود. خودش در ديالوگي از تاثير کتاب اخلاقي که گروه رحمان توانا به او هديه داده، سخن مي‌گويد. همراه شدن او با رحمان و سفر به ايران، آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل به اسلام گرويده، با کساني که به طور سنتي مسلمان شده‌اند، دچار چالش جدي مي‌شود. اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه اهالي محله رخ مي‌دهد. كساني كه به ظاهر مسلمان هستند، اما مناسبات و احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي‌كنند، مورد نقد او قرار مي‌گيرند و اين همه رفتار متناقض متعجيش مي‌نمايد. به تدريج ادامه اين اختلافات، گسترده‌تر مي‌شود تا جايي كه نومسلمان قصه ما، تصميم به ترك ايران و همسرش مي‌گيرد.

فيلم در حقيقت تلاش دارد تا رفتارهاي ايرانيان را در جلوي چشم آنان به نمايش بگذارد و با زبان طنز ما را نقد کند، آن هم توسط شخصي که ديگري به حساب مي‌آيد، يعني از جامعه ما نيست. دقيقا نقطه تلاقي «مسافران» و «کتاب قانون» در اينجاست. در «مسافران» عده‌اي از فضا مي‌آيند و به نقد رفتار ما مي‌پردازند و در «کتاب قانون» کسي از خارج از کشور (لبنان) در مقام منتقد دلسوز ما قرار مي‌گيرد. تفاوت دو نگاه هم آن است که در سريال «مسافران» نويسنده و کارگردان تلاش دارند تا هرآنچه از ناهنجاري اخلاقي و رفتاري در زندگي روزمره جامعه ايراني مي‌بينند را نقد نمايند؛ ولي «کتاب قانون» بيشتر هدف خود را به نقد رفتارهاي ديني معطوف داشته‌اند.

پرداختن به رفتارهاي ديني نگاه ما را به فيلم جدي‌تر مي‌کند. درست است که در فضاي اجتماعي ما تضاد‌ها و تناقض‌هايي وجود دارد، اما آيا تا به اين حد که تمام جامعه را در بر گيرد؟ در کنار اين رذايل اخلاقي، کارگردان فضايلي نمي‌بيند که بتواند به آنها اشاره کند؟ دقيقا کاري که در سينماي ساير کشورها رايج است. نقد و انتقاد در سينما و تلويزيون ساير کشورها و جود دارد اما تعادل (نه به معناي تساوي) در آن جاري است. تعادلي که باعث مي‌شود مخاطب انتقاد را به جان بخرد. نه آنکه مخاطبي که چندان به قواعد و شعاير ديني پايبند نيست بخندد و آنها که مقيدند نيز آزرده خاطر شوند. نقد رفتارهاي ما امري مهم است. بايد جامعه ايراني تا جايي که مي‌شود و مي‌توانيم از خلقيات و روحيات منفي زدوده شود. در اينکه ما مبتلا به مسائلي از اين دست هستيم، هم شکي نيست؛ به گونه‌اي كه چند سالي است در مجامع دانشگاهي و محافل آکادميک اين بحث مطرح شده است و حتي مسئولان جامعه نيز در اين امر وارد شده‌اند.

اما سينماگران در اين ميان با طرح چنين مسائلي بايد با زيرکي بيشتري عمل کنند. مطالبي که به نظرم در موارد ذيل خلاصه مي‌شود:

1- نبايد انتقاد از قشرهاي جامعه که به طور سنتي ديندار هستند و ديگر سني از آنان گذشته است، باعث شود تا آنان همين اندک اعتقاد را هم از دست دهند يا پايه‌اي شود که جوانان، آنان را به سخره گيرند. دينداري ايشان نسبت به شرايط اجتماعي و نوع فهم آنان شکل گرفته و زبان ناصح مي‌تواند آن را اصلاح کند، آن هم به مرور طولاني زمان.

2- نقد اگر دلسوزانه باشد، راه اميد را نمي‌بندد. انسان با اميد زنده است و اگر همه چيز را در اطرافش سياه ببيند، به هر اندازه که سياه ببيند، از سرعتش براي تحرک مي‌کاهد. سينماي غرب با تلطيف نقد و نه با تحديد، علاوه بر اثرگذاري بيشتر و باورپذيري موثرتر براي مخاطب، تلاش مي‌کند تا با نشان دادن راهکار و گشودن چشم‌انداز اميد، ايجاد تحرک اجتماعي نمايد. البته مي‌بايست نقش فيلمنامه را در اينجا پررنگتر ديد.

3- لبنان کشوري است که با توجه به ابعاد فرهنگي قرابت ويژه‌اي با ايران دارد و در سالهاي اخير ارتباط تنگاتنگي ميان ما و لبناني‌ها برقرار شده است. اما فراموش نکنيم که ما براي آنها الگو بوده و هستيم. ايران بعد از انقلاب اسلامي باعث قوت گرفتن تشيع در آنجا گرديد؛ آن هم تشيع انقلابي. نه تشيع زبون و پست که به درد پستوها بخورد. تشيعي که رشادت، شهامت و شجاعت در همه عرصه‌ها از حماسه تا عقل و از عقل تا احساس را تبيين نمايد.

به نظر مي‌رسد انتخاب منتقد ما از ميان کسي که از لبنان که در واقعيت مذهب کنوني آنها به شدت متوجه اقدامات ماست، را بتوان کج سليقگي کارگردان دانست. اگر اين منتقد از جايي ديگر (اروپا يا کانادا) بر مي‌خاست و به اسلام مي‌گرويد، مي‌توانست تاثيرگذاري بيشتري داشته باشد. اين زيرکي نه از روي ترس، بلکه بايد با فهم شرايط اجتماعي جامعه ديني شکل بگيرد. زيرکي و ذکاوتي كه اگر سازندگان فيلم مارمولک داشتند و تنها نام ديگري براي آن برمي‌گزيدند، شاهد تحول يا تحولات جدي‌تري در جامعه و سينماي ايراني بوديم.

منبع: سایت تابناک

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:49 توسط بر باد رفته|

سينماروهاي آمريکايي با استقبال از «عزيزم جان» به صدرنشيني طولاني مدت «آواتار» در جدول فروش خاتمه دادند. 
به گزارش ورايتي، «عزيزم جان» که براساس يک نوول عاشقانه نوشته نيکلاس اسپارکز ساخته شده، در هشتمين جمعه اکران فيلم رکورد شکن «آواتار»، با 8/13 ميليون فروش در 2969 سينما، برصدرجدول فروش جمعه سينماهاي آمريکاي شمالي نشست.

اين فيلم بيشترين ميزان فروش در اولين روز، براي فيلم‌هايي که از نوول‌هاي نيکلاس اسپارکز اقتباس شده‌اند را به همراه داشته است. البته بيشتر سينماروها يکشنبه به ديدن فيلم‌ها مي‌روند. دو فيلمي که قبلاً با اقتباس از نوول‌هاي اسپارکز روي پرده رفتند، «شبي در رودانته» (2008) و «دفترچه يادداشت»(2004) فروش کل آخر هفته افتتاحيه‌شان حدود 13 ميليون دلار بود. اولين فيلمي که از روي کتاب‌هاي اسپارکز ساخته شد «پيغامي در بطري» (1999) با شرکت کوين کاستنر بود که در اولين هفته اکران 8/16 ميليون دلار فروخت. آخرين فيلم از کتاب‌هاي او «آخرين ترانه» نام دارد که 31 مارس به نمايش در مي‌آيد و مايلي سايروس در آن بازي دارد. «عزيزم جان» درباره يک سرباز از جنگ برگشته با بازي چانينگ تاتوم است که عاشق يک دختر ايده‌آل‌گراي دانشجو با بازي آماندا سيفريد مي‌شود. بودجه فيلم حدود 25 ميليون دلار بوده است. فروش فيلم دوم جدول يعني «آواتار» نسبت به جمعه گذشته 18 درصد کاهش داشت و به 1/6 ميليون دلار در 3000 سالن رسيد. تا پايان يکشنبه يک فروش نسبتاً خوب در انتظار «آواتار» خواهد بود. اين فيلم نامزد اسکار، رکورد فروش داخلي را با فروش 6/612 ميليون دلاريش پشت سر گذاشته است. در رده سوم جدول اکشن لايونزگيت «از پاريس با عشق» با شرکت جان تراولتا و جاناتان رايس مه‌يرز قرار دارد که در 2994 سالن 3 ميليون دلار فروخت. کارگردان «از پاريس با عشق» اکشن ساز معروف فرانسوي پير مورل است که يک سال پيش فيلم بسيار موفق «ربوده شده» را با بازي ليام نيسن بر پرده‌ها داشت. «لبه تاريکي» با بازي مل گيبسون نسبت به دومين جمعه اکرانش 59 درصد افت فروش داشت و با 3/2 ميليون دلار فروش و فروش کل 4/24 ميليون دلار در رده چهارم قرار گرفت. کمدي رمانتيک والت ديزني «زماني در رم» با 2 ميليون دلار فروش در 2456 سالن نسبت به اولين جمعه اکران، 54 درصد افت فروش داشت و با مجموع فروش 4/17 ميليون دلار در رتبه پنجم جدول قرار گرفت. در رتبه‌هاي ششم تا دهم جدول فروش جمعه به ترتيب فيلم‌هاي « The Tooth Fairy »، «کتاب الي»، «قلب ديوانه»، «لژيون» و «شرلوک هلمز» قرار گرفتند.

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:39 توسط بر باد رفته|

29 اشتباه بزرگ انتخاب بازيگران در نقش‌هاي معروف تاريخ سينما معرفي شدند.
به گزارش توتال فيلم كه اين انتخاب‌ها را انجام داده، بازيگران خوب هم در نقش‌‌هاي نامناسب نمي‌توانند هنر خود را نشان بدهند و مانع كاريكاتور شدن نقش شوند. اين بازيگران را به ترتيب و همراه با نقش و فيلم مربوطه مي‌خوانيد:
1- آلانيس موري‌ست به نقش خالق در «دگما» (1999)
2- لئوناردو دي‌كاپريو به نقش آمستردام والون در «دار و دسته‌هاي نيويوركي» (2002)
3- هايدن كريستنسن به نقش آناكين اسكاي‌واكر در «جنگ ستارگان اپيزود2: حمله كلون‌ها»
4- بن افلك به نقش ديردويل در «ديردويل» (2003)
5- وينس ون به نقش‌ نورمن بيتس در «رواني» (1998)
6- كوين كاستنر به نقش رابين هود در «رابين هود: شاهزاده دزدان» (1991)
7- كيانو ريوز به نقش جاناتان هاركر در «دراكولاي برام استوكر» (1992)
8- مت ديمون و هيث لجر به نقش برادران در «برادران گريم» (2005)
9- جورج كلوني به نقش بتمن در «بتمن و رابين» (1997)
10- دنيس ريچاردز به نقش دكتر كريسمس جونز در «دنيا كافي نيست» (1999)
11- سوفيا كاپولا به نقش مري كورلئونه در «پدر خوانده قسمت سوم» (1990)
12- مارك والبرگ به نقش كاپيتان لئو ديويد سون در «سياره ميمون‌ها» (2001)
13- شان كانري به نقش رابرت مك دوگال در «دام افكني» (1999)
14- نيكلاس كيج به نقش جاني بليز در «روح سوار» (2007)
15- ناتالي پورتمن به نقش ايوي هاموند در «ك مثل كين‌خواهي» (2005)
16- كلينت ايستوود به نقش پاردنر در «واگنت را رنگ كن» (1969)
17- براد پيت به نقش آشيل در «تروآ» (2004)
18- جان وين به نقش چنگيزخان در «فاتح» (1956)
19- جاش هارتنت به نقش برايان آلن در «خشك كن» (2001)
20- جوليا رابرتز به نقش تس در «دوازده ياراوشن» (2004)
21- ادوارد نورتون به نقش ويل گراهام در «اژدهاي سرخ» (2002)
22- كريستين بيل به نقش جان كانر در «رستگاري ترميناتور» (2009)
23- اليجا وود به نقش مت باكنر در «خيابان سبز» (2005)
24- رالف فاينس به نقش كريستوفر مارشال در «خدمتكار در منهتن» (2002)
25- كالين فارل به نقش اسكندر كبير در «اسكندر» (2004)
26- هال بري به نقش زن گربه‌اي در «زن گربه‌اي» (2004)
27- كيانو ريوز به نقش جان كنستانتين در «كنستانتين» (2005)
28- اوان مك‌گرگور به نقش اوبي وان كنوبي در «جنگ ستارگان اپيزود يك: شبح تهديد» (1999)

29- آنجلينا جولي به نقش مارگارت راسل در «چوپان خوب» (2006)

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:38 توسط بر باد رفته|

بعد از يک روز تعطيلي به مناسبت اربعين حسيني، سينماها از صبح شنبه آغاز به کار کردند. در حاليکه فيلم‌هاي روي پرده در ايام جشنواره روزهاي کم‌رونقي را سپري کرده بودند با اضافه شدن سينماها به فيلم‌هاي جدول اکران بار ديگر گيشه رونق گرفت. در اين ميان 4 فيلم جديد روانه اکران عمومي شده که از ميان آنها تنها «پنجمين سوار سرنوشت» گروه سينمايي در اختيار دارد و بقيه در گروه آزاد روي پرده رفته‌اند. «محاکمه در خيابان» 4 سينما در اختيار دارد و تاکنون 625 ميليون تومان فروخته است. «نيش زنبور» شرايطي مشابه با فيلم مسعود کيميايي دارد اين فيلم بدون سينماي سرگروه هفتاد و نهمين روز نمايش‌اش را با رقمي معادل ششصد و پنجاه هزار تومان سپري کرد. «هر شب تنهايي» و «حلقه‌هاي ازدواج» که نيمي از سينماهاي خود را به فيلم‌هاي جشنواره اختصاص داده بودند از صبح شنبه با تمام سينماهاي خود دور جديد اکران‌شان را آغاز کردند. «هر شب تنهايي» 23 سينما و «حلقه‌هاي ازدواج» 25 سالن در اختيار دارند. فيلم رسول صدرعاملي با فروش 1/4 ميليوني در اولين روز هفته مجموع فروش خود را به 357 ميليون رسانده است. از آغاز اکران اين فيلم 30 روز گذشته است. «تاکسي نارنجي» که در ايام جشنواره سينمايي نداشت از اول هفته 5 سينما در اختيار گرفته. فروش فيلم ابراهيم وحيدزاده هفتصد هزار تومان بود. «شبانه»، اما با تعداد سينماهايي کمتر نصف «تاکسي نارنجي» فروش داشت. مجموع فروش اين فيلم که سينماي سرگروه خود، آفريقا را از دست داده 109 ميليون شده است. «دختر ميليونر» همچنان سومين فيلم پرفروش جدول اکران است. فيلم اکبر خامين با در اختيار داشتن 13 سينما روز شنبه 5/3 ميليون فروخت. اين فيلم 40 روز است که اکران شده است.

«حيران» و «پنجمين سوار سرنوشت» تقريباً نزديک به هم فروختند و به نظر مي رسد طي روزهاي آينده با اطلاع رساني بيشتر و تبليغات محيطي فروش اين دو فيلم بيشتر شود.

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:34 توسط بر باد رفته|

محمدرضا شریفی‌نیا

ملیت ایرانی
تولد ۲۵ خرداد ۱۳۳۴
تهران، ایران
همسر(ها) آزیتا حاجیان
فرزندان مهواره و ملیکا

زندگی


شریفی‌نیا در ۲۵ خرداد ماه ۱۳۳۴ در تهران ایران زاده شد. او دارای مدرک کارشناسی تربیت بدنی است. او با بازیگر سینمای ایران آزیتا حاجیان ازدواج کرد و آنها دارای دو دختر شدند که هر دو بازیگر هستند: مهراوه شریفی‌نیا و ملیکا شریفی‌نیا.

محمدرضا شریفی نیا برای اولین بار با بازی در نقش بسیار کوتاهی در فیلم « اوینار » (شهرام اسدی) بازی در سینما را تجربه کرد. اما شاید با حضور در نقش استاد دانشگاه در فیلم « پری » (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳) بیشتر دیده شد. اما قبل از آن و در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ مشغول بازی در نقش ولید در مجموعه تلویزیونی « امام علی (ع) » (داود میرباقری) بود که با پخش این مجموعه در سال ۱۳۷۵ مطرح و شناخته شد.

پس از پری آدم برفی (داود میرباقری، ۱۳۷۳) را بازی کرد که این فیلم به مدت سه سال توقیف شد.

محمد رضا شریفی‌نیا علاوه بر بازی در فیلمهای سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی سمتهای دستیار کارگردان، برنامه ریز، عکاس را هم برعهده داشت.

وی در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ در مراسم تنفيذ رياست جمهوري محمود احمدی نژاد شركت نمود که واکنشهایی را در بین مردم بهمراه داشت .

فیلم‌ها

آدم برفی (داود میر باقری، ۱۳۷۳)
پری (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳)
برج مینو (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۷۴)
ابر و آفتاب (محمود کلاری، ۱۳۷۵)
لیلا (علی حاتمی، ۱۳۷۵)
سینما سینماست (سید ضیاء دری، ۱۳۷۵)
جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، ۱۳۷۶)
بازیگر (محمد علی شجادی، ۱۳۷۷)
شیدا (کمال تبریزی، ۱۳۷۷)
عشق کافی نیست (مهدی صباقزاده، ۱۳۷۷)
بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، ۷۸/۱۳۷۷)
دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۷)
میکس (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۸)
مونس (حمید رخشانی، ۱۳۷۸)
دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی‌پور، ۱۳۷۹)
مسافر ری (داود میر باقری، ۱۳۷۹)
مربای شیرین (مرضیه برومند، ۱۳۷۹)
عروس خوش قدم (کاظم راست گفتار، ۱۳۸۱)
دنیا (منوچهر مصیبی، ۱۳۸۱)
واکنش پنجم (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱)
۱۳ گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، ۱۳۸۲)
مکس (سامان مقدم، ۱۳۸۲)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، ۱۳۸۳)
ازدواج به سبک ایرانی (حسن فتحی، ۱۳۸۳)
نقاب (پوکر) (کاظم راست گفتار، ۱۳۸۳)
گیس بریده (جمشید حیدری، ۱۳۸۳)
پارک وی
اخراجی‌ها (مسعود ده نمکی ۱۳۸۵)
چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم‌پور، ۱۳۸۵)
نصف مال من نصف مال تو(وحید نیک خاه آزاد1385 )
دایره زنگی ( پریسابخت آور 1386)

زن ها فرشته‌اند (۱۳۸۷)

پسر تهرانی (کاظم راست گفتار ۱۳۸۷)

اخراجی های 2 (مسعود ده نمکی1388)

مجموعه‌های تلویزیونی

امام علی (مجموعه، داود میرباقری، ۱۳۷۰)
همسایه‌ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۰)
سفر سبز (مجموعه، محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۰)

پیامک از دیار باقی (مجموعه، سیروس مقدم، ۱۳۸۰)


منبع: ویکی پدیا


نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 9:10 توسط بر باد رفته|

بنابر رأي‌گيري که بين منتقدان معتبر سينمايي انجام شده، 14 فيلم که در سال‌هاي توليدشان لايق بردن جايزه بهترين فيلم اسکار بوده‌اند، اما برنده نشده‌اند، اعلام شد. به گزارش توتال فيلم که اين رأي‌گيري را انجام داده اين فيلم‌ها نماد بي‌عدالتي و شرمساري آکادمي اسکار هستند. در بين اين فيلم‌ها، مستند و غيرانگليسي زبان هم به چشم مي‌خورد. ليست کامل اين فيلم‌ها را در زير مي‌خوانيد: 1- هفت ساخته ديويد فينچر (1995) 2- همشهري کين ساخته اورسن ولز (1941) 3- رفقاي خوب ساخته مارتين اسکورسيزي (1990) 4- اينک آخرالزمان ساخته فرانسيس فورد کاپولا (1979) 5- راننده تاکسي ساخته مارتين اسکورسيزي (1976) 6- پالپ فيکشن ساخته کوئنتين تارانتينو (1994) 7- خط آبي قرمز مستند ساخته ارول موريس (1988) 8- کينگ گنگ ساخته مريان سي. کوپر و ارنست بي. شودزاک (1933) 9- بليد رانر ساخته ريدلي اسکات (1982) 10- نجات سرباز رايان ساخته استيون اسپيلبرگ (1998) 11- راجر و من مستند ساخته مايکل مور (1989) 12- شهر خدا ساخته فرناندو مريليس (2002) 13- شواليه تاريکي ساخته کريستوفر نولان (2008) 14- کار درست را انجام بده ساخته اسپايک لي (1989)

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 8:45 توسط بر باد رفته|

امير جعفري، پانته‌آ بهرام، كامران تفتي، كتايون اميرابراهيمي، آرش مجيدي،... و آتيلا پسياني قرارداد بستند 
سيروس مقدم «زير هشت» را بزودي كليد مي‌زند.
به گزارش «باني فيلم»، سيروس مقدم كه پيش‌توليد جديدترين مجموعه‌اش را پشت‌سر مي‌گذارد، با انتخاب بازيگران اصلي بزودي اين كار را مقابل دوربين مي‌برد.
امير جعفري، پانته‌آ بهرام، كامران تفتي، كتايون اميرابراهيمي،‌ آرش مجيدي، مريم بوباني و... در كنار آتيلا پسياني نقش‌هاي اصلي اين سريال را برعهده دارند.
البته ليست بازيگران اين سريال هنوز تكميل نشده و طي روزهاي آينده بازيگران ديگري به اين جمع اضافه خواهند شد.
«زير هشت» پس از مجموعه‌هاي پرطرفدار «نرگس» و «رستگاران» سومين ملودرام روتين مقدم به حساب مي‌آيد.
اين سريال كه آخرين مراحل پيش‌توليد را پشت‌سر مي‌گذارد، تا اواخر بهمن مقابل دوربين خواهد رفت.
اين سريال به طور كامل در تهران تصويربرداري مي‌شود و طبق پيش‌بيني‌ها گروه تا شش ماه آينده درگير اين كار خواهند بود.
آخرين كار سيروس مقدم سريال «چارديواري» است كه هم‌اكنون مراحل آماده سازي خود را براي پخش در ايام نوروز پشت‌سر مي‌گذارد.

تهيه‌كنندگي «زير هشت» را الهام غفوري براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما برعهده دارد و عوامل اصلي كه تاكنون حضورشان در اين كار قطعي شده عبارتند از: مدير توليد: سيدرسول سيدحاتمي، مدير تصويربرداري: امير معقولي، طراح گريم: مجيد اسكندري، برنامه‌ريز: فهيمه كمالي، مدير تداركات: محمود اتحادي و... .

منبع : بانی فیلم

نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 8:43 توسط بر باد رفته|


«زن بابا»ي سعيد آقاخاني مقابل دوربين رفت.

به گزارش «باني فيلم»، سعيد آقاخاني و گروهش که مشغول پيش‌توليد سريال نوروزي شبکه سه بودند، اين کار را هفته گذشته مقابل دوربين بردند. به اين ترتيب، زن بابا آخرين سريال نوروزي سيماست که به مرحله تصويربرداري مي‌رسد.
سيروس گرجستاني، محمد کاسبي، علي صادقي، شقايق دهقان، رامين ناصرنصير، حديث ميراميني، محمود بهرامي، فريبا حيدري و ... بازيگران اصلي اين سريال تلويزيوني هستند.
زن بابا، داستان عزيز آقا را روايت مي‌کند که همسرش فوت کرده و تنها با پسرش زندگي مي‌کند. پسرش قصد دارد با دختر دايي‌اش ازدواج کند، اما به مشکلاتي مي‌خورد و ...
عليرضا کاظمي‌پور و سعيد جلالي به طور مشترک فيلمنامه اين کار را مي‌نويسند و تاکنون نزديک به پنج قسمت آن نوشته شده و اين دو نويسنده مشغول نگارش بقيه بخش‌هاي کار هستند.
زن بابا به طور کامل در تهران تصويربرداري مي‌شود و با توجه به شروع ديرهنگام کار، به احتمال فراوان گروه تا اواخر نوروز درگير اين سريال خواهند بود.
تدوين همزمان اين سريال هم بزودي آغاز خواهد شد تا هرچه سريع‌تر مراحل آماده‌سازي خود را پشت سر بگذارد.

ايرج محمدي و مهران مهام تهيه اين سريال را براي گروه فيلم و سريال شبکه سوم سيما برعهده دارند.

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 9:25 توسط بر باد رفته|

پرندگان افسانه‌اي به رنگ ارغوان !
گروه سينماي ايران- ديشب يک بار ديگر ثابت شد که ابراهيم حاتمي‌کيا، محبوب‌ترين کارگردان سينماي ايران در تمام دولت‌هاست. شب گذشته در حالي «به رنگ ارغوان» جوايز اصلي جشنواره فجر را از آن خود کرد که اين اتفاق قبلاً نيز در مورد آثار حاتمي‌کيا رخ داده بود.
12 سال پيش در اولين دوره برگزاري جشنواره توسط دولت اصلاحات، «آژانس شيشه‌اي» فيلم برگزيده فجر شانزدهم شد.
8 سال بعد و در اولين سالي که دولت نهم برگزارکننده جشنواره بود، حاتمي‌کيا با «به نام پدر» سيمرغ‌‌ها را به خانه برد و امسال، چندماه پس از آغاز بکار دولت دهم، بار ديگر حاتمي‌کيا با «به رنگ ارغوان» برگزيده جشنواره بيست‌وهشتم شد.
در بقيه رشته‌‌ها داوران تقريباً مطابق پيش‌بيني‌‌ها عمل کردند. طبيعي بود که در رشته‌هاي فني «ملک سليمان» پيشتاز دريافت سيمرغ شود و «شب واقعه» نيز در رشته‌هاي فني مورد توجه قرار گيرد.
در زمينه بازيگران نيز، داوران توجهي به ستاره‌‌ها نکردند و نام‌هايي ديگر را برگزيدند. در حالي که در انتخاب نامزدها حرف و حديث‌هايي پيش‌آمده بود، داوران از ميان نامزدها گزينه‌هايي را برگزيدند که با گرايش عمومي همخواني بيشتري داشت. بهترين فيلم از نگاه داوران و بهترين فيلم از نگاه تماشاگران يکي بود تا جشنواره‌هاي امسال با «به رنگ ارغوان» آغاز و با همين فيلم پايان يابد.
اقبال اين دوره جشنواره براي حاتمي‌کيا باعث شد پرندگان افسانه‌اي فجر به رنگ ارغوان درآيند!

برندگان سيمرغ‌هاي فجر 28
- بهترين فيلم: به رنگ ارغوان (سيدجمال ساداتيان)
- بهترين کارگرداني: ابراهيم حاتمي‌کيا (به رنگ ارغوان)
- جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي: عصر روز دهم
پلاک زرين دبيرجشنواره: ملک سليمان
بهترين فيلم از نگاه تماشاگران: به رنگ ارغوان
- بهترين فيلم اول و دوم: نفوذي (احمد کاوري، مهدي فيوضي)
بهترين کارگردان بخش فيلم‌هاي اول و دوم: بهرام توکلي (پرسه در مه)
-بهترين چهره‌پردازي: سعيد ملکان (ملک سليمان)
-بهترين جلوه‌هاي ويژه: شب واقعه
- بهترين جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي: لئولو (ملک سليمان) و هفت دقيقه تا پاييز
بهترين فيلمبرداري: حسن کريمي (به رنگ ارغوان)
بهترين بازيگر نقش اول مرد: محسن تنابنده (هفت دقيقه تا پاييز، سنگ اول)
بهترين بازيگر نقش اول زن: نگار جواهريان (طلاو مس)
فيلمنامه‌ اقتباسي: چهل‌سالگي (مصطفي رستگاري)
فيلمنامه: شب واقعه (همايون شهنواز و شهرام اسدي)
بهترين طراحي صحنه و لباس: عباس بلوندي (شب واقعه)
بهترين صدابرداري: وحيد مقدسي
بهترين موسيقي: آل (بهزاد عبدي)
بهترين صداگذاري: سيدرضا علوي (آل)
کينسون تسانگ (ملک سليمان)
بهترين بازيگر مکمل مرد: مهدي فقيه (ملک سليمان)
بهترين بازيگر مکمل زن: شيرين يزدان‌بخش (لطفا مزاحم نشويد)
بهترين تدوين: حسين غضنفري (شب واقعه)
بهترين فيلم ويديويي: ديپلم افتخار براي «دويدن در ميان ابرها» (امين فرج‌پور) و افسانه 98 (احسان عبدي‌پور)
[در اين بخش سيمرغ اهدا نشد]
بهترين پويانمايي: امير مهران (شهر خاموش)
بهترين مستند نيمه بلند و کوتاه: رضا فرهمند (اتاق صعود)
بهترين مستند بلند: جاي خالي آقا يا خانم «ب» (فيما امامي و رضا دريانوش)
بهترين کارگرداني مستند: فرشيد اخلاقي‌پور (تالار عروسي)
جايزه ويژه هيأت داوران: زندگي (همايون رضا عطار)
جايزه ويژه هيات داوران: عليرضا رئيسيان (چهل‌سالگي) و همايون اسعديان(طلا و مس)

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 16:7 توسط بر باد رفته|

الله

هربنده اي 10 مرتبه اين ذكررابگويد,دعايش رد نمي شود وحضرت علي (ع) فرمودند: اگركسي 100 آيه از قرآن را از هرجاي آن بخواند وبعدهفت مرتبه اين ذكر«ياالله» رابگويد پس اگر نفرين كند برهر سنگي هر آيينه آن سنگ را ازجاي خود جدا مي نمايد ومداومت براين نام مبارك درخلوت موجب مشاهده امور عجيبه است.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 12:17 توسط بر باد رفته|

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 12:5 توسط بر باد رفته|

تولد ۲ آبان ۱۳۵۱

(سن:۳۷ سال)
تهران
محل زندگی لندن بریتانیا
سال‌های فعالیت ۱۳۷۵ تاکنون
همسر(ها) مهدی صفوی
هومن بهمنش

جوایز سیمرغ بلورین
جایزه سیمرغ بلورین نقش اول زن در بخش جایزه سینمای ایران
۱۳۷۷ قرمز
۱۳۸۴ چهارشنبه سوری

هدیه تهرانی (۲ آبان ۱۳۵۱) بازیگر سینما و برنده دو جایزه سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر می‌باشد. شروع کارنامه بازیگری وی با بازی در فیلم سلطان به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۷۵ بود.

کارنامهٔ بازیگری

وی قبل از ایفای نقش در فیلم سلطان برای بازی در فیلم روز واقعه هم انتخاب شد , اما لادن مستوفی به جای وی به ایفای نقش پرداخت .کیانوش عیاری نیز او را بازی در فیلم بودن یا نبودن انتخاب کرده بود , اما عسل بدیعی جای او را گرفت.

فیلم‌های سینمایی
۱۳۷۵ سلطان (مسعود کیمیایی)
۱۳۷۶ غریبانه (احمد امینی)
۱۳۷۶ قرمز (فریدون جیرانی)
۱۳۷۷ شوکران (بهروز افخمی)
۱۳۷۷ سیاوش (سامان مقدم)
۱۳۷۷ دست‌های آلوده (سیروس الوند)
۱۳۷۸ پارتی (سامان مقدم)
۱۳۷۹ آبی (حمید لبخنده)
۱۳۷۹ چتری برای دو نفر (احمد امینی)
۱۳۷۹ زمانه (حمیدرضا صلاحمند)
۱۳۸۰ کاغذ بی خط (ناصر تقوایی)
۱۳۸۰ خانه‌ای روی آب (بهمن فرمان آرا)
۱۳۸۱ آبادان (مانی حقیقی)
۱۳۸۱ دنیا (منوچهر مصیری)
۱۳۸۱ دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی)
۱۳۸۲ جایی برای زندگی (محمدرضا بزرگ نیا)
۱۳۸۳ یک بوس کوچولو (بهمن فرمان آرا)
۱۳۸۴ چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی)
۱۳۸۴ شبانه(امید بنکدار و کیوان علیمحمدی)
۱۳۸۵ نیوه مانگ ( بهمن قبادی)
۱۳۸۵ نسل جادویی (ایرج کریمی)
۱۳۸۶ فرزند صبح (بهروز افخمی)

افتخارات
برنده جایزه از جشنواره بين‌المللي فيلم پیونگ یانگ برای بازی در فیلم پارتی - ۱۳۸۱
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم چهار شنبه سوری- ۱۳۸۴
برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم چهارشنبه سوری از دهمین جشن خانه سینما
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از هفدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم قرمز - ۱۳۷۷

نمایشگاه عکس

در سال ۱۳۸۸ هدیه تهرانی ۱۹۸ عکس خود را در طبقات مختلف خانه هنرمندان و در نمایشگاه عکس «آبان گان» به نمایش گذاشت.این عکس‌ها از ۵۰۰ هزار تا ۸ میلیون تومان قیمت گذاری شده بود.[۱]او در جلسه‌ای که با نمایندگان رسانه‌ها در مورداین نمایشگاه داشت با انتقاد سخت آنان مواجه شد و با چشمانی گریان این جلسه را ترک کرد.[۲]در حالیکه هدیه تهرانی اعلام کرد که برای برگزاری این نمایشگاه ۲۲۰ ملیون تومان از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری وام دریافت کرده، سخنگوی این سازمان مبلغ این وام را ۸۰ میلیون [۳]و حمید بقایی رئیس سازمان ۱۲۰ میلیون تومان اعلام کرد.

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 10:26 توسط بر باد رفته|

همزمان با اعلام اسامي كانديدا‌هاي اسكار
نامزدهاي جايزه سي‌امين تمشک طلايي اعلام شد
فهرست اسامي نامزدهاي تمشک طلايي يا همان بدترين‌هاي سينمايي سال و دهه اخير اعلام شد.
به گزارش امپاير، اين جايزه که ضداسکار تلقي مي‌شود از طرف بنياد رزي به بدترين‌هاي سينمايي سال اهدا مي‌شود. با توجه به فرا رسيدن سال پاياني دهه، نامزدهاي رزي بدترين‌هاي دهه هم معرفي شدند.
در بين نامزدهاي امسال، «ترانسفور مرز 2: انتقام فالن» و «سرزمين گمشده» با نامزدي در هفت رشته پيشتاز هستند و «سرباز جو» با نامزدي در شش رشته پشت سر آنهاست. يکي از افتضاح‌ترين نامزدهاي در رشته بازيگري، جوناس برادرز هستند که در رشته‌هاي بدترين زوج سينمايي سال و بدترين بازيگر مرد سال نامزد هستند. برندگان اين جوايز ششم مارس در يک مراسم مجلل معرفي خواهند شد. آيا هيچکدام از برندگان مثل هال بري براي دريافت جايزه حاضر مي‌شوند؟ پاسخ اين سوال هنوز مشخص نيست. فهرست کامل نامزدها را مي‌خوانيد:
بدترين فيلم سال
همه چيز درباره استيو
سرباز جو: خيزش کبرا
سرزمين گمشده
سگ‌هاي پير
ترانسفور مرز 2: انتقام فالن
بدترين بازيگر مرد سال
هر سه عضو گروه جوناس برادرز(جوناس برادرز: تجربه کنسرت سه بعدي)
ويل فارل (سرزمين گمشده)
استيو مارتين (پلنگ صورتي 2)
ادي مورفي (تصور کن)
جان تراولتا (سگ‌هاي پير)
بدترين بازيگر زن سال
بيانسه ناولز (عقده‌اي)
ساندرا بولاک (همه چيز درباره استيو)
مايلي سايروس (هانا مونتانا: فيلم سينمايي)
مگان فاکس(بدن جنيفر، ترانسفورمرز 2: انتقام فالن)
سارا جسيکا پارکر( آيا درباره مورگان‌‌ها شنيده‌ايد؟)
بدترين زوج سينمايي سال
هرکدام از دو (يا بيشتر) عضو گروه جوناس برادرز (جوناس برادرز: تجربه کنسرت سه بعدي)
ساندرا بولاک و برادلي کوپر (همه چيز درباه استيو)
ويل فارل و هرکدام از همبازي‌هايش، چه انساني چه کامپيوتري (سرزمين گمشده)
شيا لابوف و مگان فاکس يا هر ترانسفورمر ديگر (ترانسفور مرز 2: انتقام فالن)
کريستين استوارت و رابرت پاتينسون يا دندان‌هاي تايلر واتس (گرگ و ميش 2: ماه جديد)
بدترين بازيگر زن مکمل سال
کنديک برگان (جنگ عروس‌‌ها )
علي لارتر (عقده‌اي)
سيه‌نا ميلر (سرباز جو)
کلي پرستون (سگ‌هاي پير)
جولي وايت به نقش مادر (ترانسفور مرز 2: انتقام فالن)
بدترين بازيگر مرد مکمل سال
بيلي‌ري سايروس (هانا مونتانا: فيلم سينمايي)
هيو هفنر در نقش خودش (ميس مارچ)
رابرت پاتينسون (گرگ و ميش 2: ماه جديد)
جورما تاکونه (سرزمين گمشده)
ماريون وايانز (سرباز جو)
بدترين بازسازي، نااميدسازي يا دنباله‌سازي (رشته ترکيبي سال 2009)
سرباز جو
سرزمين گمشده
پلنگ صورتي 2 (يک نااميدسازي از دنباله يک بازسازي)
ترانسفور مرز 2: انتقام فالن
گرگ و ميش: ماه جديد
بدترين كارگردان سال
مايكل بي (ترانسفومرز2: انتقام فالن)
والت بكر (سگ‌هاي پير)
براد سيلبرينگ (سرزمين گمشده)
استيون سامرز (سرباز جو)
فيل تريل (همه‌چيز درباره استيو)
بدترين فيلمنامه سال
همه‌چيز درباره استيو (كيم باركر)
سرباز جو: خيزش كبرا (استوارت بيتي، ديويد اليوت و پل لاوت براساس عروسك‌هاي سرباز جو)
سرزمين گمشده (كريس هنچي، دنيس مك نيكولاس، براساس سريال تلويزيوني مارتي كرافت)
ترانسفورمرز 2: انتقام فالن (اهرن كروگر، روبرتو ارچي و آلكس كورتزمن براساس عروسك هاي ترانسفورمرز)
گرگ و ميش2: ماه جديد (مليسا روزنبرگ براساس نوول استفاني مه‌يرز)
بدترين فيلم دهه (در سي‌‌امين سال اهدا تمشك طلايي)
محل نبرد زمين (2000)- نامزد 10 رشته و برنده در 8 رشته رزي (شامل بدترين فيلم درام 25 سال اول عمر تمشك طلايي)
گيگلي (2003)- نامزد 10 رشته و برنده در 7 رشته رزي (شامل بدترين فيلم كمدي 25 سال اول عمر تمشك طلايي)
مي‌دانم چه كسي مرا كشت (2007)- نامزد 9 رشته و برنده 8 تمشك طلايي
شستن و بردن (2002)- نامزد 9 رشته و برنده 5 تمشك طلايي
بدترين بازيگر مرد دهه
بن افلك (9 بار نامزدي و 2 بار برنده شدن) براي فيلم‌هاي دير دويل، گيگلي، دختر جرزي، چك حقوق، پرل هاربر، كريسمس جاوداني.
ادي مورفي (12 بار نامزدي و 3 بار برنده شدن) براي فيلم‌هاي ماجراهاي پلوتونش، من جاسوسي مي‌كنم، تصور كن، ملاقات با ديو، نوربيت، زمان نمايش.
مايك مه‌يرز (4 باز نامزدي و 2 بار بردن جايزه) براي فيلم‌هاي گربه در كلاه و مرشد عشق.
راب اشنايدر (6 بار نامزدي و يك بار برنده شدن) براي فيلم‌هاي جانور، نيمكت گرمكن‌ها، دوس بيگلو: ژيگولوي اروپايي، پسر مادربزرگ، دختر پرشور، اكنون شما را چاك ولري اعلام مي‌كنم، مرد كوچك، نيكي كوچولو.
جان تراولتا (6 بار نامزدي و يك بار بردن جايزه) براي فيلم‌هاي محل نبرد: زمين، اضطراب خانوادگي، شماره‌‌هاي شانس، سگ‌هاي پير، اره ماهي.
بدترين بازيگر زن دهه
ماريا كري (بيشترين رأي به يك نفر براي ايفاي فقط يك نقش براي عنوان بدترين دهه با بيش از 70 درصد آرا) براي فيلم درخشش
پاريس هيلتون (5 بار نامزدي و 4 بار برنده شدن) براي فيلم‌هاي The hottie and the nottie
House of whacks
Ropo: The genetic opera
لينزي لوهان (5 بار نامزدي و 3 بار بردن جايزه) براي فيلم‌هاي هربي: مجهز شده، مي‌دانم چه كسي مرا كشت، بخشكي شانس
جنيفر لوپز (9 بار نامزدي و 2 بار برنده شدن) براي فيلم‌هاي چشمان فرشته، كافي، گيگلي، دختر جرزي، خدمتكار در منهتن، مادر شوهر هيولا، برنامه‌ريز عروسي

مدونا (6 بار نامزدي و 4 بار بردن جايزه) براي فيلم‌هاي روزي ديگر بمير، بهترين چيز بعدي، شستن و بردن

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 9:55 توسط بر باد رفته|

«آواتار» و «ضامن» پيشتازان نامزدي اسکار82
«آواتار» و «ضامن» هرکدام با نامزدي در 9 رشته جوايز اسکار از جمله بهترين فيلم، عنوان بيشترين تعداد نامزدي اسکار 2010 را به خود اختصاص دادند. 
به گزارش هاليوود ريپورتر امسال اولين بار است که بعد از سال 1943، 10فيلم در رشته بهترين فيلم سال به عنوان نامزد معرفي شده‌اند. فيلم کاترين بيگلو با نام «ضامن» با عنوان اصلي «The hurt Locker» پيش از اين با نام‌هاي «جعبه درد»، «جعبه رنج»، «گنجه رنج»، «صندوقچه جراحت» و ... در ايران شناخته شده اما به نظر مي‌رسد «ضامن» مناسب‌ترين ترجمه براي عنوان اين فيلم باشد.
فيلم‌هايي که در رشته بهترين فيلم نامزد شده‌اند: بلاک باستر «آواتار»، فيلم احساس برانگيز «سويه تاريک»، فيلم زن محور «تحصيل»، درام جنگ عراقي «ضامن»، فيلم علمي تخيلي آفريقاي جنوبي «ناحيه 9»، فيلم جنگ جهاني دومي «لعنتي‌هاي بي‌آبرو»، درام خانوادگي تلخ «پرسش»، درام زندگي مدرن «يک مرد جدي»، انيميشن «بالا» و نگاه از بالا به آمريکاي کوچک «بالا در آسمان».
با اعلام نامزدهاي هشتاد و دومين دوره اسکار، مريل استريپ شانزدهمين نامزدي‌اش را براي بازي در نقش آشپز فيلم «جولي و جوليا» دريافت کرد.
از طرفي ساندرا بولاک اولين نامزديش را براي بازي در نقش يک مادر ساکن حاشيه شهر، که نوجواني را چشم بسته به زير پروبالش مي‌گيرد، دريافت کرد. نامزدهاي ديگر هلن ميرن در نقش همسر نويسنده بزرگ لئون تولستوي در فيلم «آخرين ايستگاه»، کري موليگان در نقش يک دختر مدرسه‌اي انگليسي در فيلم «تحصيل» و گابوي سيديب در نقش يک دختر نوجوان آشفته شهري در فيلم «پرسش».
در بين نامزدهاي بازيگري مرد، جف بريجز پنجمين نامزديش را براي فيلم «قلب ديوانه» که در نقش يک خواننده موسيقي ظاهر شده، دريافت کرد. نامزدهاي ديگر جورج کلوني به نقش يک شخصيت حقوقي مبارز در فيلم «بالا در آسمان»، کالين فيرث در نقش يک انسان مستأصل و درمانده در فيلم «يک مرد مجرد» و مورگان فريمن در نقش نلسون ماندلا در «شکست‌ناپذير» و جرمي رنر در نقش يک خنثي‌‌کننده بمب در فيلم «ضامن» هستند.
کريستف والتز که متولد اتريش است و به خاطر ايفاي نقش يک نازي که به چند زبان مسلط است، تا به حال تمام جوايز سال را درو کرده، نامزد نقش مکمل مرد شده است. رقيبان او مت‌ديمون (شکست‌ناپذير)، وودي هارلسون (پيام‌آور)، کريستوفر پلامر (آخرين ايستگاه) و استنلي توچي (استخوان‌هاي دوست‌داشتني) هستند. مونيک هم که براي ايفاي نقش يک مادر بدزبان بيشتر جوايز سال را دريافت کرده به کداک تياتر دعوت شده است. نامزدهاي ديگر نقش مکمل زن ورا فارميگا و آناکندريک (بالا در آسمان) پنه‌لوپه کروز (نه) و مگي جيلينهال (قلب ديوانه) هستند، از ده فيلم نامزد بهترين فيلم سال فقط پنج تاي آنها در رشته بهترين کارگرداني نامزد شده‌اند: کاترين بيگلو (ضامن)، جيمز کامرون (آواتار)، لي دانيلز(پرسش)، جيسون راتيمن (بالا در آسمان) و کوئنتين تارانتينو (لعنتي‌هاي بي‌آ‌برو). اين مراسم يک ماه ديگر با اجراي مشترک الک بالدرين و استيو مارتين در کداک تياتر برگزار خواهد شد. اسامي کامل نامزدهاي اسکار 2010 را در زير مي‌خوانيد:
کانديداهاي بهترين فيلم سال
آواتار- سويه تاريک- ناحيه 9- تحصيل- ضامن- لعنتي‌هاي بي‌آبرو- پرسش- يک مرد جدي-بالا – بالا در آسمان
کانديداهاي بهترين بازيگر مرد نقش اصلي
جف بريجز (قلب ديوانه)- جورج کلوني (بالا در آسمان)- کالين فيرث (يک مرد مجرد)- مورگان فريمن (شکست‌ناپذير)- جري رنر (ضامن)
کانديداهاي بهترين بازيگر زن نقش اصلي
ساندرا بولاک (سويه تاريک)- هلن ميرن (آخرين ايستگاه)- کري موليگان (تحصيل)- گابوري سيديب (پرسش)- مريل استريپ (جولي و جوليا)
کانديداهاي بهترين بازيگر مرد مكمل
مت ديمون (شكست‌ناپذير)- وودي هارلسون (پيام‌آور)- كريستوفر پلامر (آخرين ايستگاه)- استنلي توچي (استخوان‌هاي دوست داشتني)- كريستف والتز (لعنتي‌هاي بي‌آبرو)
کانديداهاي بهترين بازيگر زن مكمل
پنه‌لوپه كروز (نه)- وارا فارميگا (بالا در آسمان)- مگي جيلنهال (قلب ديوانه)- آنا كندريك (بالا در آسمان)- مونيك (پرسش)
کانديداهاي بهترين كارگرداني
كاترين بيگلو (ضامن)- جيمز كامرون (آواتار)- لي دانيلز (پرسش)- جيسون رايتمن (بالا در آسمان)- كوئنتين تارانتينو (لعنتي‌‌هاي بي‌آبرو)
کانديداهاي بهترين فيلمنامه ارژينال
مارك بوآل (ضامن)- كوئنتين تارانتينو (لعنتي‌‌هاي بي‌آبرو)- اورن ماورمن و آلساندرو كامون (پيام‌آور)- جوئل كوئن و اتان كوئن (يك مرد جدي)- باب پترسون و پيت داكتر (بالا)
کانديداهاي بهترين فيلمنامه اقتباسي
نيل بلوم كمپ و تري تچل (ناحيه 9)- نيك هوربني (تحصيل)- جسي آرمسترانگ، سيمون بلك ول، آرماندو يانووچي و توني روچ (در حلقه)- جفري فلچر (پرسش)- جيسون رايتمن و شلدون ترنر (بالا در آسمان)
کانديداهاي بهترين فيلمبرداري
مائورو فيوره (آواتار)- كريستين برگر (روبان سفيد)- برونو دل بونل (هري پاتر و شاهزاده دو رگه)- بري آكرويد (ضامن)- رابرت ريچاردسون (لعنتي‌‌هاي بي‌آبرو)
کانديداهاي بهترين تدوين
استفن اي. ريوكين، جان رفوآو جيمز كامرون (آواتار)- جوليان كلارك (ناحيه 9)- باب ماراسكي و كريس اينيس (ضامن)- سالي منكه (لعنتي‌‌هاي بي‌آبرو)- جو كلوتز (پرسش)
کانديداهاي بهترين طراحي صحنه
ريك كارتر و رابرت استرامبرگ (آواتار)- آناستازيا ماسارو (كارخانه روياسازي دكتر پارناسوس)- جان ماير (نه)- سارا گرين‌وود (شرلوك هلمز)- پاتريس ورمت (ويكتورياي جوان)
کانديداهاي بهترين طراحي لباس
ژانت پترسون (ستاره درخشان)- كاترين لترير (كوكو پيش از شانل)- مونيك پرادهوم (كارخانه روياسازي دكتر پاراناسوس)- كالين آتوود (نه)- سندي پاول (ويكتورياي جوان)
کانديداهاي بهترين چهره‌پردازي
II dior- سفر ستاره‌اي- ويكتورياي جوان
کانديداهاي بهترين موسيقي متن
جيمز هورنر (آواتار)- الكساندر دسپلات (آقاي فاكس شگفت‌انگيز)- ماركو بلترامي و مارك سندرز (ضامن)- هانس زيمر (شرلوك هلمز)- مايكل جياچينو (بالا)
کانديداهاي بهترين ترانه
تي بون برنت و رايان بينگهام براي ترانه از نوع خسته (قلب ديوانه)- رينهارد واگنر و فرانك توماس براي ترانه «lion de panama» (پاريس 36)- مائوري يستون براي ترانه «همه‌اش را بگير» (نه)- رند نيومن براي ترانه «پايين در نيواورلئان» (شاهزاده و قورباغه)- رندي نيومن براي ترانه «تقريباً رسيديم» (شاهزاده و قورباغه)
کانديداهاي بهترين صدا
آواتار- ضامن- سفر ستاره‌اي – بالا- لعنتي‌هاي بي‌آبرو
کانديداهاي بهترين تدوين جلوه‌هاي صوتي
آواتار- ضامن- لعنتي‌هاي بي‌آبرو- سفر ستاره‌اي- بالا کانديداهاي بهترين جلوه‌هاي ويژه
آواتار- ناحيه 9- سفر ستاره‌اي
کانديداهاي بهترين فيلم انيميشن
کورالاين- آقاي فاکس شگفت‌انگيز – بالا-
شاهزاده و قورباغه- رازکل‌‌ها
کانديداهاي بهترين فيلم خارجي زبان
آجامي ساخته اسکندر کوپتي و يارون شاني (رژيم صهيونيستي)- روبان سفيد ساخته ميشاييل هانکه (آلمان)- راز چشم‌هايش ساخته خوآن خوزه کامپاندلا (آرژانتين) – يک پيامبر ساخته ژاک اوديار (فرانسه) – شيرغم ساخته کلوديا للوسا (پرو)
کانديداهاي بهترين فيلم مستند
برمه: گزارشي از يک کشور محدود ساخته آندراس آسترگارد- خليج کوچک ساخته لوئي ساي هوياس- شرکت غذاسازي ساخته رابرت کند- خطرناک‌ترين مرد آمريکا: دانيل السبرگ و کاغذهاي پنتاگون ساخته جوديت الريچ و ريک گلداسميت- راه خانه کدام است ساخته ربه‌کارگردان کاميسا
کانديداهاي بهترين فيلم مستند کوتاه
فاجعه غيرطبيعي چين: اشک‌هاي ايالت سي‌چوآن- آخرين کمپين حکومت گلخانه‌اي- آخرين کاميون: نابودي يک گياه GM- خرگوش برلين- موسيقي با احتياط
کانديداهاي بهترين فيلم کوتاه انيميشن
کباب فرانسوي- زيباي خفته گرني گريم- خانم و دروگر- لاگوراما- والاس و گروميت در موضوع نان و مرگ
کانديداهاي بهترين فيلم کوتاه

در- به جاي طلسم- کاوي- ماهي معجزه- مستأجرهاي جديد

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 9:4 توسط بر باد رفته|

«شب واقعه» و «ملک سليمان» رکورددار نامزدي سيمرغ
گروه سينماي ايران – سرانجام هيأت داوران بخش مسابقه سينماي ايران به جمع‌بندي رسيد و اسامي نامزدهاي سيمرغ اعلام شد.
فهرستي که در برخي موارد غافلگيرکننده به نظر مي‌رسد. مثلاً کمتر کسي فکر مي‌کرد «شب واقعه» در 10 رشته نامزد دريافت سيمرغ شود. آن هم در حالي که «به رنگ ارغوان» در 6 رشته نامزد دريافت جايزه شده است. نکته جالب توجه نامزدي حميد فرخ‌‌نژاد براي «شب واقعه» است در حالي که بسياري عقيده دارند اين بازيگر در «به رنگ ارغوان» حضور قابل قبول‌تري داشته است.
«طهران، تهران) نيز در هيچ رشته‌اي نامزد دريافت سيمرغ نشده است.
در رشته‌هاي بهترين فيلم و کارگرداني «شب واقعه»، «ملک سليمان»، «هفت دقيقه تا پاييز»، «طلا و مس»، «چهل سالگي» و «به رنگ ارغوان» نامزد دريافت جايزه شده‌اند و در کل به نظر مي‌رسد که اين 6 فيلم، بيشتر از بقيه آثار مورد توجه داوران قرار گرفته است.
هم‌چنين «پرسه در مه» که منتقدان از آن به عنوان يکي از بهترين فيلم‌‌هاي جشنواره امسال ياد کرده‌اند، تنها در يک رشته (موسيقي متن) نامزد سيمرغ شده است.
«کيفر» ساخته حسن فتحي نيز تقريباً وضعيت مشابهي دارد و ظاهراً تنها بازي‌هاي فيلم مورد توجه داوران قرار گرفته است.
«آناهيتا» به کارگرداني عزيزا... حميدنژاد هم در دو رشته صدا و بهترين موسيقي نامزد دريافت جايزه است.
اين در حالي است که «شب واقعه» به تهيه‌کنندگي سيداحمد ميرعلايي مديرعامل فعلي فارابي با 10 رشته پيشتاز نامزدي سيمرغ است. پس از اين فيلم نيز «ملک سليمان» محصول بنياد سينمايي فارابي قرار دارد که در 9 رشته نامزد دريافت جايزه شده است.
براي بخش نگاه دوم (مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم) نيز تا آخرين ساعات ديشب نامزدي اعلام نشد.
مراسم اختتاميه بخش مسابقه سينماي ايران بيست‌وهشتمين جشنواره فيلم فجر، امروز برگزار مي‌شود و در اين مراسم 24 سيمرغ بلورين و يك سيمرغ زرين اهدا خواهد شد.
در بخش مسابقه سينماي ايران سيمرغ زرين جايزه ويژه سينماي ايران به بهترين فيلم با نگاه ملي (ايراني- اسلامي) به همراه سيمرغ‌هاي بلورين بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلمنامه، بهترين فيلمنامه اقتباسي، بهترين بازيگر نقش اول زن، بهترين بازيگر نقش اول مرد، بهترين فيلمبرداري، بهترين تدوين، بهترين موسيقي متن، بهترين بازيگر نقش مكمل زن، بهترين بازيگر نقش مكمل مرد، بهترين صداي فيلم، بهترين طراحي صحنه و لباس.
بهترين جلوه‌هاي ويژه و بهترين چهره‌پردازي به برگزيدگان اهدا مي‌شود.
در بخش نگاه نو (مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم) نيز سيمرغ‌هاي بلورين بهترين فيلم و بهترين كارگرداني به برگزيدگان اهدا خواهد شد.
سيمرغ‌هاي بلورين بخش ويديو-سينما (مسابقه آثار ويديويي) نيز عبارتند از: سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني اثر كوتاه ويديويي ، سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني اثر ويديويي بلند، در بخش چشم واقعيت (مسابقه آثار مستند) نيز دو سيمرغ بلورين به بهترين كارگرداني فيلم مستند نيمه بلند و كوتاه و بهترين كارگرداني مستند بلند اهدا مي‌شود.
جوايز بخش نقش خيال (مسابقه آثار پويانمايي ايران) نيز عبارتند از:
سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني پويانمايي كوتاه و نيمه بلند
سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني پويانمايي بلند
يك سيمرغ بلورين نيز در بخش مسابقه سينماي ايران به فيلم برگزيده تماشاگران جشنواره اهدا خواهد شد.
اسامي نامزدهاي بخش‌هاي مختلف مسابقه سينماي ايران به ترتيب اسم فيلم عبارتند از:
نامزدهاي بهترين چهره‌پردازي
1- به رنگ ارغوان (عبدا... اسکندري)
2- طلا و مس(مهرداد ميرکياني)
3- ملک سليمان(سعيد ملکان)
4- ناسپاس (محسن بابايي)
5- نفوذي(بابک شعاعي)
نامزدهاي بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني:
1- شب واقعه
2- شکارچي شنبه
3- عصر روز دهم
4- ناسپاس
نامزدهاي بهترين جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي:
1- شب واقعه
2- عصر روز دهم
3- ملک سليمان
4- ناسپاس
5- هفت دقيقه تا پاييز
نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:
1- شب واقعه(عباس بلوندي)
2- شکارچي شنبه(بابک پناهي)
3- ملک سليمان(حميد قديريان)
4- ناسپاس (حسن هدايت)
5- نفوذي(فرامرز بادرامپور)
6- هفت دقيقه تا پاييز(محمد صالح افزون)
نامزدهاي بهترين صدا:
1- آل
2- آناهيتا
3- بيداري روياها
4- شب واقعه
5- ملک سليمان
نامزدهاي بهترين موسيقي:
1- آناهيتا (ستار اورکي)
2- پرسه در مه (حامد ثبات)
3- طلا و مس (آريا عظيمي نژاد)
4- ملک سليمان (چان کونگ وينگ)
نامزدهاي بهترين نقش مکمل مرد:
1- حامد بهداد (هفت دقيقه تا پاييز)
2- کورش تهامي (به رنگ ارغوان)
3- امير جعفري (کيفر)
4- مهدي فقيه (ملک سليمان)
5- جمشيد‌هاشم پور (کيفر)
نامزدهاي بهترين نقش مکمل زن:
1- مهناز افشار (تسويه حساب)
2- آزيتا حاجيان (کيميا و خاک)
3- سليمه رنگ زن (عصر روز دهم)
4- آناهيتا نعمتي (آل)
5- شيرين يزدان بخش (لطفاً مزاحم نشويد)
نامزدهاي بهترين تدوين:
1- سنگ اول (بهرام دهقاني)
2- شب واقعه (حسين غضنفري)
3- طلا و مس ( بهرام دهقاني)
4- لطفاً مزاحم نشويد (سپيده عبدالوهاب)
5- هفت دقيقه تا پاييز (هايده صفي ياري)
نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
1- آل ( فرشاد محمدي)
2- به رنگ ارغوان (حسن کريمي)
3- تسويه حساب (عليرضا زرين دست)
4- شب واقعه (امير کريمي)
5- ملک سليمان (حميد خضوعي ابيانه)
نامزدهاي بهترين نقش اول مرد
1- امين حيايي ( بيداري روياها)
2- محسن طنابنده ( سنگ اول)
3- حميد فرخ نژاد (شب واقعه)
4- محمدرضا فروتن (چهل سالگي)
5- هدايت‌هاشمي (لطفا مزاحم نشويد)
6- محسن طنابنده (هفت دقيقه تا پاييز
نامزدهاي بهترين نقش اول زن:
1- هديه تهراني (هفت دقيقه تا پاييز)
2- نگار جواهريان ( طلا ومس)
3- ليلا حاتمي (چهل سالگي)
4- مريلا زارعي (کيفر)
5- لادن مستوفي (تسويه حساب)
نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
1- به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي کيا)
2- چهل سالگي (مصطفي رستگاري)
3- شب واقعه (همايون شهنواز، شهرام اسدي)
4- طلا و مس (حامد محمدي)
5- نفوذي (احمد کاوري، داود اميريان)
نامزدهاي بهترين کارگرداني:
1- به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي کيا)
2- چهل سالگي ( عليرضا رئيسيان)
3- شب واقعه (شهرام اسدي)
4- طلا و مس ( همايون اسعديان)
5- ملک سليمان (شهريار بحراني)
6- هفت دقيقه تا پاييز ( عليرضا اميني)
نامزدهاي بهترين فيلم:
1- به رنگ ارغوان به تهيه‌کنندگي سيد جمال ساداتيان
2- چهل سالگي به تهيه‌کنندگي عليرضا رئيسيان
3- شب واقعه به تهيه‌کنندگي سيد احمد ميرعلايي و موسسه فرهنگي هنري شاهد
4- طلا و مس به تهيه‌کنندگي منوچهر محمدي
5- ملک سليمان به تهيه‌کنندگي مجتبي فرآورده
6- هفت دقيقه تا پاييز به تهيه‌کنندگي سيد جمال ساداتيان
‌نامزدهاي دريافت سيمرغ مستند بلند
‌نامزدهاي دريافت جايزه در بخش مسابقه فيلم‌هاي مستند بلند عبارتند از:
1- جاي خالي آقا يا خانم «ب» (فيما امامي - رضا دريانوش)
2- روايت شش گانه (كارگروهي - فرحناز شريفي، محمد جعفري، حامد خسروي
عليرضا قاسم خان، جواد مزدآبادي، شهرام ميرآب اقدم)
3- زاگرس(منوچهر طياب)
4- شاعر بهشتي (رحيم مرتضي وند)
نامزدهاي دريافت سيمرغ بهترين آثار پويانمايي جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر، عبارتند از:
بارون ميآد جرجر(مهين جواهريان)
شهر خاموش (امير مهران)
نوازنده (كيانوش عابدي)
عكس (مريم خليل زاده)
گرگ و ميش (محمد علي سليمان‌زاده)
نامزدهاي دريافت جايزه در بخش مسابقه فيلم‌هاي مستند كوتاه و نيمه بلند عبارتند از: اتاق صعود (رضا فرهمند)
روسري هاي رنگي ما (كريم مجد، فيضا اكسوي، سلما اوجي، اسماعيل دستگرد)
زندگي در كسوف (فتح‌ا... اميري)
فقط كمي نور (سيد حامد نوبري)
مرغ سحر (مهدي باقري)
پرواز مرغابي‌ها، ترانه كوچك من، سنگ اول، معبد جان و ديگري؛
كانديداهاي بهترين فيلم روستايي جشنواره فجر
فرشيد فهيم، دبير جشنواره روستا با اعلام اين خبر، گفت: هيأت انتخاب و داوري وزارت جهاد كشاورزي در جشنواره امسال پس از بررسي و مورد ارزيابي قرار دادن آثار روستايي جشنواره، فيلم‌هاي: «پرواز مرغابي‌ها» به كارگرداني علي شاه حاتمي، «ترانه كوچك من» به كارگرداني مسعود كرامتي، «سنگ اول» به كارگرداني ابراهيم فروزش، «معبد جان» به كارگرداني محمد درمنش (خارج از مسابقه) و «ديگري» به كارگرداني مهدي رحماني در بخش نگاه نو (مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم) به عنوان نامزدهاي برتر اين دوره جشنواره انتخاب كردند.
به گفته وي، هيأت انتخاب و داوري جشنواره كه مركب از مهدي فرجي مدير شبكه اول سيما، مجيد رجبي معمار مدير شبكه جام جم، كامبيز اخوان صفا مدير تامين برنامه شبكه اول سيما هستند.
دبير جشنواره روستا ادامه داد: وزارت جهاد كشاورزي همچون دوره‌هاي گذشته با هدف بهره گيري از قابليت‌هاي هنري و فرهنگي، استفاده از رسانه‌هاي مهم سينما و تلويزيون به عنوان ساز و كاري تاثيرگذار و كاربردي در جشنواره فيلم فجر شركت كرده است.

فهيم با بيان اينكه نگاه مثبت و تاثيرگذار به روستا و روستاييان محور داوري را تشكيل مي دهد عنوان كرد: برترين فيلم روستايي جشنواره در بخش «تجلي اراده ملي» جشنواره فيلم فجر معرفي خواهند شد.

منبع : بانی فیلم

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 8:56 توسط بر باد رفته|


بنام مهربانترین 

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم.

حالا که بزرگیم چه دلتنگیم.

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود.

کاش همون کودکی بودیم که حرفاش رو از نگاهش میشد فهمید.

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم.

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود.

کاش قلبها در چهره بود.

اما حالا اگه فریاد هم بزنیم.کسی نمی فهمه و دل خوش کردیم که سکوت کردیم.

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست.

سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزاران فریادی ست که هیچ کس نفهمه. سکوتی که سرشار از ناگفته هاست; 

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره.

دنیا رو ببین...

بجه که بودیم از آسمکون بارون می امد;

بزرگ که شدیم از چشمامون میاد!

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو می دیدن;

بزرگ که شدیم هیچ کس نمی بینه.

بجه بودیم توی جمع گریه می کردیم:

بزرگ که شدیم توی خلوت.

بچه که بودیم خیلی راهت دلمون نمی شکست.بزرگ که شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه. 

یچه بودیم همه رو 10 دوستت داشتیم. بزرگ که شدیم بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم. 

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن.بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلت باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

کاش هنوز همه رو به اندازه همون بچگی 10 دوست داشتیم.

بچه که بودیم اگه که با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد از یادمون می رفت.

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم.

بجه که بودیم گاهی با یک تیکه نخ سر گرم می شدیم.

بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ همم سرگرممون نمی کنه.

بجه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود.

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه.

بجه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود.

بز رگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم.

بچه که بودیم تو بازیهامونهمش ادای بزرگترا رو در می اوردیم.

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی.

بجه بودیم درد دل ها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدن.

بزرگ که شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم ... هیچکس نمی فهمه.

بچه که بودییم دوستیهامون تا نداشت .

بزرگ که شدیم همه دوستی هامون تا داره.

بچه که بودیم بچه بودیم.بزرگ که شدیم،بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم.

ای کاش با همون صفات خوب و پاک بچگی بزرگ می شدیم.

منبع: گروه هشت بهشت نوشته سید ولی نکوئی.


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 14:48 توسط بر باد رفته|

پنجاه فيلم به عنوان بدترين فيلم‌هاي تاريخ سينما انتخاب شد. بنابر رأي‌گيري سايت امپاير آنلاين، هزاران نفر از کاربران اين سايت در رأي‌گيري براي بدترين فيلم تاريخ سينما شرکت کردند و پنجاه فيلم را همراه با مسؤولان بد بودن اين فيلم‌‌ها انتخاب کردند.
در بين اين فيلم‌‌ها، فيلم‌هاي نااميدکننده، بد و افتضاح کامل به چشم مي‌خورد. رتبه اول اين فهرست را «بتمن و رابين» ساخته جوئل شوماخر در اختيار دارد. گلچيني از فيلم‌هاي مهم‌تر و پرسروصداتر اين فهرست را همراه با رتبه آنها در اين رأي‌گيري، در زير مي‌خوانيد. اسامي داخل پرانتز کساني هستند که مسؤوليت بد بودن فيلم‌‌ها به گردن آنهاست.
1- بتمن و رابين (کارگردان جوئل شوماخر، فيلمنامه‌نويس آکيوا گلدزمن، جورج کلوني، آرنولد شوارتزنگر)
2- محل نبرد: زمين (کارگردان راجر کريستين، ال.ران هوبارد، کل فرقه سينتولوژي)
3- مرشد عشق (مايک مه‌يرز)
6- دروازه بهشت (کارگران مايکل چيمينو)
8- اتفاق (کارگردان و فيلمنامه‌نويس‌ام. نايت شيامالان، مارک والبرگ، زويي دشانل)
12- نوربيت (ادي مورفي و کارگردان برايان رابينز)
13- انتقام جويان (کارگردان جرميا چه چيک، اوماتورمن، رالف فاينس، شان کانري)
15- زن گربه‌اي (کارگردان پتياف، ستاره فيلم ‌هال‌بري)
18- شکارچي رويا (کارگردان لارنس کاسدان، نويسنده نوول استفن کينگ، فيلمنامه نويس ويليام گولدمن)
19- گيگلي (کارگردان مارتين برست، بن افلک، جنيفر لوپز)
24- سرعت 2 (کارگردان يان دي بانت و فيلمنامه‌نويسان رندال مک کورمک و جف ناتانسون)
25- ترانسفورمرز 2: انتقام فالن (کارگردان مايکلي بي، فيلمنامه‌نويسان اهرن کروگر و رابرت ارچي و آلکس کورتزمن)
32- اسپريت (کارگردان و فيلمنامه‌نويس فرانک ميلر، ساموئل ال. جکسون، اوا مندز، اسکارلت جوهانسون)
37- مکس پين (کارگردان جان مور، فيلمنامه‌نويس بو تورن و البته مارک والبرگ)
41- ون هلسينگ (نويسنده و کارگردان استيون سامرز)
44- انقلاب‌هاي ماتريکس (نويسنده و کارگردانان برادران واچوفسکي)
45 – بليد ترينيتي (نويسنده و کارگردان ديويداس. گوير)
49- دختران نمايش (کارگردان پل ورهوفن و فيلمنامه نويس جو استرهاز)

50 مرد عنکبوتي 3 (کارگردان سام رايمي، فيلمنامه‌نويسان ايوان رايمي، آلوين سارجنت و تهيه‌کننده آوي آراد)

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 9:44 توسط بر باد رفته|

جيمز کامرون؛ ارباب گيشه‌ها !
با صدرنشيني در جدول فروش آمريکايي شمالي در هفتمين هفته متوالي، «آواتار» در شرف شکستن رکورد فروش داخلي آمريکاست.
حماسه سه‌بعدي جيمزکامرون طي هفته گذشته 30 ميليون دلار فروخت و مجموع فروش داخلي‌اش را به 5/594 ميليون دلار رساند. اين فيلم فقط 6 ميليون دلار با رکورد 1/600 ميليون دلاري «تايتانيک» جيمزکامرون که در سال 1998 به ثبت رسيد فاصله دارد.
پيش از اين بلاک‌باستر فاکس قرن بيستم رکورد فروش جهاني «تايتانيک» را شکسته بود و حالا از مرز 2 ميليارد دلار هم گذشته و مجموع فروشش به 039/2 ميليارد دلار رسيده است و فاصله‌اش با رکورد 8/1 ميليارد دلاري «تايتانيک» همچنان بيشتر مي‌شود.
پل‌درگرابيديان تحليل‌گر گيشه‌هاي سايت هاليوود دات کام مي‌گويد: «بايد با تعمق بيشتري به اين اعداد نگاه کرد. جاي شگفتي است که فروش «آواتار» فقط 14 درصد کمتر از هفته گذشته است. بي‌شک جيمزکامرون سلطان گيشه‌هاست. احتمالاً هفته آينده و همزمان با اعلام شدن نامزدهاي اسکار، «آواتار» رکورد فروش داخلي را هم خواهد شکست.
انتظار مي‌رود اين فيلم در رشته‌هاي زيادي از جمله بهترين فيلم نامزد شود. نامزدي در اسکار مثل يک شوک عمل خواهد کرد و فروش بالاي فيلم همچنان ادامه پيدا مي‌کند. با در نظر گرفتن اينکه موفقيت بسيار بالاي «تايتانيک» به دختران نوجواني نسبت داده مي‌شد که چندين و چندبار فيلم را مي‌ديدند، دلايل فروش بي‌نظير «آواتار» کاملاً مشخص نيست.
مطمئناً جلوه‌هاي ويژه سه‌بعدي يکي از دلايل است. تحليل‌گران معتقدند اکران طولاني مدت اين فيلم احتمالاً به درآمد فيلم‌هاي ديگر ضربه خواهد زد. تريلر انتقامي «لبه تاريکي» با بازي مل گيبسون 1/17 ميليون دلار فروخت و در رده دوم جاي گرفت. اگر چه فروش کل فيلم پايين بود، اما فروش درخوري به حساب مي‌آيد. دن فلمن رييس بخش توزيع برادران وارنر در اين باره مي‌گويد: « فيلم ما افتتاحيه قدرتمندي داشت. در يک هفته عادي، ما بايد در رده اول قرار مي‌گرفتيم، اما با وجود اين رقابت غيرمنصفانه با «آواتار» نمي‌دانيم چه کار بايد کرد.» اما «لبه تاريکي» نقدهاي خوبي دريافت کرده است. فلمن ادامه مي‌دهد: «اطلاعات استوديو نشان مي‌دهد تقريباً 70 درصد کساني که فيلم را ديده‌اند، براي ديدن گيبسون آمده‌اند. اين فيلم يک بازگشت موفقيت‌آميز براي گيبسون خواهد بود. وقتي فيلم را ديدم با خودم گفتم ستاره مل گيبسون درخشان‌تر خواهد شد.» از طرفي کمدي رمانتيک «زماني در رم» شرکت والت ديزني در اولين هفته نمايش 1/12 ميليون دلار فروخت. بسياري از فيلم‌ها چشم به نامزدهاي اسکار که امروز اعلام مي‌شود دارند تا در جدول فروش جهش داشته باشند، اما اثر اسکار امسال ممکن است کمي متفاوت باشد. چون تعداد نامزدهاي بهترين فيلم از 5 به 10 افزايش پيدا کرده است.
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 9:36 توسط بر باد رفته|

گروهی بین المللی از اخترشناسان در دانشگاه هرتفوردشایر موفق به یافتن جرمی کیهانی شده اند که شاید سردترین جرم فروستاره ای باشد که تا به حال در خارج از منظومه خورشیدی کشف شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، این محققان با استفاده از تلسکوپ فروسرخ انگلستان موفق به شناسایی این جرم که از جنبه ساختاری به عنوان یک کوتوله قهوه ای شناخته می شود شده اند. آنچه باعث شگفتی اخترشناسان شده است رنگهای عجیب این جرم کیهانی است که متناسب با طول موجی که از طریق آن رصد انجام گیرد گاهی چهره ای سرخ و گاهی چهره ای آبی رنگ به آن می بخشد.

نام این جرم SDSS1416+13B بوده و در مداری وسیع در اطراف کوتوله قهوه ای درخشانتر و داغتری قرار گرفته و تنها امکان مشاهده آن در نور فروسرخ وجود دارد. این دو جرم در فاصله 15 تا 50 سال نوری از زمین قرار دارند که از بعد اخترشناسی فاصله ای بسیار نزدیک محسوب می شود. همچنین حرارت این جرم در حدود 200 درجه سلسیوس تخمین زده شده است.

این جرم کیهانی برای اولین بار توسط بن برنینگهام از دانشگاه هرتفوردشایر شناسایی شد که به گفته وی ابتدا این کوتوله قهوه ای در طیف فروسرخ نسبت به دیگر کوتوله های قهوه ای در رنگ آبی کمرنگ تری دیده می شد. سپس تلسکوپ سابورو آن را نوعی جرم به نام کوتوله های T معرفی کرد که در اتمسفر آن مقادیر زیادی متان یافته می شود. در نهایت دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی اسپیتزر SDSS1416+13B را در طول موج طولانی تری مورد بررسی قرار دادند و دریافتند در این طول موج این جرم سرخ ترین کوتوله ای است که تا کنون مشاهده شده است.

بر اساس گزارش ساینس دیلی، کوتوله های قهوه ای که بسیار کوچکتر از آن هستند که بتوانند ستاره باشند، اجرامی کوچکتر از ستاره ها و بزرگتر از سیاره های گازی مانند مشتری هستند که به دلیل حرارت پایین از نور کمی برخوردار بوده و در نور مرئی بسیار کمرنگ دیده می شوند.
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 13:39 توسط بر باد رفته|

نام اصلی رابرت ماریو دنیرو جونیور

تولد ۱۷ اوت ۱۹۴۳
شهر نیویورک، ایالت نیویورک،
ایالات متحده
سال‌های فعالیت ۱۹۶۵ تاکنون

جوایز

رابرت دنیرو (به ایتالیایی: Robert De Niro) ‏(۱۷ اوت ۱۹۴۳) بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده ایتالیایی-آمریکایی است. او تاکنون دوبار جایزه اسکار را برای فیلم های گاو خشمگین و قسمت دوم فیلم پدرخوانده بدست آورده است. رابرت دنیرو به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و استثنایی ترین بازیگران تاریخ سینما شناخته می‌شود.او تا کنون ۶ بار نامزد جایزه اسکار شده است.وی به طور معمول در نقش های انعطاف ناپذیر ظاهر می‌شود و متناوباً با کارگردان مارتین اسکورسیزی همکاری دارد.

اوایل زندگی

رابرت دنیرو در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک بدنیا آمد. والدین رابرت هنرمند بوده‌اند. او کودکی‌اش را در محلهٔ «ایتالیای کوچک»[۳] نیویورک گذراند. ده ساله بود که کارش را با تئاتر آغاز کرد و در نمایشنامه «جادوگر شهر اُز» هنرنمایی کرد و بعدها به کلاس بازیگری لی استراسبرگ رفت و بازیگری را نزد او آموخت و بدین ترتیب بود که به بازیگری متد اکتینگ تبدیل شد، سبکی که مارلون براندو وجیمز دین آغازگران آن بودند و با رابرت دنیرو و داستین هافمن به اوج قدرت خود رسید. باید گفت که او بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از بازیگران بوده‌است.

دوران بازیگری

دنیرو خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشه‌ای ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلم‌های انتقادی از سیستم سرمایه‌داری و جو بی‌خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولا بود. اما مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب در‌آمدند. فیلم‌های زیادی نیز تهیه و چند فیلم نیز کارگردانی کرده‌است مانند یک داستان برانکسی که فیلم بسیار زیبایی از آب در آمد.

رابرت دنیرو در جشواره فیلم برلین

مارلون براندو در مورد او گفته‌است: «به گمان من حتی خود دنیرو هم نمی‌داند که تا چه حد مهارت دارد.» او در سال ۲۰۰۸ جایزه دوربین طلایی را به خاطر یک عمر حضور جاودان در عرصه سینما تحت عنوان شاهکار جهانی در برلین از دستان مارتین اسکورسیزی دریافت کرد. باید گفت که مارلون براندو و دنیرو دو نفری بودند که به خاطر بازی درخشانشان در نقش دون ویتو کورلئونه موفق به دریافت جایزه اسکار گشتند که از دیدگاه بسیاری از منتقدان ماندگارترین نقش تاریخ سینماست [۱] بسیاری از منتقدان او را تواناترین بازیگر تاریخ سینما می‌دانند و این هیچ اغراق و بزرگنمایی نیست زیرا دنیرو در بسیاری از ژانرهای سینمایی نقش آفرینی کرده است برای مثال می‌توان در سینمای وحشت آثاری همچون فرانکشتاین و موهبت الهی را نام برد و در سینمای کمدی هم شاهکاری همچون سلطان کمدی را که درآن مقابل غول دنیای کمدی آن عصر یعنی جری لوئیس نقش آفرینی می‌کند را نام برد و آثار دیگری همچون ملاقات با والدین و ملاقات با فاکرها و در ژانر ورزشی هم وی در اثر جاودان مارتین اسکورسیزی یعنی گاو خشمگین نقش آفرینی کرده است که از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران سینمایی بهترین اثر ورزشی سینماست[۲] و همچنین از دیدگاه AFI (انیستیتوی فیلم آمریکا) پس از همشهری کین، پدرخوانده و کازابلانکا بهترین فیلم تاریخ سینما است[http//www.afi.com] اما در سبک گانگستری هم دنیرو شاهکاری دیگر همچون رفقای خوب اثر اسکورسیزی و تسخیرناپذیران اثر بیاد ماندنی برایان دی پالما را داراست.

مروری بر چند فیلم

رابرت دنیرو در فیلم مخمصه

مهم‌ترین فیلم‌های رابرت دنیرو را اسکورسیزی کارگردانی کرده‌است و شاید بتوان بازی دنیرو در نقش «تراویس بیکل» را الگویی برای کل بازیگری وی در نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از جنگ برگشته که بعلت بیداری ذهنی و دیدن زندگی کثیف مردم قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه تاکسی‌رانی مشغول بکار می‌شود و با دردمندی حاضر به مسافرکشی شبانه در محله «هارلم» نیویورک می‌شود. تراویس پس از اندکی متوجه فجایعی که در خیابان‌ها و در بطن مردم در جریان است می‌شود و با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات می‌نماید. روشهای او خشونت بار است و نهایتاً تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی می‌کرد) به خانه می‌گردد. حس انزوای تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی می‌کرد. البته دنیرو بازیگری چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از کارکتر تراویس داشت.

دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و اواسط ۱۹۵۰)در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. [۱] فیلمهای خوب دنیرو بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیداری‌ها فیلمی در مورد یک بیمار فلج ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندان‌های خود را با اورتودنسی به هم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن می‌شد) کلاً خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت کار جنسی را بازی کند. دنیرو در بیش از هشتاد فیلم بازی کرده‌است. دنیرو همچنان در حال بازی در فیلم‌های مختلف است. جدیداً در فیلم‌های اسکورسیسی بازی نکرده‌است. او توانست بر بیماری پروستات خود غلبه کند. در فهرست جدید موسسه فیلم آمریکا که در سال 2007 منتشر شد فیلم گاوخشمگین در رده 4 امین فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت. او همکنون 66 ساله است و همچنان باقدرت به کار خود ادامه می‌دهد. درسالهاي اخيردر ايران تماشاگران، بسياري از آثار او را از طريق شبكه ويدئويي تماشا كرده اند .دوبلورهاي او تاكنون مرحوم ايرج ناظريان ، حسين عرفاني ،بهرام زند،چنگيز جليلوند و منوچهر والي زاده بوده اند.

سبک و ویژگی‌های بازیگری دنیرو


در حقیقت «رابرت دنیرو» سه ویژگی دارد که او را میان بزرگان بازیگری کم نظیر می‌کند. نخست اینکه سبک بازی و فرو رفتن او در نقش‌ها به گونه‌ای است که کمترین اثری از شخصیت خودش باقی نمی‌گذارد، بدین معنا که او چنان شخصیت‌های جدید و متفاوتی خلق می‌کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هیچ شباهتی با «رابرت دنیرو» واقعی ندارند.

از این رو شخصیت‌های مختلف وی در فیلمها تفاوت چشمگیری باهم داشته و اثری از تکرار در آنها دیده نمی‌شوند. برخلاف وی «آل پاچینو»، «جک نیکلسون»، «جین هاکمن» و برخی دیگر علیرغم بازی‌های بیادماندنی شان، به گونه‌ای در نقش فرو می‌روند که شخصیت شناخته شده شان تا حدی قابل تشخیص است. اما«آل کاپون» در «تسخیرناپذیران» جز شباهت ظاهری هیچگونه نقطه اشتراکی با «سام» در فیلم «رانین» ندارد. تماشاگری که چندان پیگیر فیلمهای دنیرو نیست ممکن است به هیچ وجه متوجه نشود که نقش «لویی گارا» در «جکی براون» و «ویتوکورلئونه» در فیلم «پدر خوانده۲» را یک نفر بازی کرده‌است. «تراویس بیکل» عصبی و نچسب «راننده تاکسی» کجا و «نیل مکسالی» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنیرو» در چنان عمقی از نقش فرو می‌رود که دیگر خود او را نمی‌بینیم و این یکی از ویژگی‌های بی نظیر بازیگری است. ویژگی دیگر بازیگری وی، سبک مینی مالیستی اوست، در حالی که بسیاری از بازیگران با نمایش اغراق آمیز و همه جانبه ویژگی‌های یک شخصیت، به معرفی فرو می‌پردازند، دنیرو تا آنجا که می‌تواند شخصیت را کمتر «نمایش» می‌دهد زیرا بر این باور است که:«ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات مان را نشان دهیم بلکه بیشتر در پی پنهان کردن آن هستیم». از اینروست که در عرصه بازیگری نیز در نمایش احساس و اندیشه شخصیت‌ها از طریق حرکت، نگاه و سخن خست به خرج می‌دهد. بهترین نمونه برای این سبک از بازی «دنیرو» را می‌توان در فیلم «مخمصه» دید. اگر چه این سبک بازیگری وی در فیلمهای «پدر خواننده۲»، «رفقای خوب»، «رانین» و «امتیاز» آشکارتر است اما به سبک قابلیت مقایسه با سبک بازی متفاوت «آل پاچینو» در فیلم «مخمصه» بیشتر به چشم می‌آید. در فیلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازیگری در مقابل هم قرار می‌گیرند: «رابرت دنیرو» و «آل پاچینو». دو بازیگر هم نسل و تحسین شده که پس ازمنتفی شدن حضور «دنیرو» در «پدر خواننده۲» سرانجام در فیلم مخمصه توانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند. او در «مخمصه» در نقش یک خلافکار باهوش، بازی زیر پوستی درخشانی دارد و بدون هیچگونه نمایشی از بروز احساسات تنها زرنگی، هوش، تنهایی و مسئولیت پذیری «نیل» را نشان می‌دهد. درمقابل «پاچینو» همچون همیشه بازی خویش را از طریق تحرک دائمی، واکنش‌های عصبی، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمی چشمانش نشان می‌دهد. به این ترتیب در«مخمصه» فرصت مقایسه سبک مینی مالیستی «دنیرو» در برابر سبک متضاد «پاچینو» فراهم می‌شود و در نتیجه ارزش کار او بیش از پیش به چشم می‌آید. حتی «پاچینو» که یکی از نوابغ بی چون و چرای بازیگری است و اتفاقاًً یکی از بهترین بازی‌هایش را هم در همین فیلم- مخمصه- ارائه داده مقهور بازی دنیرو می‌شود.

«دنیرو» یی که در نهایت خست احساساتش را نمایش می‌دهد و فیلم را از آن خود می‌کند. صحنه رستوران و قتل پایان فیلم «مخمصه» را به یاد آورید، صحنه‌ای که فرصت مناسبی برای تماشای مواجهه آنان است و اینکه چطور بازی «دنیرو» بر پاچینو پیشی می‌گیرد. سومین دلیل موفقیت «دنیرو» پشتکار، تلاش و نبوغ اوست. وی برای ایفای بسیاری از نقش‌هایش چنان تلاش می‌کند که در توان کمتر بازیگر می‌توان آن را سراغ گرفت او برای بازی در«گاو خشمگین» جدای از افزایش وزن، چندین ماه هم تمرینات سخت ورزشی انجام داد تا بتواند بخوبی نقش یک بوکسور را ایفا کند. وی برای بازی در فیلم «شکارچی گوزن» ساخته «مایکل جیمینو» مدتها با کارگردان اوهایو زندگی کرد، با آنها در رستوران نشست و به خانه‌هایشان رفت تا ویژگی‌های رفتاری و گفتارشان را بیاموزد. حتی به خاطر نقش کوتاهی که در فیلم «دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند.» با هزینه خود به ایتالیا رفت تا راجع به گروهی خاص تحقیق کند. پیش از آغاز فیلمبرداری «کازینو» کت وشلوار و جلیقه می‌پوشید، در استودیو با تفاخر راه می‌رفت و با خود می‌گفت: «من مالک اینجا هستم» حکایت وسواس‌های بیش از حد او هنگام ساخت فیلم، نیز زبانزد کارگردانان است. «دنیرو» به سبب سابقه تئاتری اش بشدت به تمرین و روخوانی فیلمنامه معتقد است و هنگام فیلمبرداری هم به هر نتیجه‌ای رضایت نمی‌دهد. نماهای او (به در خواست خودش) به برداشت‌های بسیار می‌انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترین بازی ممکن را ارائه داده‌است. این تلاش و سختگیری در کنار استعداد فراوان وی، «دنیرو» را درفهرست بزرگترین بازیگران تاریخ سینما جای داده‌است. بسیاری از نقش‌های او فراتر از خود فیلمها جاودان و در یادها ماندگار شده‌اند. بسیاری از جمله‌هایی که در فیلمها می‌گوید در ذهن تماشاگران یادآور لذت تماشای قدرت بازیگر او شده‌است. مثل تکرار چند باره : «با من صحبت می‌کنی؟ در فیلم «راننده تاکسی» و جمله «منو نگاه کن» در «مخمصه» دنیرو چند سالی است که در انتخاب نقش‌هایش تنوع بخشیده‌است. او در سال ۱۹۹۹ نقش «پل ویتی» را در کمدی «این را تحلیل کن» بازی کرد که به نوعی هجو شخصیت‌های مافیایی بود که پیش تر آنها را بازی کرده بود. سال بعد از آن هم نوبت به ایفای شخصیت کارتونی رهبر بی پاک در فیلم «راکی وبولوینکل» رسید. به نظر می‌رسد که درسالهای اخیر نقش‌های کمدی به تدریج نسبت بیشتری از شخصیت‌هایی که او ایفا می‌کند را به خود اختصاص داده‌است و بازی خوب او در نقش‌های کمدی سبب بروز جنبه دیگری از استعداد فراوان او می‌باشد.

فیلم شناسیسال نام فیلم نقش توضیحات
۱۹۶۵ سه اتاق در منهتن
۱۹۶۸ تبریکات
۱۹۶۹ آواز سام
جشن عروسی
۱۹۷۰ مامان فشنگی
سلام مامان!
۱۹۷۱ جنیفر در ذهن من
زاده برای پیروزی
دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند
۱۹۷۳ طبل را آهسته بزن
خیابان‌های بی‌رحم
۱۹۷۴ پدر خوانده ۲ ویتو کورلئونه برنده - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد - جایزه بفتا
۱۹۷۶ راننده تاکسی تراویس بیکل نامزد - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بفتا
نامزد - جایزه گلدن گلوب
۱۹۰۰
آخرین قارون
۱۹۷۷ نیویورک، نیویورک جیمی دویل نامزد - جایزه گلدن گلوب
۱۹۷۸ شکارچی گوزن مایکل ورونسکی نامزد - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بفتا
نامزد - جایزه گلدن گلوب
۱۹۸۰ گاو خشمگین جیک لاموتا برنده - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
برنده - جایزه گلدن گلوب
نامزد - جایزه بفتا
۱۹۸۱ اعترافات واقعی
۱۹۸۳ سلطان کمدی رابرت پاپکین نامزد - جایزه بفتا
۱۹۸۴ روزی روزگاری در آمریکا
عاشق شدن
۱۹۸۵ برزیل
۱۹۸۶ مأموریت
۱۹۸۷ قلب فرشته
تسخیرناپذیران آل کاپون
۱۹۸۸ گریز نیمه‌شب نامزد - جایزه گلدن گلوب
۱۹۸۹ چاقوی ضامن دار
ما فرشته نیستیم ند
۱۹۹۰ استنلی و ایریس
رفقای خوب جیمی کانوی نامزد - جایزه بفتا
بیداری‌ها نامزد - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۹۱ در مظان جرم
بک درفت
تنگه وحشت مکس کدی نامزد - جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه گلدن گلوب
۱۹۹۲ معشوقه
شب و شهر
۱۹۹۳ یک داستان برانکسی همچنین کارگردان
مدداگ و گلوری
زندگی این پسر
۱۹۹۴ فرانکشتاین فرانکشتاین
۱۹۹۵ هزار و یک شب
کازینو
مخمصه
۱۹۹۶ هوادار
خوابگردها کشیش رابرت کوریلو
اتاق ماروین
۱۹۹۷ شهرک پلیس
جکی براون لوئیس گارا
سگ را بجنبان
۱۹۹۸ آرزوهای بزرگ
رونین سام
۱۹۹۹ این را تحلیل کن پل ویتی نامزد - جایزه گلدن گلوب
بی عیب
۲۰۰۰ راکی و بولوینکل
مردان شرافت
ملاقات با والدین نامزد - جایزه گلدن گلوب
۲۰۰۱ ۱۵ دقیقه
امتیاز
۲۰۰۲ زمان نمایش
شهر ساحلی
آن را تحلیل کن پل ویتی
۲۰۰۴ موهبت الهی
داستان کوسه دون لینو گوینده
ملاقات با فاکرها
پل سان لویس ری
۲۰۰۵ قایم موشک
۲۰۰۶ آرتور و نامرئی گوینده
چوپان خوب ژنرال بیل سولیوان همچنین کارگردان
۲۰۰۷ طوفان فضایی کاپیتان شکسپیر
۲۰۰۸ چه اتفاقی افتاده است؟ بن

قتل عادلانه

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 13:25 توسط بر باد رفته|

حامد بهداد (زاده ۲۶ آبان ۱۳۵۲ در مشهد) بازیگر سینمای ایرانی است.

زندگی نامه

مقطع ابتدایی در تهران راهنمایی درنیشابور دبیرستان درمشهد گذرانده در۲۰ سالگی به تهران آمده است.یک برادر کوچکتر دارد. بهداد دارای تحصیلات لیسانس بازیگری تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی است. وی برای اولین بار با فیلم آخر بازی به سینمای ایران معرفی شد و برای آن کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم فجر شد. وی بعدها در قالب نقشهای مکمل بازی‌های به یاد ماندنی برای سینمای ایران خلق کرد. او در فیلم روز سوم (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۵) در نقش یک افسر عراقی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می‌شود، ظاهر شد و برای دومین بار پس از آخر بازی کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شد. بازی او در روز سوم بسیار چشمگیر بود و نظر همه منتقدین و سینما گران را به خود جلب کرد.او یکی از استعدادهای ناب بازیگری سینمای ایران است.

فیلم‌شناسی

آخر بازی (همایون اسعدیان، ۱۳۷۹) در نقش: پویا
چای تلخ نیمه‌تمام(ناصر تقوایی، ۱۳۸۱)
بوتیک (حمید نعمت الله، ۱۳۸۱) در نقش: مهرداد
خواهر خوانده (نیمه کارهبهروز حسین زاده، ۱۳۸۲)
این زن حرف نمی‌زند (احمد امینی، ۱۳۸۲) در نقش: سروش
کافه ستاره (سامان مقدم، ۱۳۸۳) در نقش: خسرو
عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، ۱۳۸۴)
باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، ۱۳۸۴) در نقش: بهرام
پیشنهاد بی شرمانه به نقاش مرده(سید محسن اورنگ، ۱۳۸۴)
رقص با ماه (عبدالرضا کاهانی، ۱۳۸۴)
روز سوم (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۵) در نقش: فواد
آدم (عبدالرضا کاهانی، ۱۳۸۵)
حس پنهان (مصطفی رزاق کریمی، ۱۳۸۶) در نقش: بهرام طلوعی
تسویه حساب (تهمینه میلانی، ۱۳۸۶)
مجنون لیلی (قاسم جعفری، ۱۳۸۶) در نقش: هدایت
هر شب، تنهایی (رسول صدرعاملی، ۱۳۸۶)در نقش: حمید
دو راه حل برای یک مسإله (قاسم جعفری، ۱۳۸۶) (فیلم کوتاه)
شبانه روز (کیوان علیمحمدی و علی بنکدار، ۱۳۸۷) در نقش : سیاوش
دل خون (محمد رضا رحمانی)، ۱۳۸۷ ) در نقش : عماد
یک خاطره بگو حواسمو پرت کن (زندگی با چشمان بسته) (رسول صدرعاملی)، ۱۳۸۷ )
محاکمه در خیابان (مسعود کیمیایی) - ۱۳۸۷
مردی که گیلاس هایش را خورد پیمان حقانی
موج سوم۱۳۷۸
کسی از گربه های ایرانی خبر نداره بهمن قبادی ۱۳۸۷
آدم کش رضا کریمی ۱۳۸۸
لطفا مزاحم نشوید محسن عبدالوهاب ۱۳۸۸

مجموعه‌های تلویزیونی
آخرین دعوت (حسین سهیلی‌زاده ۱۳۸۷)
همسفر یک قسمت (قاسم جعفری، ۱۳۷۹)
سایهٔ آفتاب (محمدرضا آهنج، ۱۳۸۱) در نقش: رضا
یک مشت پر عقاب (اصغر هاشمی، ۱۳۸۶) در نقش: امیرحسین دانشور
زخم‌های رویا (حسین سهیلی‌زاده، ۱۳۸۷)در نقش :عمادهمان آخرین دعوت است

جوایز
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم «آخر بازی» - ۱۳۷۹
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم «روز سوم» - ۱۳۸۵
نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم «بوتیک» - ۱۳۸۳
نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم «کافه ستاره» - ۱۳۸۵
پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم «این زن حرف نمی‌زند» - ۱۳۸۲
دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم «بوتیک» - ۱۳۸۳
نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشن خانه سینما برای فیلم«روز سوم» -۱۳۸۶
نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دوازدهمین جشن خانه سینما برای فیلم «حس پنهان» -۱۳۸۷

دیپلم افتخار و جایزه نقدی بخش ویدئو سینما و نگاه نو برای بازی در دلخون از بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر _

منبع :ویکیپدیا

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 9:10 توسط بر باد رفته|


فيلم پرحرف تاريخ سينما كه از گفت‌وگوهاي طولاني بين كاراكترهاي اصلي فيلم در جهت پيشبرد داستان و دادن اطلاعات به تماشاگر استفاده كرده‌اند، انتخاب و معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، فيلم «رفقاي خوب» ساخته «مارتين اسكورسيزي» محصول 1990 به همراه «ضربه شيطان» اثر «اورسون ولز» محصول 1958 در صدر اين فهرست ايستادند.
بنابراين گزارش، فيلم‌هاي «فرزندان بشر» ساخته «آلفونزو كوران» (2006)، «آخرين اخبار» ساخته «جوني تو» (2004)، «پير پسر» ساخته چان ووك پارك (2003)، به همراه «مگنوليا» ساخته پل توماس اندرسون (1999) رتبه‌هاي بعدي را در اختيار گرفته‌اند.
«بازيگر» ساخته «رابرت التمن» محصول 1992، شب‌هاي بوگي 1997 اثر پل توماس اندرسون، «من كوبا هستم» اثر ميخائيل كلاتزوف (1966)، «بيل رابكش» اثر كوئنتين تارانتينو محصول (2003)، «پايان هفته» ساخته ژان لوك گدار (1967) رتبه‌هاي دهم تا هفدهم پرگوترين سينمايي‌هاي جهان را به خود اختصاص داده‌اند.
«آينه» ساخته «آندري تاركوفسكي» (1975)، «طناب» اثر «آلفرد هيچكاك» محصول 1948 و فيلم «راه نورد» ساخته «مايكل آنجلو آنتونيوني» اثر 1975 رتبه‌هاي پاياني اين فهرست را كسب كرده‌اند.
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:58 توسط بر باد رفته|

همه برندگان تئاتر فجر روي صحنه
حسين مسافر آستانه: جشنواره بيست‌وهشتم از بهترين دوره‌هاي تئاتر فجر محسوب مي‌شود
شب گذشته تالار وحدت ميزبان اهالي تئاتر کشور بود همه تئاتري‌ها اختتاميه‌اي براي دوره بيست و هشت تئاتر فجر تدارک ديدند. تدارکي که با حضور مسوولان برندگان اين دوره جشنواره روي صحنه رفتند و جوايز خود را دريافت کردند.
شب گذشته وزير ارشاد، معاون هنري وزير، دبير جشنواره و تعدادي از مسوولان فرهنگي با حضور در تالار وحدت با اميدواري به آينده‌اي روشن‌تر براي تئاتر، پايان بيست و هشتمين دوره تئاتر فجر را اعلام کردند. ديشب نمايش «خنکاي ختم خاطره» با کسب 5 جايزه رکورددار اين دوره جشنواره شد.

فهرست اسامي برندگان بدين شرح است: 1- بهترين بازيگر زن: ستاره پسياني 2- بهترين بازيگر مرد: فابريدزيو پوجليزه 3- بهترين نمايشنامه: حميدرضا آذرنگ 4- بهترين کارگردان: نيما دهقان 5- جايزه ويژه هيات داوران: نمايش مکبث 6- جايزه بزرگ جشنواره:‌ نمايش خنکاي ختم خاطره 7- جايزه بهترين موسيقي براي فرشاد فزوني 8- بهترين طراح صحنه: منوچهر شجاع 9- بهترين نمايش براساس آراي مردمي: نمايش «گل» به کارگرداني ناصر خاسب

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:53 توسط بر باد رفته|

پژوهشگران مي‌گويند؛ بوي بدن مي‌تواند به تشخيص سرطان كمك كند. 
به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا،‌ محققان آمريكايي در يك پژوهش جديد نشان داده‌اند كه مي‌توان با استفاده از تغييرات در بوي مايعات بدن، وجود تومورهاي سرطان ريه را شناسايي كرد. 
اين تحقيق كه از سوي دانشمندان مركز تحقيقاتي مونل انجام گرفته به كشف روشهايي براي تشخيص نشانه‌هاي زيستي بالقوه در ادرار انسان براي تشخيص سرطان ريه كمك خواهد كرد. 
گري بوچامپ، بيولوژيست مونل كه سرپرستي اين تحقيق را برعهده داشته در اين باره خاطرنشان كرد: تومورهاي سرطاني باعث مي‌شوند كه در بوهاي بدن مرتبط با آن سرطان تغييرات ايجاد شود كه هم به حسگرهاي حيواني تعليم ديده و هم توسط تكنيك‌هاي شيمي تكامل يافته قابل شناسايي هستند. 
اين يافته‌ها تاييد مي‌كند؛ روش استشمام بوي بدن قابليت آن را دارد كه تكنيك‌هاي تشخيص زودهنگام سرطان ريه را بهبود بخشند. دانشمندان براي انجام اين تحقيق از مدل‌هاي جانوري استفاده كرده‌اند و به نتايج اميدواركننده‌اي بويژه براي تشخيص زودهنگام احتمال بروز سرطان ريه در افراد سيگاري دست يافته‌اند.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:30 توسط بر باد رفته|

يك پژوهش جديد نشان داد، رنگ سفيد بام ساختمان‌ها مي‌تواند شهرها را سرد كند. 
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دانشمند‌ان مي‌گويند اگر تمام پشت بام‌هاي جهان به رنگ سفيد رنگ آميزي شوند، اين اقدام به ميزان قابل توجهي باعث سرد شدن نواحي شهري شده و شايد تاثير افزايش گرماي جهاني را كاهش دهد. 
تحقيق دانشمند‌ان مركز ملي مطالعات جوي آمريكا نشان داد كه اين روش مي‌تواند كاربردهاي مفيدي داشته باشد. 
دكتر كيت اولسون، محقق اصلي اين پژوهش مي‌گويد: مطالعات ما نشان مي‌دهد كه پشت بام‌هاي سفيد رنگ حداقل از نظر تئوريك مي‌تواند، روشي مؤثر براي كاهش گرماي شهري باشد. 
گرماي جوي، شهرها را بيش از روستاها تحت تاثير قرار مي‌دهد، چون كف خيابان‌ها پوشيده از آسفالت و بام‌ها قيرگوني شده است و اين مواد حرارت خورشيد را به ميزان قابل توجهي جذب مي‌كنند؛ بنابراين پشت بام‌هاي سفيد و خيابان‌هايي با رنگ روشن مي‌تواند اين حرارت را به جاي جذب بازتاب كند. 
محققان براي اين شبيه سازي از يك مدل رايانه‌يي استفاده كردند كه نشان داد، استفاده از رنگ سفيد براي بام‌ها مي‌تواند ميزان حرارت جذب شده از خورشيد را تا سه درصد كاهش دهد. 
اين تحقيق در مجله «ژئوفيزيك رسيرچ لترز» منتشر شده است
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:29 توسط بر باد رفته|

"خوشبختی ما در سه جمله است؛
تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا
ولی ما با سه جمله دیگر زندگی‌مان را تباه می‌کنیم:
حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا" — دکتر علی شریعتی, گل آقا
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:13 توسط بر باد رفته|


احمدرضا عابدزاده (زاده ۴ خرداد ۱۳۴۵ در آبادان)[۱] دروازه‌بان سابق تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس تهران و باشگاه استقلال تهران است.

دوران ورزشی

سالهای اولیه دهه ۶۰ در تیم هلال احمر اصفهان بازی می‌کرد.و پس از آن سال ها در تیم تام اصفهان زیر نظر حسین چرخابی بازی کرد.. پنج بار اسمش از منتخب جوانان خط خورد ولی سماجت وی باعث شد تا سال ۱۳۶۴ جوانان اصفهان همراه با عابدزاده بازی کنند. ۱۸ سال بیشتر نداشت که به اردوی تیم ملی جوانان دعوت شد و در اواخر همین سال عضو ثابت تیم ملی گردید. در ۱۳۶۸ به تهران آمد و پیراهن استقلال تهران را به تن کرد وی در همین سال ازدواج کرد. وی سپس به تیم سپاهان اصفهان رفت و بعد به تیم پرسپولیس تهران منتقل شد و از دوم دی ماه ۱۳۷۳ رسما به حفاظت از دروازه پرسپولیس تهران پرداخت. وی دارای ۷۸ بازی ملی و۵۲ گل خورده می‌باشد که از این جهت یک رکورد جالب توجه‌است. وی در بازی‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه یکی از ارکان موفقیت تیم ملی فوتبال ایران در راه صعود به جام جهانی بود. اوج شهرت احمد رضا در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۰ پکن اتفاق افتاد که با وجود آسيب ديدگي از ناحيه ي انگشتان دست، با مهار ۳ پنالتی در فینال مسابقات در برابر کره شمالی ایران را به قهرمانی آسیا رساند. [۲]درنظرسنجی برنامه نودبه عنوان محبوب ترین بازیکن سه دهه اخیرفوتبال ایران انتخاب شد.

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:54 توسط بر باد رفته|

نام اصلی آلفردو جیمز پاچینو

زمینه فعالیت بازیگر
ملیت آمریکایی
تولد ۲۵ آوریل ۱۹۴۰
نیویورک ، آمریکا
سال‌های فعالیت ۱۹۶۹ تا کنون

آلفردو جیمز «اَل» پاچینو (زادهٔ ۲۵ آوریل ۱۹۴۰) هنرپیشه آمریکایی و از برندگان جایزه اسکار است.

زندگی‌نامه

آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای تبار آمریکایی-ایتالیایی) خانه‌دار بود. والدین او هنگامی کودکی او از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیل بودند.

وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آن‌جا اقامت کند.

ورود او به عرصهٔ بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. در ابتدا کاپولا جک نیکلسون را برای ایفای نقش در پدر خوانده انتخاب کرد اما نیکلسون این پیشنهاد را رد کرد چراکه به گفته خودش نقش یک ایتالیایی را باید یک ایتالیایی بازی کند و با این کار ناخواسته بزرگترین شانس زندگی پاچینو را به او بخشید پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.

در سال ۱۹۷۳ او در فیلم‌های مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزهٔ گلدن گلوب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.

از دیگر بازی‌های چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم‌های پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و فیلم و عدالت برای همه(۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلم‌ها نامزد اسکار شد ولی بدان دست نیافت. او می‌گوید: «من برای اسکار بازی نمی‌کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».

او برای بازی در فیلم هایی چون کرامر علیه کرامر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) دعوت شد ولی او این پیشنهادها را قبول نکرد. هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دههٔ ۹۰ را برای باید دههٔ نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.از فیلم‌های معروف او در این دهه می‌توان به دیک تریسی، پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)، فرانکی و جانی(۱۹۹۱)، گلن گری گلن راس(۱۹۹۲)، راه کارلیتو(۱۹۹۳)، التهاب(۱۹۹۵)، تالار شهر(۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند. علاوه بر جایزهٔ اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.

در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.

کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود. قدرت و تأثیر نگاه او صحنه‌های جاودانه‌ای را در تاریخ سینمای جهان خلق کرده است. به‌عنوان مثال بازی استثنایی او در سکانس مرگ سولاتسو و پلیس خیانت کار در فیلم پدر خوانده۱، استعداد بی نظیرش را به نمایش می‌گذارد.

پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکتهٔ برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید: «اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند.

در میان ستاره‌های هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند. پاچینو تاکنون ازدواج نکرده‌است اما دارای سه فرزند است که یکی از آنان دختریی به نام جولی ماریاست (متولد ۱۹۸۸) که در پی رابطهٔ چندین ساله‌اش با مربی بازیگری آموزشگاه لی استراسبرگ، «جن ترنت»، به دنیا آمد و دو فرزند دیگرش دوقلوهایی با نام‌های انتون و اولیویا هستند (متولد۲۰۰۱) که آن‌ها نیز ثمرهٔ رابطه ناموفقش با «بورلی دی آنجلو» بودند.

آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه‌نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود، آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست‌داشتنی باشد.

<<آلپاچینو به دنبال اسکار نیست بلکه این اسکار است که به دنبال آلپاچینو می‌گردد>> دانیل دی لوویس.

فیلم‌شناسی

ناتالی و من
وحشت در نیدل پارک
پدرخوانده
مترسک
سرپیکو
پدرخوانده ۲
بعدازظهر سگی
بابی دیرفیلد
عدالت برای همه
گشت زنی
نویسنده! نویسنده!
صورت زخمی
انقلاب
دریای عشق
بدنام محلی
دیک تریسی
پدرخوانده ۳
فرانکی و جانی
گلن گری گلن راس
بوی خوش زن
راه کارلیتو
دو روی سکه
مخمصه
در جست و جوی ریچارد
شهرداری
دنی براسکو
وکیل مدافع شیطان
محرم راز (The Insider)
هر یکشنبهٔ موعود
کافه چینی
بی‌خوابی
سیمونه
مردمی که میشناسم
نوآموز
گیگلی
فرشتگان در آمریکا
تاجر ونیزی (فیلم، ۲۰۰۴)
دو نفر برای پول
سیزده یار اوشن
۸۸ دقیقه
قتل منصفانه

جوایز
۱۹۷۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - پدرخوانده
۱۹۷۳ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو
۱۹۷۴ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲
۱۹۷۵ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی
۱۹۷۹ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - عدالت برای همه
۱۹۹۰ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - دیک تریسی
۱۹۹۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - گلن گری گلنراس
۱۹۹۲ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن
۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی.
۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲.
۲۰۰۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - فرشتگان در آمریکا.
۱۹۹۲ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن.
۱۹۷۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو.

۲۰۰۷ - تقدیر از او در مراسم AFI به خاطر یک عمر تلاش در عرصه سینما و بازیگری

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:41 توسط بر باد رفته|


نام اصلی فرامرز پرستویی

زمینه فعالیت بازیگر
ملیت ایرانی
تولد ۲ تیر ۱۳۳۴
روستای چارلی همدان
سال‌های فعالیت ۱۳۶۲ تا کنون

پرویز پرستویی (۱۳۳۴ چارلی-همدان) بازیگر ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون است. شهرت او به خاطر بازی در فیلم‌هایی چون ليلي با من است، بید مجنون، مارمولک و آژانس شیشه‌ای است. پرستویی برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد از جشنوارهٔ فجر سال ۱۳۷۹ (۱۹۹۸ میلادی) نیز هست.همچنین او اولین جوانی بود که در تاریخ جشنواره فیلم فجر جایزه سیمرغ را گرفت،او در ۲۸ سالگی برای بازی در فیلم دیارعاشقان از جشنواره دوم فجر در سال ۱۳۶۲ سیمرغ گرفت.

فیلم‌های سینمایی
دیار عاشقان (حسن کاربخش، ۱۳۶۲)
پیشتازان فتح (۱۳۶۲)
سازمان ۴ (۱۳۶۶)
شکار (مجید جوانمرد، ۱۳۶۶)
حکایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد، ۱۳۶۹)
مار (مجید جوانمرد، ۱۳۷۰)
آدم برفی (داود میرباقری، ۱۳۷۳)
لیلی با من است (کمال تبریزی، ۱۳۷۴)
مهرمادری (کمال تبریزی، ۱۳۷۶)
روانی (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۶)
آژانس شیشه‌ای (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۷۶)
مرد عوضی (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۷)
روبان قرمز (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۷۷)
شوخی (همایون اسعدیان، ۱۳۷۸)
عشق شیشه‌ای (رضا حیدرنژاد، ۱۳۷۸)
مومیایی ۳ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۸)
موج مرده (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۷۹)
آب و آتش (فریدون جیرانی، ۱۳۷۹)
عزیزم من کوک نیستم (محمدرضا هنرمند، ۱۳۸۰)
دیوانه‌ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، ۱۳۸۱)
بانوی من (یدالله صمدی، ۱۳۸۱)
دوئل (احمدرضا درویش، ۱۳۸۱)
مارمولک (کمال تبریزی، ۱۳۸۲)
کافه ترانزیت (کامبوزیا پرتوی، ۱۳۸۲)
بید مجنون (مجید مجیدی، ۱۳۸۳)
به نام پدر (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۸۴)
پاداش سکوت ( مازیار میری،۱۳۸۵)
صد سال به این سال‌ها ( سامان مقدم،۱۳۸۶)
کتاب قانون (مازیار میری،۱۳۸۷)
بیست ( عبدالرضا کاهانی،۱۳۸۷)

مجموعه‌های تلویزیونی

امام علی (مجموعه - داود میرباقری - ۱۳۷۰)
آوای فاخته (مجموعه - بهمن زرین پور - ۱۳۷۵)
زیر چتر خورشید (مجموعه - بهمن زرین پور - ۱۳۷۶)
خاک سرخ (مجموعه - ابراهیم حاتمی کیا - ۸۰/۱۳۷۹)
زیر تیغ (مجموعه - محمدرضا هنرمند - ۱۳۸۵)
آشپز باشی (مجموعه -محمدرضا هنرمند۱۳۸۷)

تئاتر

نمایش فنز

منبع: ویکیپدیا

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:21 توسط بر باد رفته|


لورنس عربستان (به انگلیسی: Lawrence of Arabia) فیلمی حماسی بر پایهٔ زندگی توماس ادوارد لورنس، محصول ۱۹۶۲ بریتانیا است. این فیلم به کارگردانی دیوید لین، تهیه کنندگی سام اشپیگل و بر اساس فیلمنامه‌ای از رابرت بولت و مایکل ویلسون ساخته شده است. پیتر اوتول نقش لورنس را در این فیلم بازی می‌کند.

فیلم به تجربه‌های لورنس در عربستان در زمان جنگ جهانی اول می‌پردازد.

لورنس عربستان در سال ۱۹۶۲ نامزد دریافت ۱۰ جایزه اسکار شد و توانست ۷ جایزه از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم را بدست آورد. 

کارگردان(ان) دیوید لین
تهیه‌کننده(ها) سام اشپیگل
نویسنده(ها) رابرت بولت
مایکل ویلسون
بازیگران پیتر اوتول
عمر شریف
الک گینس
آنتونی کوئین
جک هاوکینز
موسیقی موریس ژار
فیلم‌برداری فردی یانگ
تدوین آن وی. کوتس
توزیع‌کننده کلمبیا پیکچرز
مدت زمان ۲۲۷ دقیقه
کشور بریتانیا
بودجه ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار

منبع : ویکی‌پدیا

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:13 توسط بر باد رفته|

قسمت سوم مجموعه فيلم اكشن و ماجراجويانه «تغيير شكل‌دهندگان» هم ساخته مي‌شود. تازه‌ترين قسمت اين فيلم به صورت سه بعدي توليد خواهد شد.
به گزارش فارس، «مايكل بي» كارگردان دو قسمت قبلي فيلم با اعلام توليد قسمت سوم آن گفت اين روزها مشغول نگارش فيلمنامه اين قسمت است. سومين قسمت فيلم تفاوت‌هاي زيادي با دو قسمت قبلي آن خواهد داشت. پس از موفقيت كلان مالي دومين قسمت فيلم، عقيده عمومي‌بر اين بود كه پيش توليد سومين قسمت فيلم بزودي شروع خواهد شد. اما «مايكل بي» و تهيه‌كنندگان فيلم در كمپاني پارامونت، در آن زمان هيچ اظهار نظري پيرامون اين مسئله نكردند. بعد از اخبار و شايعات مختلف و متعددي كه پيرامون توليد قسمت جديد «تغيير شكل‌دهندگان» منتشر شد، اين نخستين بار است كه «مايكل بي‌» يك اظهارنظر رسمي‌درباره آينده اين مجموعه فيلم مي‌كند.
بي كه هنوز زماني براي شروع فيلمبرداري سومين قسمت فيلم اعلام نكرده، مي‌گويد تابستان سال 2011 به عنوان زمان اكران عمومي‌آن تعيين شده است. تحليلگران سينمايي ماه قبل پيش‌بيني كردند در قسمت سوم فيلم، تعداد بيشتري روبات فضايي وارد قصه فيلم خواهد شد. تعداد روبات‌هاي فضايي قسمت دوم در مقايسه‌ با قسمت اول آن، بيشتر شده بود. بي در زمينه سومين قسمت «تغييرشكل دهندگان» مي‌گويد: «در اين قسمت با يك پايان جذاب و شگفت‌انگيز روبرو خواهيم شد. در اين قسمت، شاهد حضور كاراكترهاي روبات خيلي زيادي خواهيم بود. اين روبات‌هاي خونسرد، در يك چشم انداز زيبا به ماجراجويي‌هاي جديد خود خواهند پرداخت.» دو نقش اصلي انساني فيلم را «شيا لابوف» و «ميگن فاكس» بازي مي‌كنند. اين دو در كنار روبات‌هاي فضايي مثبت قصه،وارد يك ماجراجويي تازه مي‌شوند و سفر تازه‌اي به چند كشور مختلف دنيا مي‌كنند. قرار است اين فيلم با هزينه‌اي بالاي 150 ميليون دلار تهيه شود.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:0 توسط بر باد رفته|

با انتشار نخستين عكس‌ها از «روح نگار»، جديدترين فيلم رومن پولانسكي از 5 مارس (نيمه اسفند) به اكران گسترده جهاني مي‌رسد. 
به گزارش ايسنا، «روح‌نگار» نخستين نمايش جهاني خود را از 19 فوريه (30 بهمن) در جشنواره بين‌المللي فيلم برلين تجربه خواهد كرد.
بنابر اعلام ورايتي تريلر «روح‌نگار» با حضور بازيگراني چون ايوان مك گرگور، پيرس برازنان، كيم كاترال، الويا ويليامز، تام ويلكينسون، تيموتي هوتون و الي والاش به تهيه و توليد رسيده است. «روح نگار» بر مبناي رماني به همين نام نوشته «رابرت هريس» ساخته مي‌شود و فيلمنامه را «هريس» و«پولانسکي» با همکاري يکديگر نوشته‌اند. اين داستان درباره نويسنده‌اي است که معمولاً بي‌نام مي‌نويسد و داراي هويت مخفي است. قرارمي‌شود که او با هويت جعلي خاطرات نخست وزير سابق را در قالب کتابي بنويسد و به نوعي امتياز اين کار را مي‌خرد. «برازنان» و «نيكلاس کيج» در اين فيلم به‌ترتيب نقش «آدام لنگ» نخست وزير انگليس و نويسنده بي‌نام را بازي مي‌کنند.
در همين حال ديروز رويترز اعلام کرد که رومن پولانسكي»، كارگردان سرشناس لهستاني برنده‌ اسكار براي مراسم اكران جديد‌ترين فيلم‌اش در جشنواره‌ برلين حضور نخواهد داشت. «ديتر كاسليك»، رييس جشنواره‌ فيلم برلين روز گذشته اعلام كرد، «رومن پولانسكي» قادر نخواهد بود براي حضور در مراسم اكران جهاني فيلم «روح‌نگار» به برلين سفر كند. «كاسليك» در گفت‌وگو با خبرنگاران خارجي اعلام كرد، تلفني با «پولانسكي» صحبت كرده است و او به‌علت آنكه در بازداشت خانگي به‌سر مي‌برد، نمي‌توان در جشنواره‌برلين حضور پيدا كند.
رييس جشنواره‌ برلين افزود: «پولانسكي به جشنواره نمي‌آيد و هيچ پيام ويدئويي از وي پخش نخواهد شد. البته او از من به‌خاطر انتخاب فيلم‌اش تشكر كرد.»
به گزارش خبرگزاري رويترز، «كاسليك» اظهار كرد: «ما اين فيلم را انتخاب كرديم چون اثر بزرگي است. «روح‌نگار» يك بيانيه‌ سياسي است، اما انتخاب آن سياسي نبود، بلكه يك اقدام هنري بود.» «پولانسكي» در سال 1966 با فيلم «بن‌بست» موفق به كسب خرس طلاي برلين را كسب كرد و سال پيش از آن خرس نقره‌اي اين جشنواره را به‌دست ‌آورد.
شصتمين جشنواره فيلم برلين روز يازدهم فوريه با نمايش «دوراز هم » ساخته «وانگ كوانان»، كارگردان چيني برنده خرس طلا افتتاح خواهد شد.

سومين رويداد سينمايي معتبر قاره اروپا كه «ورنر هرتزوگ» رياست هيأت‌داوران آن را برعهده خواهد داشت با نمايش فيلم «درباره برادرش» ساخته «يوجي يامادا»، كارگردان معروف ژاپني پايان خواهد يافت.

منبع : بانی فیلم 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 9:59 توسط بر باد رفته|

كمپاني فاكس قرن بيستم اميدوار است آواتار همچنان كه در عرصه بين‌المللي مي‌تازد، هفتمين هفته متوالي در صدر جدول هفتگي فروش آمريكاي شمالي قرار بگيرد. 
به گزارش اسكرين ديلي، تا پايان پنجشنبه اين حماسه علمي- تخيلي كه تا اينجا ركورددار بيشترين فروش بين‌المللي تاريخ سينماست، فروش خارجي‌اش به 342/1 ميليارد دلار و فروش كلش به 890/1 ميليارد دلار رسيد. اگر اين فيلم 102 ميليون دلار ديگر بفروشد اولين فيلم در تاريخ سينما خواهد بود كه فروش جهاني‌اش از مرز 2 ميليارد دلار گذشته است. با توجه به پيش‌بيني‌ها در مورد فروش آخر هفته، احتمال 2 ميليارد‌ي شدن آواتار بسيار بالاست.
با ادامه فروش «شاهزاده و قورباغه» والت ديزني در فرانسه و آفريقاي جنوبي، فروش بين‌المللي فيلم به 2/67 ميليون دلار رسيد. مجموع فروش بين‌المللي «جانشين‌ها»ي بروس ويليس در آخرين هفته فروش بين‌المللي به 1/78 ميليون دلار رسيد. فروش «سگ‌هاي پير» و «بالا» به ترتيب 7/36 و 1/436 ميليون دلار بود. فروش بين‌المللي «لعنتي‌هاي بي‌آبرو» كوئنتين تارانتينو از مرز 200 ميليون دلار گذشت و با فروش داخلي 5/120 ميليون دلاري داخلي، مجموع فروش فيلم به 6/320 ميليون دلار رسيد. فروش «پيچيده است» در پنج كشوري كه اكران شده است به رقم 2/55 ميليون دلار رسيد. فروش بين‌المللي «بالا در آسمان» 9/23 ميليون دلار، «كتاب الي» 3/11 ميليون دلار و «پسر فضانورد» 21 ميليون دلار بود.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 9:54 توسط بر باد رفته|

مهر: داريوش فرهنگ مجموعه تلويزيوني «بهترين سال‌هاي زندگي ما» را بر مبناي فيلمنامه جابر قاسمعلي جلو دوربين مي‌برد. 
جابر قاسمعلي در اين باره گفت: اين مجموعه تلويزيوني در 26 قسمت 45 دقيقه‌اي به تهيه‌کنندگي محمد مسعود و به سفارش گروه فيلم و سريال شبکه سه تهيه مي‌شود.
براي نگارش «بهترين سال‌هاي زندگي ما» از همکاري سهيلا جبري و محمدرضا ديبايي استفاده مي‌کنم.
وي در ادامه افزود: اين مجموعه روايتگر پنج دوره از زندگي يک نفر است.
در اين مجموعه ما به زمان تولد او، دهه 30، 40، 50، 60 و زمان حال او مي‌پردازيم.
در چند قسمت به روزهاي انقلاب و جنگ مي‌پردازيم، اما بيشتر قصه حول زندگي اين فرد است.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 9:52 توسط بر باد رفته|

گروه سينماي ايران - چند سالي مي‌شود تكليف اكران نوروزي و اغلب پرفروش‌هاي سال را جشنواره روشن مي‌كند. به غير از تعدادي از فيلم‌هاي تجاري موسوم به سينماي بدنه و كمدي‌هاي رايج اين سال‌ها، بقيه فيلم‌ها، جشنواره فيلم فجر را محل خوبي براي عرض اندام مي‌دانند. چهار، پنج سالي مي‌شود حتي گزينه‌هاي اكران نوروز از دل جشنواره بيرون مي‌آيد و اين نشان مي‌دهد نمايش فيلم‌ها در جشنواره منافاتي با پرفروش بودن آنها ندارد. از هشت فيلم پرفروش اكران امسال 4 فيلم (اخراجي‌ها2، درباره الي، سوپراستار، بي‌پولي) اولين بار در جشنواره به نمايش در آمدند كه در اين ميان فيلم‌هاي ده‌نمكي و ميلاني چند هفته بعد از پايان جشنواره در عيد نوروز روي پرده رفتند. 
در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر جدا از فيلم‌هاي منتقدپسند تاكنون فيلم‌هايي روي پرده رفته كه از نظر تجاري در سال آينده حرف‌‌هايي براي گفتن دارند. پيش‌بيني‌ها در مورد پرفروش‌هاي سال آينده از ميان اين فيلم‌ها اين گونه است:
به رنگ ارغوان، تسويه حساب،
صد سال به اين سال‌ها
ميلياردي‌ها
فروش حداقل يك ميلياردي براي اين سه فيلم (در اكران تهران) دور از ذهن نيست. «به رنگ ارغوان» كه در اولين اعلام نظرسنجي مردمي فيلم‌هاي جشنواره در رتبه اول قرار دارد به طور قطع يكي از دو- سه فيلم پرفروش سال 89 خواهد بود. فيلم حاتمي‌كيا تنها فيلم از ميان فيلم‌هاي جشنواره امسال است كه تاريخ اكران عمومي آن مشخص شده. دست‌اندركاران «به رنگ ارغوان» البته قبل از نمايش فيلم‌شان در جشنواره و بلافاصله بعد از رفع توقيف آن قرارداد اكران فيلم را در گروه آفريقا امضا كردند تا «به رنگ ارغوان» بعد از پايان جشنواره روي پرده برود. با توجه به پيش‌بيني‌ كه از استقبال اين فيلم مي‌رود به نظر مي‌رسد فيلم حاتمي‌‌كيا تا بهار سال‌ آينده روي پرده باشد. با توجه به مضمون ملتهب فيلم و حواشي آن، «به رنگ ارغوان» تا اينجاي كار بخت اول گيشه سال آينده محسوب مي‌شود.
«تسويه حساب» علي رغم اينكه در ميان 4 فيلم اول انتخاب‌هاي مردمي جايي ندارد،‌ اما گيشه آن تقريباً تضمين شده است. فيلم ميلاني داستان جسورانه‌اي دارد و با توجه به بازيگران آن (مهناز افشار، محمدرضا شريفي‌نيا، اكبر عبدي، رضا عطاران، حامد بهداد) به نظر مي‌رسد در ميان فيلم‌هاي ميلياردي جاي بگيرد. دو فيلم قبلي ميلاني (آتش بس و سوپراستار) نيز از نظر تجاري موفق بودند. «صد سال به اين سال‌ها» نيز آخرين فيلم اين گروه است كه پيش‌بيني مي‌شود گيشه‌اي پررونق داشته باشد. به دليل حواشي كه باعث توقيف دو ساله فيلم شد و حضور بازيگراني چون پرويز پرستويي، فاطمه معتمدآريا و رضا كيانيان در كنار طرح مسايلي كه كمتر سينماي ايران به آن پرداخته شده مي‌توان فيلم سامان مقدم را جزو پرفروش‌هاي سال قرار دهد. مقدم هم مثل ميلاني سابقه درخشاني در ساخت فيلم‌هاي پرتماشاگر دارد.
آل، هفت دقيقه تا پاييز، دموكراسي در روز روشن
کدام فيلم پيروز مي شود؟
اما فهرست دوم را به اين سه فيلم اختصاص داديم. فيلم‌هايي كه تاكنون در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمده‌اند و پيش‌بيني مي‌شود در اكران تهران گيشه‌اي بين 500 تا 800 ميليون داشته باشد. در اين ميان براي فيلم علي عطشاني با يك لشگر بازيگر شناخته شده (گلزار، فروتن، فرخ‌نژاد، نيكي كريمي، شاهرخ‌شاهي، ضيغمي) اين رقم فروش دور از انتظار نيست. هر چند فيلم در اكران سينماي منتقدان مورد توجه قرار نگرفت، اما شواهد امر نشان مي‌دهد «دموكراسي در روز روشن» پتانسيل جذب مخاطب را دارد.
«هفت دقيقه تا پاييز» برخلاف فيلم عطشاني، روز خوبي را در سالن برج ميلاد سپري كرد. فيلم علاوه بر سوژه جذابش بازيگراني چون هديه تهراني و حامد بهداد را دارد و همين موضوع در اكران عمومي به كمك فيلم مي‌آيد.
«آل» هم برخلاف واكنش‌هاي متفاوتي كه در اكران جشنواره داشت به احتمال فراوان در اكران عمومي وضعيت به مراتب بهتري دارد. به هر حال حضور مصطفي زماني در فيلم و كمي دستكاري نسخه جشنواره آن باعث مي‌شود «آل» با اقبال نسبي روبرو شود.

در كنار اين سه فيلم، «خاطره» و «فاصله» را هم مي‌شود قرار داد كه به گفته خيلي از اهالي سينما قابليت جذب مخاطب را دارند. اما از ميان فيلم‌هايي كه هنوز روي پرده نرفته «كيفر»، «چهل سالگي» و «چراغ قرمز» هم شانس زيادي براي پرفروش‌ شدن دارند. البته در اين ارزيابي «هيچ» و «آتشكار» را به دليل نمايش‌هاي محدود‌ از تقسيم‌بندي‌مان خارج كرديم و فيلم‌هاي اصلي جشنواره را لحاظ كرديم.

منبع: بانی فیلم

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 9:51 توسط بر باد رفته|

مستم از ساغر خون جگر آشاميها 
زندگي شد من و يک سلسله ناکاميها
شادکامم دگر از الفت ناکاميها
بسکه با شاهد ناکاميم الفتها رفت
تا چه بازد دگرم تيره سرانجاميها
بخت برگشته‌ي ما خيره سري آغازيد
ساختم اينهمه تا وارهم از ناميها
دير جوشي تو در بوته‌ي هجرانم سوخت
گر نمردم من و اين گوشه‌ي ناکاميها
تا که نامي شدم از نام نبردم سودي
اي دل از کف ندهي دامن آراميها
نشود رام سر زلف دل‌آرامم دل
خرم از عيش نشابورم و خياميها
باده پيمودن و راز از خط ساقي خواندن
تا که نامت نبرد در افق ناميها
شهريارا ورق از اشک ندامت ميشوي
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 13:55 توسط بر باد رفته|


کازابلانکا (۱۹۴۲) نام یکی از معروف‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست که ماجرای عاشقانه‌ای را در بحبوحه جنگ دوم جهانی به تصویر می‌کشد. فیلمی با هنرنمایی دو هنرپیشه مهم تاریخ سینما یعنی همفری بوگارت و اینگرید برگمن که همراه با فیلمنامه و دیالوگ‌های شاهکار به کار رفته در آن از محبوب‌ترین فیلم‌های کلاسیک سینماست و حتی برخی آن را بهترین فیلمی می‌دانند که تاکنون در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شده‌است. کازابلانکا بارها و در نظرسنجی‌های مختلف به عنوان بهترین فیلم عاشقانهٔ تاریخ سینما شناخته شده‌است.

مشخصات فیلم
محصول: برادران وارنر
مدت زمان: ۱۰۲ دقیقه
کارگردان: مایکل کورتیز
فیلم‌نامه‌نویس: هاوارد کاچ - برادران اپستاین
بازیگران
هامفری بوگارت (ریک بلین)
اینگرید برگمن (ایلزا لاند)‌
پل هنرید (ویکتور لازلو)
کلود رینز (سروان رنو)

ریک بلین (هامفری بوگارت) صاحب کاباره‌ای در شهر کازابلانکا معشوقهٔ سابقش، ایلسا (اینگرید برگمن) را در وضعیت بدی می‌بیند و ....   

جوایز
برندهٔ اسکار بهترین فیلم برای کمپانی برادران وارنر
برندهٔ اسکار کارگردانی برای مایکل کورتیز
برنده اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای ژولیوس جی اپستین ، فلیپ جی اپستین و هوارد کوچ
نامزد اسکار نقش اول مرد برای همفری بوگارت
نامزد اسکار نقش مکمل مرد برای کلود رینز
نامزد اسکار فیلم‌برداری برای آرتور ادسون
نامزد اسکار تدوین اوون مارکس
نامزد اسکار موسیقی متن مکس استینر'

منبع:  ویکی پدیا

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 13:31 توسط بر باد رفته|

«تردید»؛ اقتباسی دقیق و ظریف از «هملت» شکسپیر 

 بیشتر صحنه‌های فیلم سینمایی "تردید" به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شده و اکثر بازیگران بازی‌هایی قابل قبول ارائه داده‌اند، اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار می‌لنگد. فیلم "تردید" با مقدمه‌ای بسیار گیرا آغاز می‌شود، کسالت و سکوت سیاوش، در مرکز میزانسن‌های غالباً چرخشی اطرافیانش که در موقعیتی مابین عزا و عروسی دست و پا می‌زنند. از همان ابتدا، رفت و آمدهای میان این دو موقعیت آرامش ظاهری سیاوش را به هم می‌ریزد و به نحوی ذات و انگیزه جلو برنده داستان را به رخ می‌کشد.


دقت و توجه فیلمساز در طراحی میزانسن‌ها یکی از نکات درخشان تردید محسوب می‌شود، در صحنه تعقیب و گریز شیطنت بار سیاوش و مهتاب، میزانسن‌هایی مشابه و چیده شده در جهت غافلگیر کردن دو طرف چندین بار تکرار می‌شوند و هر بار به ترجیع بند بسته شدن در می‌رسند تا در انتها پشت دری برسند که برای هر دوی آنها بسته است.

این سکانس از سویی بخش فشرده‌ای از داستان را به شکلی کوتاه روایت می‌کند و باعث می‌شود که مخاطب، جنسی از روابط تغزلی بین این دو نفر که فرصت دیگری برای پرداختن به آن وجود ندارد را بشناسد و از سوی دیگر بر لزوم شراکت این دو بر حل این معما تاکید می‌کند.

فیلمساز در این سکانس به شکلی کنترل شده به جنسی از میزانسن نزدیک می‌شود که شکل خالص آن را در صحنه درگیری بین سیاوش و مادرش شاهد هستیم و از آن سو، هر چه به پایان کار نزدیک می‌شویم، از سرگشتگی‌ها کاسته می‌شود و ذهنیت آدم‌ها جهت مشخص‌تری می‌گیرد و در نتیجه کم و بیش میزانسن‌ها خطی‌تر می‌شوند.

اما در این بین چه اتفاقی می‌افتد؟ یا به زبان بهتر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ بهتر است از ابتدا داستان را مرور کنیم، سیاوش به دلیل مرگ پدرش مشکوک است، در میان شک و تردید دست و پا می‌زند و تلاش می‌کند حواشی این موضوع را بکاود تا شاید سرنخی بیابد، از جایی متوجه می‌شود که داستان زندگی‌اش به داستان نمایشنامه هملت نزدیک شده است و اندکی بعد، سکانس گفتگوی او با مادرش پیش می‌آید که در میان تمام سکانس‌ها بیشترین شباهت را به صحنه گفتگوی هملت و ملکه و پس از آن کشته شدن پولونیوس که پشت پرده مخفی شده است، دارد.

به این ترتیب، سیاوش مسیری را طی می‌کند که حین آن روز به روز به هملت نزدیک‌تر می‌شود و در جایی دقیقا بر این شخصیت نمایشی منطبق می‌شود و آگاهی او نسبت به این موضوع او را بر آن می‌دارد که تقدیرش را – که همان تقدیر هملت است- تغییر دهد و از او فاصله بگیرد.

بیشتر سکانس‌ها به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شده‌اند و اکثر بازیگران بازی‌های قابل قبولی ارائه داده‌اند اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار می‌لنگد. دیالوگ‌ها یکدست نیستند و با وجود اینکه دیالوگ‌های صحنه درگیری سیاوش و مادر مانند دیگر عناصر داستان و صحنه بیش از هربخش دیگری به داستان اصلی شبیه است، اما روند تحول دیالوگ‌ها برای رسیدن به این صحنه درست طی نمی‌شود. افت و خیز دارد و جریان قابل تشخیصی را طی نمی‌کند، گرچه غالب دیالوگ‌های هر صحنه برای خود آن صحنه به طور مجزا مناسبند.

همین اتفاق به شکل دیگری در کلیت داستان هم به چشم میاید. گویی هر سکانس برای خودش ساخته و پرداخته شده است. حضور مهتاب کرامتی و محمود پاک نیت کاملا زائد است. پیوند کرامتی با داستان بسیار سست است و با تلنگری می‌شکند و حذف می‌شود و سکانس صحبت سیاوش و پاک نیت را هم می‌توان به آسانی و بدون کوچکترین لطمه‌ای به اثر از میان کار برید.
دکتر را هم کم و بیش می‌توان جزء همین دسته شخصیت\‌ها به شمار آورد.

امید روحانی دارای چهره سمپات و مهربانی است و در کل داستان حرکتی چه در ظاهر و چه در خفا از او نمی‌بینیم که ما را مشکوک کند و یا اصلاً وادارمان کند که به او فکر کنیم و این میزان خباثتی که در انتها از او می‌بینیم غیر قابل پذیرش است. شاید حتی عموی سیاوش هم شخصیتی بسیار معتدل و منطقی به نظر می‌رسد و حتی لحظه‌ای چیز دیگری جز همین ویژگی‌های شخصیتی او در فیلم نمود نمی‌یابد.

به خاطر تمامی این علت‌ها و به خاطر پرش‌های متوالی در حین کار، مانند دیوانگی ناگهانی سیاوش، که در بستر نمایشنامه هملت می‌نشست، اما اینجا برای تماشاگر تداعی کننده این تصور است که سیاوش با قصد ناخوداگاهی دوست دارد خود را به هملت شبیه کند یا عصبانیت‌های ناگهانی و فریادهای ناگهانی و پشت سر آن نرم شدن‌های لحظه‌ای مهتاب در صحنه سینما و یا حضور ناگهانی جماعتی که از جنوب آمده‌اند و به سرعت و با صرف زمان بسیار کمی به روح پدر سیاوش و در پی آن به خاک جنوب پیوند می‌خورند و قطع این صحنه به صحنه‌ای که سیاوش درون خانه‌اش ازرویا بیرون می‌آید و...

در تمام مدت داستان حسی از خیالپردازی و قطع شدن‌های مداوم رویا در فیلم جریان پیدا می‌کند که ما را وامی‌دارد به نحو دیگری داستان را ببینیم (مثلا این که سیاوش واقعا دیوانه است و دچار دوگانگی شخصیت شده) و در انتها متوجه شویم که رویا پردازی در کار نبوده است. البته نمی توان انکار کرد که شکل میزانسن‌ها و لوکیشن‌های انتخاب شده برای کار هم به این تصور تماشاگر دامن می‌زند.

از سوی دیگر حضور همین شخصیت‌های متعدد که هر کدام داستانی کوتاه برای تعریف کردن دارند به علاوه داستانی که مادر سیاوش و عمویش و پدر مهتاب و... تعریف می‌کنند به جای اینکه قصه اصلی را پیچیده کند آن را متزلزل و آشفته و تکه تکه می‌کند و اساسا چون خود نویسنده نیز می‌داند که این داستانک‌ها جان زیادی ندارند و با داستان اصلی پیوندی محکم برقرار نمی‌کنند و در نتیجه مدت کوتاهی بعد از تعریف هر کدام، آن را به نحوی انکار می‌کند و پرونده‌اش را می‌بندد.

به این ترتیب فیلم صرفا پوسته‌ای از پیچیدگی به دور خود می‌تند. شاید "پرده آخر" است که توقع ما را از کریم مسیحی و سینمایش آنقدر بالا برده که نمی‌توانیم با "تردید" دلخوش شویم. شاید هم میزانسن‌های چشم نواز و برخی از دیالوگ‌های زیبا و داستان بالقوه جذاب تردید است که وادارمان می‌کند به دنبال بقیه‌اش بگردیم و همچنان چشم انتظار بمانیم. چشم انتظاری که امیدوارم این بار مانند بار قبل سال‌ها به طول نینجامد و به زودی شاهد فیلم بعدی او بر پرده سینما باشیم.

منبع : سایت تحلیلی خبری سینمای ما

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 13:23 توسط بر باد رفته|

 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام 

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
 
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
 
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
 
بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام
 
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام
 
باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام
 
غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
زلف جانان از برای صید دل گسترده دام
 
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
 
هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه

وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام

منبع: سایت حافظ مستانه

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 13:2 توسط بر باد رفته|

فندق درختچه اي است به ارتفاع تقرباً 2 متر كه برگ هاي آن پهن و نوك تيز است. فندق داراي پوششي سبز رنگ بوده كه پس از خشك شدن تدريجاً از آن جدا مي گردد.
  مغز فندق در حدود 60 درصد روغن دارد كه به رنگ زرد روشن بوده و داراي طعم ملايم و بوي مطبوعي مي باشد.
از روغن فندق در تغذيه، عطر سازي و نقاشي استفاده مي شود. مغز فندق مقدار زيادي فسفر دارد.
فندق داراي خواص زيادي است و داراي پروتئين، مواد چرب، كلسيم، فسفر و پتاسيم مي باشد. فندق گرم و خشك است و براي بيماري قند مفيد است.
اين دانه روغني براي تقويت بدن، روده و معده، سرفه، درد سينه و كبد مفيد است. سموم را از بدن خارج كرده و براي ريزش مو و سوزش مجاري ادرار مفيد مي باشد ولي فشار خون را بالا مي برد.

  اگر شما فعاليت فكري زيادي داريد بهتر است فندق بخوريد چون به دليل فسفر زياد مغز شما را تقويت مي كند. ولي به خاطر داشته باشيد افراط در خوردن اين دانه روغني باعث نفخ و گاز شكم و استفراغ مي شود. اگر سرد مزاج هستيد بهتر است فندق را با آب و عسل بخوريد و اگر گرم مزاجيد با سكنجبين ميل كنيد.

منبع : پارسی طب  

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:17 توسط بر باد رفته|

جهت صفاى قلب
بعد از نماز صبح به جهت صفاى قلبش كلمه (یا نور) را به عددش كه 267 مى باشد بگوید.
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:14 توسط بر باد رفته|

 

امام باقر (ع):

نخستین چیزی که بنده برای آن حسابرسی می شود, نماز است.

اگر پذیرفته شد, سایر اعمالش هم پذیرفته می شود.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:11 توسط بر باد رفته|

محققان انستيتو مشترك كوآنتوم كه يك برنامه همكاري بين انستيتو ملي استاندارد و فن‌آوري و دانشگاه مريلند است توانستند از ميان انبوهي از مواد با افزودن يك لايه منفرد و با جاسازي استراتژيك، سرعت فوتون‌ها را به بيش از سرعت‌هاي نوري برسانند.

به گزارش سرويس علمي ايسنا، اين نمايش آزمايشي تاييد مي كند كه بر اساس پيش‌بيني‌هاي فيزيك كوانتوم زمان انتقال نور از ميان مواد چند لايه‌اي پيچيده،‌ به ضخامت ماده وابستگي ندارد در حالي كه در مواد ساده مانند شيشه عكس اين مطلب صدق مي كند اما در عوض به ترتيب انباشته‌ شدن لايه‌ها روي هم بستگي دارد. اين اولين تحقيق منتشر شده در زمينه وابستگي فوتون‌هاي منفرد است.

آنچه محققان اين موسسه در اين آزمايش مشاهده مي كنند با خواص موجي نور قابل توجيه است.

در اين آزمايش نور وقتي به عنوان يك ذره عمل مي كند وجود خود را آغاز كرده و خاتمه مي دهد؛ اما وقتي يكي از اين فوتون‌ها با يك مرز بين لايه‌هاي ماده برخورد كند امواجي را در هر سطح ايجاد مي‌كند و امواج نوري در حال حركت درست مانند امواج اقيانوس با يكديگر تعامل مي كنند.

در نهايت در اين آزمايش محققان فوتون‌هاي منفردي را مشاهده كردند كه سريعتر از نور حركت مي كردند.
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:59 توسط بر باد رفته|

به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين ديدگاه درحالي مطرح مي شود که دانشمندان براي شرکت در يک کنفرانس بين المللي براي بحث درباره چشم انداز کشف موجودات فرازميني در لندن جمع شده‌اند.

دانشمندان اکنون 50 سال است که آسمان را براي رديابي امواج راديويي که ممکن است توسط موجودات هوشمند پخش شده باشد رصد مي کنند، و تاکنون چيزي جز خش خش نشنيده اند.

باروچ بلومبرگ، اختر بيولوژيست مركز سرطان فاكس چنس در فيلادلفيا در اين زمينه اظهار داشت: هيچ مدرك علمي قطعي دال بر وجود حيات در جايي ديگر از كائنات وجود ندارد، اما يك احتمال بسيار قطعي در اين باره موجود است.

مارتين دومينيك، اخترشناس دانشگاه سنت اندروز در اسكاتلند نيز گفت: پيش‌بيني بديهي من اين است كه نسل‌هاي زنده فرصت فوق‌العاده‌اي براي ديدن حيات فرازميني دارند.

پاسكال اهرن فروند، اختر شيمي شناس دانشگاه جورج واشنگتن نيز در اين كنفرانس تاكيد كرد: آغاز حيات روي زمين مرهون مولكول‌هاي كربن و غبار حاصل از فضاي بين ستاره‌اي بوده است و بنابراين اجزاء اصلي سازنده حيات حداقل آن طور كه روي زمين شناخته شده، بايد در منظومه‌هاي سياره‌يي در كهكشان‌ راه شيري و ساير كهكشان‌ها گسترده باشد.

لرد ريس، رئيس انجمن سلطنتي و منجم هم كه معتقد است لحظه اي که موجودات فضايي کشف شوند، بشريت براي هميشه عوض خواهد شد و اين اکتشاف ديدگاه ما نسبت به خود و موقعيت ما در کيهان را تغيير خواهد داد، تصريح كرد: شانس کشف موجودات زنده در ماوراي منظومه شمسي اکنون بهتر از هر زمان ديگر است.

او گفت: فن‌آوري آنقدر پيشرفت کرده است که براي اولين بار عملا قادريم اميدي واقع گرايانه به يافتن کراتي به اندازه زمين در اطراف ساير ستارگان داشته باشيم. ما قادر خواهيم بود دريابيم که «آيا اين کرات داراي قاره ها و اقيانوس ها هستند يا خير و اينکه چه نوع اتمسفري دارند.»

لرد ريس گفت: هر چند کشف جزئيات در مورد حيات روي کرات ديگر بسيار دشوار خواهد بود اما اگر بتوانيم از يک سياره شبيه به زمين در اطراف ساير ستارگان نوعي عکس بگيريم، پيشرفتي عظيم خواهد بود.

استقرار اخير تلسکوپ هاي تازه فضايي که توانايي رديابي سياراتي به اندازه زمين را در اطراف ستارگان دوردست دارند، امکان تمرکز بيشتر در اين تحقيقات را بيشتر مي کند.

ريس گفت: گمان من اين است که حيات و موجودات هوشمند مي تواند در اشکالي وجود داشته باشد که ما قادر به تصورش نيستيم و البته امکان دارد که انواعي از هوش وراي ظرفيت انساني وجود داشته، به همان اندازه که ما از شامپانزه فراتر هستيم.

برخي از سخنرانان در اين كنفرانس فيلم‌هاي هاليوودي درباره حيات فرازميني را مردود دانستند. فيلم‌هايي كه در آنها آناتومي اين موجودات به گونه‌اي متفاوت، الهام گرفته از يك نماي انساني است و رفتارشان برگرفته از احساسات بشري مثل خشم و عشق است.
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:58 توسط بر باد رفته|


استيل‌آذين 2 - 1 مقاومت 

گل: محمد ایرانپوریان (20) برای مقاومت محمد غلامی (61) حمید شرفی (92) برای استیل آذین

مس 2 - 3 راه‌آهن 

گل: ایمان حیدری (3) میلاد زنیدپور (49) فرید عابدی (92) برای راه آهن علی سامره(53) حمید عزیززاده (83) برای مس 

سايپا 0 - 1 ملوان 

گل: باسیچ (66) برای ملوان 

سپاهان 2 - 2 صباي‌قم 

گل : داوود حقی (5 پنالتی) حمید فرزانه (55) برای صبا ابراهیم توره (87) هادی عقیلی (93) برای سپاهان

تراکتور‌سازی 1 - 1 فولاد 

نادر احمدی (29) برای فولاد امیر محمی (15) برای تراکتور

پاس 1 - 0 ذوب‌آهن 

یدالله اکبری (23 پنالتی) برای پاس

استقلال‌اهواز 0 - 0 شاهين 

پرسپوليس 3 - 1 پيكان 

گل: حسین معمار (گل به خودی - 9) کریم باقری (45) محسن خلیلی (85) برای پرسپولیس جهنگیر عسگری (61) برای پیکان

ابومسلم 1 - 3 استقلال

گل: عبدالجبار ممونی(گل به خودی -1) فرهاد مجیدی (80) آرش برهانی (92) برای استقلال و جواد ضیغمی (68) برای ابومسلم

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:35 توسط بر باد رفته|

اعتراض شديد منتقدان، عذرخواهي كارگردان 
نشست رسانه‌اي «زم‌هرير» جنجالي‌ترين شب جشنواره بيست وهشتم را رقم زد.
اعتراض‌ شايد برخي از منتقدان به فيلم و التهابي که در سراسر زمان برگزاري نشست بر فضا حکمفرما بود با هيچ نشست ديگري قابل مقايسه نبود.
نشست جنجالي «زم‌هرير» با حضور علي روئين‌تن كارگردان، ايرج رامين‌فر طراح صحنه و لباس، سيد ابراهيم بحر‌العلومي، وحيد جليل‌وند، مهرداد صديقيان، دانيال عبادي و بيتا بادران بازيگران اين فيلم جمعه شب در ساعت 12 و نيم شب گذشته در سالن كنفرانس مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار شد.
علي روئين‌تن در شروع اين نشست كه با اعتراضات اهالي رسانه همراه بود ابتدا شعري را خواند و گفت: تمامي حرف من در همين شعر است و سپس در پاسخ به سوالي درخصوص اين كه چقدر صحنه‌هاي به نمايش در آمده در فيلم ناشي از واقعيت است و چقدر خيال گفت: به هر حال همه ما استنتاجي را كه از واقعيت مي‌كنيم و موقعيتي كه در ذهن ما شكل مي‌گيرد، مي‌توانيم با تخيل آميخته كنيم و يكسري از تصاوير فيلم واقعيت است و يك سري ديگر به تخيلات من باز مي‌گردد.
روئين‌تن در پاسخ به سوالي در خصوص تاكيد زياد وي در خصوص استفاده از شمع در فيلمش گفت: شما فكر كنيد كه پارافين خون من كم بوده است! و در ادامه گفت: اما در فرهنگ ما شمع نماد سوختن است و من مي‌خواستم سوختن تدريجي آدم‌هايي مثل آسيد علي را نشان دهم.
روئين‌تن در ادامه در خصوص مشكلات نمايشي اين فيلم گفت: اگر يك آدمي را در يك اتاقي بگذارند و بگويند اجازه بيرون آمدن نداريد طبيعتا نمي‌تواند هيچ حرفي بزند و احساس مي‌كنم كه اين فيلم يك گير نگاهي دارد.
وي در ادامه در پي اعتراض‌هاي منتقدان نسبت به خود كه گاه به درگيري و زدوخورد بين خود منتقدان و خبرنگاران هم مي‌انجاميد، خطاب به اهالي رسانه گفت: من فكر مي‌كنم حرمت قلم بيشتر از اين است اما تمنا مي‌كنم يك خرده صاف‌تر از اين با هم باشيم.
روئين‌تن همچنين در پاسخ به سوال يكي از اهالي رسانه در خصوص فريبكاري اين فيلم و اين كه بايد از اهالي رسانه عذرخواهي كند، گفت: من احساس مي‌كنم كه اگر اين همه وفاق و همدلي بين شما و معاونت سينمايي باشد باعث خوشحالي است و من افتخار مي‌كنم كه اين همدلي بين اهالي رسانه و معاونت سينمايي وجود دارد و من باعث اين همه اذيت شدن شما شده‌ام.
پس از آن كه روئين‌تن اين حرف‌ها را خطاب به اهالي رسانه به زبان آورد يکي از منتقدان به نام کيوان کثيريان به سالن آمد و با اعتراضات شديدي به روئين‌تن گوشزد كرد كه چه كسي فيلم او را كليد زده است.
او ادامه داد: آقاي روئين‌تن وقتي فيلمت بد است، اينجا نيا براي ما حرف بزن. يادت باشد كه فيلمت را جواد شمقدري معاون امور سينمايي كليد زد و بنابراين نبايد بگويي كه اهالي رسانه و معاونت سينمايي دست‌شان در يك كاسه است كه روئين‌تن نيز بلافاصله خطاب به اهالي رسانه گفت: من اگر حرفي زدم كه خبرنگاران دست‌نشانده معاونت سينمايي هستند از همه آنها عذرخواهي مي‌كنم.
پس از فروكش كردن التهابات، چند دقيقه‌اي بين برخي از منتقدات و روئين‌تن اين نشست ادامه يافت و روئين تن در ادامه اين نشست گفت: من زياد آدم قهري نيستم و آدم مهر هستم. من يك فيلم ساختم اندازه همه آدم‌ها و فقط آمده‌ام تا در مورد يك فيلم حرف بزنم.
روئين‌تن در ادامه در پاسخ به سوالي درخصوص دليل حضور شخصيتي به نام حاج مريم در سكانس‌هاي جنگي فيلم خود گفت: حضور اين شخصيت به ساختار فيلم لطمه‌اي وارد نكرده است ما در جنگ خيلي از خانم‌هايي را داشتيم كه به عناوين گوناگون شركت داشتند و فكر نمي‌كنم حضور اين فرد مورد خاصي داشته باشد و در پي اعتراض خبرنگاري كه با لحني بد، حضور اين شخصيت در جبهه و رابطه‌اش با رزمندها را غيراخلاقي خواند، خطاب به اهالي رسانه گفت: چرا اينقدر عصباني هستيد؟
روئين‌تن در ادامه در پاسخ به سوالي كه تولد ژانر موزيكال دفاع مقدس را به وي تبريك گفته بود و از او پرسيده شده بود، چگونه به اين ژانر رسيده است تنها لبخند زد و سوال بعدي نيز كه چقدر در ساخت «زم‌هرير» با مسعود ده‌نمكي هم‌فكري داشته است تشويق‌هاي حاضران در سالن را به همراه داشت! و سوال سوم مبني بر اينكه چقدر فكر مي‌كنيد زمهريز در عرصه بين‌الملل موفق خواهد بود، تشويق‌هاي اعتراض‌آميز را چند برابر كرد.
ايرج رامين‌فر طراح صحنه و لباس فيلم پس از ديدن التهابات موجود در نشست پرسش و پاسخ اين فيلم و در اعتراض به آنچه كه او عنوان كرد هيچ سوالي در خصوص فيلم پرسيده نمي‌شود، محل نشست را ترك كرد و پس از خروج رامين‌فر از سالن بار ديگر منتقدي که آغازگر درگيري‌هاي کلامي بود، دوباره به سالن آمد و نسبت به حرف‌هاي روئين‌تن واكنش نشان داد و اين بار، با پا در مياني مهدي مسعود شاهي دبيرجشنواه وي از سالن نشست به بيرون هدايت شد و مسعود شاهي نيز براي آرام كردن جو به پشت تريبون رفت تا براي اهالي رسانه چند دقيقه‌اي را صحبت كند.
دبير جشنواره خطاب به حاضران در نشست گفت: من از همه دوستان و حاضرين در جلسه ابتدا تشكر مي‌كنم و فكر مي‌كنم اينگونه نشست‌ها يكي از جاهايي هست كه بايد آرامش خود را حفظ كنيم چرا كه ما داريم امتحان پس مي‌دهيم و نبايد در پاسخ دادن شتاب داشته باشيم موضوع، موضوعي فرهنگي است و دوستاني كه فيلم ساخته‌اند براي اثر خود احترام قائل هستند و يك مقدار بايد آرامش سالن حفظ شود.
وي ادامه داد: ما به عنوان دوستان اهل قلم و متخصصان سينمايي به اين جلسات و گفت‌وگو‌ها نياز داريم و به نظر مي‌رسد كه بايد صبر و حوصله خود را زياد كنيم و تمنا مي‌كنم كه همديگر را تحمل كنيد و اگر كدورتي هست همينجا از دل همديگر بيرون بياوريم.
به گزارش فارس، وحيد جليل‌وند بازيگر نقش آسيدعلي در فيلم «زمهرير» نيز گفت: خيلي اوقات براي ما پيش مي‌آيد كه رفتيم سر يك فيلمي و همه چيز آن به ما توهين كرده كارگردان فيلم غلط فكر كرده است. در مملكت ما فيلم بد كم ساخته نشده است و آقاي روئين‌تن نيز گفت كه من از همه كساني كه به شعور آنها توهين كرده‌ام عذرخواهي مي‌كنم ولي متاسفانه بعد از اين صحبت‌ها هيچ سوالي در خصوص فيلم پرسيده نمي‌شود.
به گزارش فارس، در ادامه اين جلسه علي روئين‌تن در پاسخ به سوالي در خصوص بي‌خاصيت نشان دادن شخصيت آسيدعلي به عنوان نمادي از يك فرمانده جنگ، گفت: آسيد علي فتوت دارد و پاي آرمانش ايستاده و يك آدمي را كه همه عمر و زندگيش را خرجش كرده به خاطر آرمانش و نجات دادن افراد گروهش مجبور است جان او را بگيرد، من مي‌خواستم فتوت و مرام اين آدم را نشان بدهم.
«محمود گبرلو» مدير اين نشست نيز در ادامه گفت: من به عنوان يك منتقد از اين فيلم شايد بدم آمده است اما به احترام روئين‌تن حرف‌هاي او را گوش مي‌كنم كه در اين لحظه علي علائي يكي ديگر از منتقدان حاضر در جلسه گفت: اين فيلم به همه تاريخ، ادبيات، آئين پهلواني، عشق و همه چيز ما توهين كرده است!
«بيتا بادران» بازيگر نقش آتيه در نقش «زم‌هرير» درخصوص همكاري خود با روئين‌تن گفت: من قبل از هر چيز مي‌گويم كه براي انتخاب هر نقش چندين فاكتور دارم اما قبلش با صداي بلند مي‌خواهم فرياد بزنم كه سال‌هاي سال افتخار شاگردي آقاي روئين تن را دارم و تمام مكتب‌هاي بازيگري را ايشان به من آموختند.
وي افزود: من براي انتخاب نقش‌هايم سه فاكتور انديشه، خردورزي و خلاقيت را در نظر مي‌گيرم و فكر مي‌كنم كارهاي آقاي روئين‌تن اين سه فاكتور را دارد.
در ادامه اين نشست از روئين‌تن سوال شد كه چرا فضاي ابتدايي فيلم را كه فضايي انتقاد آميز اجتماعي بود، ادامه نداد، گفت: احساس مي‌كنم كه آن آدمي را كه خواب باشد، به راحتي مي‌توان بيدار كرد اما امان از زماني كه يك فرد خود را به خواب زده باشد. و در حالي كه بعض كرده بود گفت: من تلاش كردم اثر شريفي بسازم و باور كنيد نيت بدي نداشته‌ام.
وي ادامه داد: در دهه 80 هم جنگ براي من هنوز وجود دارد و آسيدعلي‌ها وجود دارند و اگر آسيدعلي وجود دارد آتيه‌اي نيز وجود دارد تا حرف‌هاي او را بشنود. من شرمنده تك تك شما هستم كه اينقدر باور شما را درد آوردم اما باور كنيد كه نمي‌خواستيم اين كار را انجام دهم.
روئين‌تن در ادامه تاكيد كرد: همه سينما، فيلم «زم‌هريز» خودم، همسرم و فرزندم فداي يك تار موي يك شهيد. خدا را شاهد مي‌گيرم كه من به آنها عشق مي‌ورزم و مي‌خواستم بگويم كه قدر آسيد‌علي‌ها را بدانيم و درد آنها را بشناسيم. مي‌خواستم بگويم كه در قاموس آسيد‌علي‌ها زن‌ها مرد هستند، من مي‌خواستم فقط بگويم كه تو را به امام زمان، آسيدعلي‌ها را تنها نگذاريم و اين نسل جوان بدون نفس آسيدعلي لكنت مي‌گيرد اما اگر بد گفتم، روسياه هستم. بر پدر من لعنت كه بخواهم به روزنامه‌نگاران توهين كنم. من فقط خواستم از فتوت و مردانگي حرف بزنم اگر آمدم لب كارون و آمدم با لب كارون جهت‌دهي ديگري كردم و من با اين ترانه به آقاسي اظهار ارادت نكردم و اظهار ارادت من به رود كارون بوده است كه يك ترانه كوچه بازاري را آمديم تا عارفانه بررسي كنيم.
كارگردان «زم‌هرير» تصريح كرد: من خواستم بگويم كه اين بچه‌هاي شهدا احتياج به حمايت دارند و آسيدعلي‌‌ها بايد از اينها حمايت كنند و واي به روزي كه آسيدعلي‌ها به حرف زدن بيفتند.
در ادامه «شهرام شكيبا» خطاب به روئين‌تن گفت: من نمي‌دانم هدف شما از به كارگيري شخصيت آسيدعلي چه بود اما در اين مملكت سيدعلي تنها اسم رهبر است و شما نبايد از رهبر براي توجيه فيلمت خرج كني.
در ادامه اعتراضاتي نسبت به سكانس‌هاي جنگي فيلم مطرح شد كه روئين‌تن در پاسخ به آنها گفت: شما روي واژه‌ها مشكل داريد، شما در جبهه چه كسي را ديديد كه با كس ديگري (...) بزند. اگر همه آدم‌هايي كه در فرهنگ ما و در جنگ ما هستند سرخوش و شاد به جنگ مي‌روند و مي‌جنگند كه عيب نيست. من نخواستم از آسيد‌علي‌هاي «زم‌هرير» نماد بياورم و از آسيدعلي‌ها حرف نزنم. من گفتم كه به دنبال ولايت برويم و توي گوش ولايت نزنيم. من اگر جنگي نشان دادم مي‌خواستم جنگي غيرمتعارف را نشان بدهم. من اگر خانمي را به جنگ آوردم به دليل (...) زدن نبود و روحاني جنگ من نيز، به شدت به فرمانده‌اش اقتدا مي‌كند.
در ادامه اين نشست و با بالا گرفتن تنش و اعتراضات ميان روئين‌تن و اهالي رسانه، «عليرضا غفاري» مجري راديو و تلويزيون و منتقد، به عنوان نماينده‌اي از اهالي رسانه به پشت تريبون رفت و گفت: من سال‌هاست با علي روئين‌تن دوست هستم و قبل از آن كه فيلم را بسازد، نسخه‌اي از فيلم‌نامه را به من داد و به شدت تحت‌تأثير يكي از سكانس‌هاي آن قرار گرفتم اما آقاي روئين‌تن! محصول ساخته شده شما متأسفانه با مابه‌ازاي بيروني جامعه سازگاري ندارد و آنچه واقعيت دارد هم خوب بيان نشده... همين شخصيت حاج مريم در فيلم «شب‌بخير فرمانده» انسيه شاه‌حسيني نيز وجود داشت اما هيچ‌كس به آن اعتراض نكرد. آقاي روئين‌تن! اينجا يك محل فرهنگي است اما شخص شما با فضاسازي غيرمنطقي و غير معقول قبل از جشنواره، يك اشتياقي افزون بر اشتياق معقول ايجاد كرديد و اين اشتياق پاسخ مطلوب دريافت نكرد شما هيچ‌وقت پاي يك تابلوي نقاشي نمي‌ايستيد تا حرف آن نقاش به آن سنجاق شده باشد و يك اثر هنري بايد حرفش را خودش بزند و شما نيز با آن فيلم حرف خود را زده‌ايد.
غفاري تصريح كرد: هنرمندان به عنوان پيشقراولان جامعه فرهنگي وظيفه روشنگري دارند اما آقاي روئين‌تن فيلم شما روشنگري نداشت. اين فيلم حتي به نظر من با 45 دقيقه تعديل هم يك فيلم معمولي قابل اكران نيست اما به منتقدان هم مي‌گويم كه يك‌بار ديگر سر در سينماها را در روزهاي معاصر نگاه كنيد و ببينيد سر در سينماها چه كساني هستند. چرا آنجا جيغ نمي‌كشيد و فرياد نمي‌زنيد؟
در خاتمه اين نشست، علي روئين‌تن كارگردان «زم‌هرير» گفت: من آمدم يك فيلمي را ساختم و مي‌ترسم كه يك حرفي را بزنم و دوباره شما با من دعوا كنيد. من مي‌گويم نيت آدم‌ها مهم است اين فيلم را در حال حاضر نمي‌پذيريم، شايد كه با جامعه امروز تطابق ندارد.
سيد احمد ميرعلايي مديرعامل بنياد سينمايي فارابي از جمله حاضران ويژه در نشست بود كه از ابتدا تا پايان در سالن كنفرانس حاضر بود و ابوالقاسم طالبي يكي از داوران جشنواره نيز حين نمايش فيلم در سالن حضور داشت و در زمان نشست مطبوعاتي نيز در سالن كنفرانس حاضر بود.
بسياري از بازيگران «زم‌هرير» در سالن حضور داشتند اما برخي از آنها همچون سيدضياء هاشمي تهيه كننده «زم‌هرير» ترجيح دادند به پشت تريبون نروند.

نشست پرسش و پاسخ «زم‌هرير» به دليل فضاسازي‌هاي ايجاد شده قبل از نمايش فيلم و آنچه كه اهالي رسانه در هنگام نمايش فيلم ديدند و اعتراضات آنان را برانگيخت، يكي از شلوغ‌ترين نشست‌هاي رسانه‌اي جشنواره بود به طوري كه تمام صندلي‌هاي سالن پرشده بود و بسياري از افراد نيز ايستاده نشست را دنبال مي‌كردند.

منبع:

بانی فیلم

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 9:3 توسط بر باد رفته|

یماری‌های کار با رایانه

مشکلات بینایی
مشکلات بینایی، از شایع‌ترین مشکلاتی است که در اثر کار زیاد با رایانه بروز می‌کند. درد، سرخی و سوزش چشم و آب‌ریزش آن، دوبینی، احساس تاری دید که به کاهش قدرت بینایی، خستگی و درد چشم و سردرد منجر می‌شود، از جمله این عوارض است. چشم‌های انسان عادت دارند تا بسیار راحت روی اشیای دور و نزدیک متمرکز شوند، به همین دلیل احتمال خستگی ماهیچه چشمی که روی کاغذ و صفحه مانیتور متمرکز شده وجود دارد. همچنین ماهیچه‌های دیگر چشم، از تغییرات نور یا درخشندگی یا از تغییر مسیر دید بین صفحه نمایشگر و نوشته‌های در حال تایپ خسته می‌شوند و به دلیل جابه‌جایی زیاد کلمات، چشم قدرت تطابق خود را به مرور از دست می‌دهد. افرادی که دارای اختلالات انکساری اصلاح نشده هستند، بیشتر در معرض خطرند.

عوارض مفصلی و عضلانی
یکی دیگر از شایع‌ترین عوارض کار با رایانه، دردهای عضلانی و درد مچ دست و بازوها است. درد گردن و کمر در طولانی مدت، خمیدگی پشت از عوارض دیگر کار زیاد و طولانی با رایانه است. به طور معمول،‌ کاربران رایانه، ساعدها، دست‌ها، بازوان، پشت و گردن خود را در یک حالت ثابت قرار می‌دهند و این عمل سبب وارد شدن فشار زیاد، در زمان طولانی، روی ماهیچه‌ها و تاندون‌های فرد می‌شود و در نهایت می‌تواند به مشکلات عضلانی و مفصلی نیز منجر شود. در این رابطه، عوامل ارگونومیکی مانند بار کاری، حرکات تکراری، طرز نشستن، زاویه دید، وضعیت میز و صندلی، ارتفاع صفحه کلید و مانیتور، وضعیت نوری، سرعت تایپ و نداشتن آرامش روانی می‌تواند از مشکلات جدی به شمار رود.

مشکلات دوران بارداری و زایمان
برخی پژوهشگران بر این باورند که زایمان‌ها و بارداری‌های غیرعادی و تولد نارس و ناقص به استفاده از صفحه نمایش رایانه و وجود تشعشات آن مربوط است. برخی تحقیقات نشان دهنده این مطلب است که سقط جنین در زمانی که در معرض میدان‌های مغناطیسی حاصل از رایانه با قدرت بیش از 9/0 میکروتسلا قرار دارند، شایع‌تر است. بنابراین هنگام خرید یا استفاده از رایانه باید دقت کنید که رایانه شدت میدان مغناطیسی زیادی نداشته باشد.

مشکلات پوستی
ولتاژ زیاد لامپ تصویر در انواع نمایشگرهای قدیمی موجب تولید میدان الکترواستاتیک و بارهای الکتریکی مثبت در سطح خارجی صفحه نمایش می‌شود. در میدان بین بارهای مثبت و صورت کاربر، گرد و خاک و ذرات در تمامی جهات حرکت می‌کنند. اگرچه میزان گرد و خاک و ذرات بسته به نوع تهویه اتاق، کف‌پوش و عوامل دیگر تغییر می‌کند، همیشه وجود دارند. جریان بارهای مثبت حاصل در این میدان ممکن است در افرادی که حساسیت پوستی دارند، موجب خشک شدن پوست دست و صورت و ترک خوردن آن شود. همچنین بررسی‌ها نشان داده‌اند افرادی که از حساسیت‌های پوستی شکایت دارند و هنگام کار بیشتر تحت فشارهای فکری و عصبی قرار می‌گیرند، فشارها و استرس‌ها موجب تغییرات هورمونی مانند تیروکسین و پرولاکتین و همچنین ضایعات پوستی در آنها می‌شود. در یک مطالعه دیگر نیز ارتباط میان ضایعات پوست صورت و کار با رایانه را به عوامل روانی اجتماعی و مسایل محیط کار نسبت داده‌اند. البته عوامل شخصی هم در بروز این ضایعات دخالت دارند.

استرس و مشکلات عصبی، روانی
حجم کار زیاد و دوری از همکاران در محیط کار می‌تواند به بروز مشکلات روانی منجر شود. البته کار با رایانه افسردگی‌زا به شمار نمی‌رود بلکه حجم زیاد کار است که در ایجاد استرس روانی نقش دارد.

تنفس گازهای رایانه
بدنه رایانه‌ها و نمایشگرها بر اثر گرم شدن، بوی مخصوصی از خود متصاعد می‌کنند. از جمله این بوها، گاز دیوکسین است که به وسیله بدنه رایانه و صفحه نمایشگر تولید می‌شود. این مواد به‌عنوان مواد ضدحریق در بدنه نمایشگر و بردهای رایانه به کار می‌روند. همچنین گاز اوزن به هنگام کار چاپگر لیزری تولید می‌شود که به بافت مخاطی بینی، چشم و گلو آسیب می‌رساند. بنابراین رعایت استانداردهای مربوط در این خصوص از سوی واردکنندگان یا تولیدکنندگان رایانه ضروری است.

نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 1:1 توسط بر باد رفته|

جهت فراخى روزى
هر كس در هر گوشه از خانه خود صد بار (یا رزاق ) گوید روزى اهل آن خانه وسعت یابد.

منبع گنجهای معنوی

نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 0:48 توسط بر باد رفته|

امام جعفر صادق(ع)

دعا کلید نجات است. بهترین دعا ان است که از سینه پاک و  دلی ترسناک بر اید. مناجات سبب پاکی نیت و وسیله رهائی از حوادث ناگوار دنیا و اتش جهنم در اخرت است. پس هرگاه نار احتیها هجوم اوردند به خدا پناه ببرید.
نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 0:36 توسط بر باد رفته|

خواص : خيار Cucumber
نام علمی Cucumis sativus
گياه شناسي
خيار گياه بومي هندوستان است و از آنجا به نقاط ديگر جهان راه يافته است . حدود بيست قرن قبل از ميلاد مسيح مصريان قديم از آن استفاده مي كرده اند .
ايالت فلوريدا مهمترين توليد كننده خيار در آمريكا است و حدود يك سو م خيار كل آمريكا را توليد مي كند .
خيار گياهي است علفي و يكساله داراي ساقه خزنده وپوشيده از خارهاي نازك و خشن است . برگهاي آن بزرگ و داراي زاويه و دندانه دار است . گلهاي آن زرد رنگ كه به دو صورت نر و ماده روي يك پايه قرار دارند ميوه آن سبز رنگ و بسته به نوع و نژادهاي مختلف ممكن است كوچك و يا دراز باشد .
خواص داروئي:
خيار از نظر طب قديم ايران سرد و تر است و خنك كننده بدن مي باشد و به هضم غذا كمك مي كند .
1)خيار حل كننده اورات و اسيد اوريك است بنابراين مرض نقرس را درمان مي كند .
2)خيار ادرار آور است ..
4)خيار خون را تصفيه مي كند.
5)سوپ خيار حبس البول را از بين مي برد .
6)عصاره برگهاي له شده خيار ايجاد تهوع مي كند بنابراين در مسموميت ها و اختلالات دستگاه جهاز هاضمه مصرف مي شود .
7)خيار عطش را تسكين مي دهد .
8)خيار ملين است .
9)خيار را حلقه حلقه كرده و روي پوست صورت بگذاريد چين و چروكهاي صورت را از بين يم برد و صورت را جوان مي كند.
10)اگر پوست شما چرب است خيار را با آب مقطر بپزيد و با اين آب صورت خود را شستشو دهيد .
منبع : کتب طب سنتی

نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 0:17 توسط بر باد رفته|


آخرين مطالب
» فایده گاو بودن
» یادی از گذشته
» سلام
» خنده داره نه؟
» چه ساده دل باختی
» افسوس
» منم مثل تو تنهام بمون پیشم
» وداع
» به بهانه بازی در شیدایی
» نقد سریال شوق پرواز

Design By : Pichak